به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ مدینه امشب لحظههای تازهای را تجربه میکند؛ گویی تنزیل تازهای از عرش فرود آمده است! این نور الهی، چیست در کالبد خانه زهرا علیهاالسلام؟ چیست این مهر مصطفوی که صلابت مرتضویاش، آمیخته با تبسم است؟کیست این آیینه عطوفت که زینت پدر است و گرمی بخش دل مادر؟ آری امروز آیه ای دیگر نازل میشود. از تلاقی دو دریای نور و معرفت علی و فاطمه(ع) گوهری پا به عرصه وجود مینهد که این نوگل روییده در گلزار عترت، عطر محمد(ص)، خوی علی(ع) و خُلق فاطمه(س) دارد؛ دختری که با تولدش فصلی جدید در تاریخ «عفاف» رقم میخورد. آخرین آیه از سوره صبر میآید و بر قلب عالم مینشیند.
امروز زینب قدم به چشم جهان میگذارد. میآید تا امتداد زهرا باشد، طلوع دوباره خدیجه. میآید تا کوه شکیبایی باشد در دشت بلا…و عالم ببیند زینب را که چگونه با اذان حسین حق را اقامه میکند و با تکبریش احرام میبندد و چگونه قیام حسین، متصل به رکوع صبر زینب میگردد.
نام زینب علیهاالسلام که میآید، تکلیف انسان با خودش روشن میشود؛ میداند با آنچه که باید باشد، چقدر فاصله دارد؛ پی میبرد چند جام عرفان لازم است تا «زیبا دیدن مصیبتها.» تا جاییکه به جز خدا و خدا چیزی نبینی.
امروز، اگرچه از زینب علیهاالسلام میگوییم و از زینب علیهاالسلام مینویسیم و خود را زینبی میدانیم؛ اما تنها خود اوست که از رویارویی با گونههای مختلف داغ، سربلند آمده است. اویی که دمشق را با این صلابت در بهتی عمیق و بی پایان فرو میبرد. تاریخ، کجا زنی را سراغ دارد این چنین؟! زنی که همه مردان روزگار، او را میستایند و در مقابل او بر نامردی خویش شرمگین اند.
پس ای زینب زهرا و علی! ای آیه صبر جمیل! ای دختر بهترین آفریدگان خدا! سلام بر تو!
تو نه تنها زینت پدر، بلکه زینت تمام بانوان عالمی. از هر طرف برای وصف تو وارد میشوم، به کربلا میرسم. دشت نینوا، قلهای بود تا تمامی بلندای تو را نشان دهد، که بانوی مسلمان، غنچه لای گلبرگ پیچیده پردهنشین نیست؛ بلکه میتواند قوت استدلال و سخنوری را در مصاف با شمشیرها، رویارو کند. میتواند زورآوریِ بازوان صبر و تقوا را به رخ مصیبت بکشد. زن، میتواند به اوج برسد و حتی زینب علیهاالسلام باشد! آن روز که در بارگاه پر از جلال و شکوه، و امّا خیالی یزید، با آن اقتدار ایستادی، چون درّی گران در میان مشتی سنگریزه بی هیچ اعتنایی به آن همه زر و زیور، بی توجه به یزید که آن گونه پرنخوت و مغرور بر بارگاه قدرت تکیه زده بود، با آن دم مسیحایی، از عشق به ولایت دم زدی و تمام جلال و جبروت یزید را درهم پاشیدی، آسمان هم از تو درس ایستادگی گرفت؛ زمین هم صلابت را آموخت و چشم های گل مریم برای همیشه سرشار از حیا و عفّت شد. عجب نیست اگر پرده عفّت زنان زینبی، حتی در سخت ترین شرایط، حتی به پنهانی ترین حیله دشمن، ذرّه ای کنار نرود که این گونه بودن را از تو آموخته اند. سلام بر تو که عاطفه جاری در معرفت و ایمانی.آری، اگر امروز همه جا کربلاست و هر روز عاشورا، با اسارت توست، با خطبه های رسواگر توست و با دعاها و اشک های روان تو. امروز همه راه ها چشم انتظار توست و همه شهرها در انتظار تو….. و چه پرمعناست روز میلاد تو را روز پرستار نامیدن، تویی که نه پرستار زمین و زمان بلکه پرستار تمام کبریا هستی.
یا سَیِّدَتی یا زَیْنَبُ، اِشْفَعی لی فِی الْجَنَّهِ، فَاِنَّ لَکِ عِنْدَ اللهِ شَاْناً مِنَ الشَّاْنِ؛ای بانوی من، ای زینب، شفاعت کن برای من در مورد بهشت که به راستی برای تو در پیشگاه خدا منزلتی است بزرگ.
در گلشن فضیلت و تقوا گلی شکفت
بفزود نور دیده مولا و مام خویش
بشکفته شد چو آن گل زیبای فاطمی
بنهاد سر، به حکم امام همام خویش
چون دیده باز کرد شجاعت به ارث برد
از مرتضی علی پدر ذولکرام خویش
پرورده شد، به دامن عصمت به دست وحی
بگرفت و ریخت شهد ولایت به کام خویش
در شوکت و جلالت زینب بس است این
کز بارگاه وحی گرفته است نام خویش
«ولادت حضرت زینب سلام الله علیها مبارک باد.»
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.