ذهن انسان می تواند ساعت ها به تصمیمی برگردد که ماه ها یا حتی سال ها از آن گذشته است. ما در خیال خود به عقب می رویم، یکی از انتخاب ها را تغییر می دهیم و آینده ای بی نقص می سازیم؛ آینده ای که هرگز فرصت نکرده ایم واقعیت آن را ببینیم.
این بازسازی ذهنی، در روان شناسی با مفهوم تفکر خلاف واقع توضیح داده می شود. ذهن رویدادی را که اتفاق افتاده با آنچه می توانست اتفاق بیفتد مقایسه می کند. این توانایی گاهی به یادگیری کمک می کند، اما اگر به مرور بی پایان گذشته و سرزنش خود منجر شود، دیگر سازنده نیست.
چرا حسرت بعضی تصمیم ها رهایمان نمی کند؟
توماس گیلوویچ و ویکتوریا مدوک، روان شناسان آمریکایی، در پژوهش های خود درباره حسرت نشان داده اند که الگوی پشیمانی با گذشت زمان تغییر می کند. در کوتاه مدت، انسان معمولا از کارهایی که انجام داده بیشتر پشیمان می شود؛ اما در بلند مدت، فرصت هایی که از دست داده و کارهایی که انجام نداده است، می توانند حسرت بیشتری ایجاد کنند.
به همین دلیل ممکن است فرد سال ها بعد بیش از یک تصمیم اشتباه، به مسیری فکر کند که هرگز امتحان نکرده است؛ رشته ای که نخوانده، سفری که نرفته یا علاقه ای که برای آن اقدامی نکرده است. پژوهش گیلوویچ و مدوک درباره تجربه حسرت (https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/۷۸۱۵۳۰۷/)
اما یک نکته مهم اغلب نادیده گرفته می شود. وقتی گذشته را مرور می کنیم، معمولا نتیجه مسیر انتخاب نشده را بهتر از واقعیت تصور می کنیم. فردی که می گوید اگر مهاجرت کرده بودم حتما موفق می شدم، مشکلات مالی، تنهایی، محدودیت های شغلی و احتمال شکست در آن مسیر را وارد محاسبات ذهنی خود نمی کند.
ذهن یک زندگی واقعی را با تمام دشواری هایش، با یک زندگی خیالی و ویرایش شده مقایسه می کند. طبیعی است که واقعیت در این رقابت نابرابر بازنده شود.
مرز میان فکر کردن و نشخوار فکری
بررسی یک اشتباه می تواند مفید باشد، به شرط آنکه به تصمیم تازه ای منتهی شود. اما نشخوار فکری یعنی بازگشت مکرر به یک مسئله، بدون رسیدن به پاسخ یا اقدام موثر.
سوزان نولن هوکسما، استاد روان شناسی دانشگاه ییل، سال ها درباره نشخوار فکری مطالعه کرد. پژوهش های او نشان دادند که تمرکز مداوم بر علت ها و پیامدهای احساسات منفی می تواند خلق پایین را طولانی تر کند و با افزایش نشانه های افسردگی و اضطراب ارتباط داشته باشد. مرور علمی نظریه نشخوار فکری (https://escholarship.org/uc/item/73k3x91t)
تفاوت بازنگری مفید و نشخوار فکری را می توان با یک پرسش ساده تشخیص داد:
آیا این فکر مرا به تصمیم یا اقدام مشخصی نزدیک می کند، یا فقط همان درد را دوباره زنده می کند؟
اگر فکر کردن به گذشته اطلاعات تازه ای تولید نمی کند و فقط شرم، خشم یا درماندگی را افزایش می دهد، احتمالا ذهن وارد چرخه نشخوار شده است.
آیا دلتنگی برای گذشته ناسالم است؟
هر بازگشتی به گذشته نشانه فرار از واقعیت نیست. پژوهش های کنستانتین سدیکیدس و تیم وایلدشوت نشان داده اند که نوستالژی در بعضی شرایط می تواند احساس پیوند اجتماعی، معنا و تداوم هویت را تقویت کند. یادآوری یک رابطه گرم یا تجربه ارزشمند گذشته گاهی به فرد کمک می کند احساس کند زندگی او مجموعه ای از بخش های جدا از هم نیست. پژوهش درباره نوستالژی و تداوم هویت (https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/۲۶۷۵۱۶۳۲/)
مشکل زمانی آغاز می شود که گذشته از یک منبع معنا به معیار تحقیر زمان حال تبدیل شود. اگر فرد فقط روزهای خوب را به خاطر بیاورد و دشواری های همان دوره را حذف کند، ممکن است به این نتیجه برسد که بهترین بخش زندگی تمام شده است.
نوستالژی سالم می گوید گذشته بخشی از زندگی من است. نوستالژی فرساینده می گوید دیگر هیچ چیز ارزشمندی در آینده وجود ندارد.
شبکه های اجتماعی چگونه حس عقب ماندگی را تشدید می کنند؟
در فضای مجازی، انسان ها معمولا نتیجه نهایی را نمایش می دهند، نه مسیر پر دردسر رسیدن به آن را. مخاطب خانه خریدن، ازدواج، مهاجرت، ارتقای شغلی و سفرهای دیگران را می بیند، اما بدهی، اختلاف، شکست و اضطراب پشت این تصاویر را نمی بیند.
مقایسه زندگی روزمره خود با لحظه های دستچین شده دیگران می تواند احساس عقب ماندگی را تقویت کند. با این حال، شبکه اجتماعی تنها عامل این احساس نیست. نوع محتوای مصرف شده، مدت استفاده، شرایط اقتصادی، وضعیت روانی و کیفیت روابط واقعی فرد نیز اهمیت دارند.
گاهی احساس عقب ماندگی واکنشی قابل درک به واقعیت است. تورم، بیکاری، ناامنی شغلی، بیماری یا تبعیض می توانند فرصت های واقعی انسان را محدود کنند. علمی نیست که تمام این فشارها را به طرز فکر منفی یا ضعف فردی نسبت دهیم.
چگونه از تله ای کاش بیرون بیاییم؟
هدف، فراموش کردن گذشته یا مثبت فکر کردن اجباری نیست. فردی که سرمایه، رابطه یا سال هایی از زندگی خود را از دست داده، حق دارد ناراحت، عصبانی یا سوگوار باشد. عبور سالم زمانی آغاز می شود که درد به رسمیت شناخته شود، اما تمام آینده را در اختیار نگیرد.
واقعیت را از داستان ذهن جدا کنید
روی کاغذ بنویسید چه چیزی را واقعا از دست داده اید و کدام بخش فقط پیش بینی شما از یک مسیر خیالی است. ممکن است یک فرصت از دست رفته باشد، اما موفقیت قطعی در آن مسیر هرگز اثبات نشده است.
از گذشته یک درس مشخص استخراج کنید
به جای اینکه بارها بپرسید چرا این کار را کردم، بپرسید این تجربه چه اطلاعاتی برای تصمیم بعدی من دارد. پاسخ باید روشن و قابل اجرا باشد؛ برای نمونه، پیش از سرمایه گذاری بعدی نظر متخصص می گیرم یا در رابطه بعدی نشانه های کنترل گری را نادیده نمی گیرم.
محدوده اختیار امروز را پیدا کنید
گذشته قابل تغییر نیست، اما همه اجزای آینده نیز خارج از اختیار ما نیستند. یک تماس، ثبت نام در یک دوره، تنظیم هزینه ها یا درخواست کمک می تواند نقطه شروع باشد. اقدام کوچک قرار نیست تمام خسارت را جبران کند؛ فقط باید جهت حرکت را تغییر دهد.
با خودتان مانند یک دوست رفتار کنید
کریستین نف، پژوهشگر حوزه شفقت به خود، این مهارت را ترکیبی از مهربانی با خود، پذیرش نقص مشترک انسانی و مشاهده متعادل احساسات می داند. شفقت به خود به معنای توجیه اشتباه نیست؛ یعنی فرد بتواند بدون خرد کردن شخصیت خود، مسئولیت انتخابش را بپذیرد. مرور علمی پژوهش های شفقت به خود (https://www.annualreviews.org/doi/۱۰.۱۱۴۶/annurev-psych-۰۳۲۴۲۰-۰۳۱۰۴۷)
زمان حال را به حسرت تازه تبدیل نکنید
یکی از تلخ ترین پیامدهای درگیری مداوم با گذشته این است که فرصت های موجود نیز دیده نمی شوند. ممکن است نتوان گذشته را جبران کرد، اما می توان مانع شد که تمام امروز صرف محاکمه تصمیم های دیروز شود.
چه زمانی باید از متخصص کمک گرفت؟
حسرت و ناراحتی بخشی از تجربه طبیعی انسان هستند، اما اگر ناامیدی، بی علاقگی، اختلال خواب، تغییر اشتها، کاهش انرژی، احساس بی ارزشی یا مشکل تمرکز بیشتر از دو هفته ادامه داشته باشد و کار، تحصیل یا روابط فرد را مختل کند، ارزیابی روان شناس یا روان پزشک ضروری است.
در صورت شکل گیری افکار آسیب زدن به خود یا خودکشی، باید موضوع را فوری و جدی گرفت و از خدمات اورژانسی، فرد قابل اعتماد یا متخصص سلامت روان کمک خواست.
گذشته را نمی توان دوباره نوشت، اما می توان رابطه خود را با آن تغییر داد. حسرت زمانی مفید است که اطلاعاتی برای انتخاب بعدی فراهم کند. اگر فقط فرد را در دادگاه بی پایان ذهن نگه دارد، دیگر چراغ راه نیست؛ باری است که فرصت حرکت را از او می گیرد.
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.