اخبار روانشناسی؛
۷ راه برای مقابله با افراد خودشیفته؛ بهترین انتقام، بهبود یافتن است
دستکاری روانی، مقصر جلوه دادن دیگران و فرار از پذیرفتن مسئولیت، از جمله رفتارهایی هستند که میتوانند در روابط با افراد دارای ویژگیهای شدید خودشیفتهوار دیده شوند.
اخبار روانشناسی؛
دستکاری روانی، مقصر جلوه دادن دیگران و فرار از پذیرفتن مسئولیت، از جمله رفتارهایی هستند که میتوانند در روابط با افراد دارای ویژگیهای شدید خودشیفتهوار دیده شوند.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ ۷ راه برای مقابله با افراد خودشیفته؛ بهترین انتقام، بهبود یافتن است. جواد آلحبیب، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی دراین باره می گوید: افرادی که با افراد خودشیفته درگیر هستند، معمولاً تلاش میکنند رفتار طرف مقابل را تغییر دهند یا او را شکست دهند؛ اما به گفته جواد آلحبیب، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی، راه مؤثرتر این است که فرد کنترل زندگی، احساسات و واکنشهای خود را دوباره به دست بگیرد.
به گفته او، هدف اصلی در برخورد با یک فرد خودشیفته، نابود کردن او نیست؛ بلکه باید کنترل و نفوذی را که بر زندگی فرد مقابل پیدا کرده، از بین برد.
البته هر فرد خودمحور، مغرور یا خودشیفتهای الزاماً دچار اختلال شخصیت خودشیفته (NPD) نیست. این اختلال یک وضعیت بالینی است که با احساس اغراقآمیز اهمیت و ارزش خود، نیاز شدید به توجه و تأیید و برخی الگوهای رفتاری مشخص همراه است.
جواد آلحبیب میگوید گَسلایتینگ، دستکاری روانی، مقصر جلوه دادن دیگران و فرار از پذیرفتن مسئولیت، از جمله رفتارهایی هستند که میتوانند در روابط با افراد دارای ویژگیهای شدید خودشیفتهوار دیده شوند.
او برای مقابله با این رفتارها، هفت راهکار مهم را پیشنهاد میکند:
یکی از نخستین کارهایی که میتوان در برابر رفتارهای سمی یک فرد خودشیفته انجام داد، متوقف کردن واکنشهای شدید احساسی است.
خشم، گریه یا التماس ممکن است باعث شود موضوع اصلی، یعنی رفتار فرد مقابل، به حاشیه برود و تمرکز گفتوگو روی واکنشهای شما قرار بگیرد.
آلحبیب تأکید میکند که کنترل احساسات به معنای تسلیم شدن نیست؛ بلکه یعنی اجازه ندهید فرد دیگری کنترل واکنشهای احساسی شما را در دست بگیرد.
افرادی که در معرض رفتارهای خودشیفتهوار قرار میگیرند، گاهی تلاش میکنند مدام خودشان را توجیه کنند، بحث کنند، از خود دفاع کنند یا درباره رفتارشان توضیح بدهند.
این کار میتواند چرخه درگیری را طولانیتر کند.
به گفته آلحبیب، لازم نیست در هر بحثی که طرف مقابل شما را وارد آن میکند، شرکت کنید. گاهی پایان دادن به بحث و فاصله گرفتن، مؤثرتر از تلاش برای ثابت کردن حقانیت خود است.
شناخت الگوهای رفتاری میتواند به فرد کمک کند کمتر تحت تأثیر بازیهای روانی قرار بگیرد.
آلحبیب توصیه میکند افراد با مفاهیمی مانند گَسلایتینگ، مقصر جلوه دادن دیگران، فرافکنی و DARVO آشنا شوند.
DARVO الگویی است که در آن فرد ابتدا رفتار خود را انکار میکند، سپس به طرف مقابل حمله میکند و در نهایت جای قربانی و فرد مقصر را عوض میکند.
به گفته آلحبیب، شناخت این الگوها باعث میشود فرد به جای گرفتار شدن در سردرگمی، رفتار طرف مقابل را بهتر ارزیابی کند.
تعیین مرز یکی از مهمترین راههای محافظت از خود در برابر رفتارهای آسیبزا است.
با این حال، بسیاری از افراد مرز را با تلاش برای کنترل رفتار طرف مقابل اشتباه میگیرند.
برای مثال، گفتن «نباید سر من داد بزنی» تلاش برای کنترل رفتار فرد مقابل است.
اما یک مرز واقعی میتواند این باشد:
«اگر سر من داد بزنی، گفتوگو را تمام میکنم.»
در این حالت، فرد درباره رفتار خودش تصمیم میگیرد، نه اینکه بخواهد طرف مقابل را کنترل کند.
آلحبیب تأکید میکند مرزی که در عمل اجرا نشود، بیشتر شبیه یک درخواست است و بهراحتی میتوان آن را نادیده گرفت.
هرچه دسترسی فردی که رفتارهای خودشیفتهوار دارد به شما کمتر باشد، نفوذ او نیز کاهش پیدا میکند.
اگر قطع کامل ارتباط امکانپذیر نیست، برای مثال زمانی که فرد مقابل یکی از والدین، هموالد یا فرزند شماست، بهتر است ارتباطها کوتاه، روشن، مبتنی بر واقعیت و بدون بار احساسی باشند.
در چنین شرایطی میتوان از پاسخهای کوتاه و خنثی مانند «متوجه شدم»، «باشه»، «فهمیدم» و «ممنون» استفاده کرد و وارد توضیحات طولانی نشد.
همچنین نباید بهبود یافتن خود را به عذرخواهی یا درک شدن از سوی فردی که به شما آسیب زده، وابسته کنید.
روش سنگ خاکستری (Gray Rock) به این معناست که در برابر تلاش فرد خودشیفته برای تحریک کردن شما، تا حد امکان خنثی، کوتاه و بیواکنش باقی بمانید.
اگر فرد مقابل تلاش میکند شما را وارد دعوا کند، به جای واکنش احساسی میتوانید پاسخهایی آرام و خنثی بدهید؛ برای مثال:
«میشود دوباره بگویی؟»
یا:
«خودت شنیدی چه گفتی؟»
هدف این روش آن است که فرد مقابل از واکنشهای احساسی شما برای ادامه دادن درگیری استفاده نکند.
آلحبیب توصیه میکند لحن صدا آرام و یکنواخت و حالت چهره خنثی باشد.
مؤثرترین راه برای خارج شدن از نفوذ یک فرد خودشیفته، ساختن یک زندگی سالم و رضایتبخش بدون وابستگی به اوست.
بازسازی روابط سالم، تقویت عزتنفس و رسیدگی به آسیبهای روانی گذشته با کمک متخصصان سلامت روان میتواند در این مسیر مؤثر باشد.
به گفته آلحبیب، «بزرگترین انتقام این نیست که به یک فرد خودشیفته آسیب بزنید؛ بزرگترین انتقام، بهبود یافتن است.»
او تأکید میکند که فرد باید دوباره احساس ارزشمندی خود را پیدا کند، آرامش بیشتری به دست آورد و زندگیای بسازد که کیفیت آن دیگر به رفتار فرد خودشیفته وابسته نباشد.
روابط با افراد دارای رفتارهای خودشیفتهوار گاهی از طریق چرخهای از محبت و سپس فاصله گرفتن، نوعی پیوند ناشی از تروما ایجاد میکنند. به همین دلیل، ترک رابطه یا تغییر دادن این الگو میتواند برای فرد بسیار دردناک یا گیجکننده باشد.
آلحبیب میگوید این دشواری به معنای ضعیف بودن فرد نیست؛ بلکه میتواند نشان دهد که فرد برای دوام آوردن در یک رابطه روانی فرساینده، به شکل خاصی با شرایط سازگار شده است.
در چنین شرایطی، استفاده از حمایت افراد قابل اعتماد و مراجعه به روانشناس یا رواندرمانگر آشنا با تروما میتواند کمککننده باشد. برخی روشهای درمانی، از جمله EMDR، نیز ممکن است برای پردازش و درمان آسیبهای ناشی از روابط آسیبزا مورد استفاده قرار گیرند.
در نهایت، پیروزی واقعی این نیست که فرد خودشیفته رنج بکشد؛ بلکه زمانی اتفاق میافتد که رفتار او دیگر تعیین نکند شما روز خوبی خواهید داشت یا روز بدی.
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.