21:09 - 1403/02/27

فرهنگ و هنر

شاعری که توسط مغول ها کشته شد | روایت قتل شاعر / بیوگرافی شاعر کشته شده

روز ششم اردیبهشت سالروز کشته شدن عطار نیشابوری است

شاعری که توسط مغول ها کشته شد | روایت قتل شاعر / بیوگرافی شاعر کشته شده

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، شاعری که توسط مغول کشته شد چه کسی بود نحوه کشته شدنش چگونه بود زندگینامه شاعری که توسط مغول کشته شد به چه شکلی بود ؟ آثار این شاعر چگونه است ؟ برای با خبر شدن از جزئیات بیشتر و برای کسب اطلاعات بیشتر درباره شاعری که توسط مغول کشته شد را در اندیشه معاصر تا انتها دنبال کنید و نظرات خود را با ما درمیان بگذارید.

روایت قتل عطار نیشابوری چه بود؟

تاریخ ادبیات سرزمین ما پر شده است از شخصیت هایی که بیشتر از اینکه با کتاب ها و آثارشان را شناخته باشیم تنها به سپردن اسمشان در گوشه‌ای از ذهنمان بسنده کرده‌ایم. شاعرانی که هر کدام چه در دوران زندگی‌شان و چه بعد از مرگشان به واسطه نگاهشان به دنیا در شکل گیری فرهنگ و تمدن ایران و جهان سهم داشته اند. ادیبانی که وقتی به تاریخچه زندگی آنها نگاه می‌کنیم کنار سرو کله زدن با دنیای واژه‌ها،جمله‌ها وعنوان شاعری می‌توانی ردپای علوم دیگری مثل عرفان،فلسفه،طب، ریاضی،نجوم و… را ببینی. برای همین هم کافی است سری به تاریخچه زندگی این شخصیت‌ها بزنید تا به نقاط تاریک و روشنی برسید که ازحیات هرکدام از آنها نقاط عطفی ساخته که حالا بعد از سالها و قرن‌ها می‌توان از آن حرف زد به آن به چشم زندگی نامه شخصیت های برجسته ای ادبیات و فرهنگ این سرزمین نگاه کرد. که در ادامه درباره شاعری که توسط مغول کشته شد بیشتر میخوانیم

مردم عادی تر شاید عطار نیشابوری را بیشتر با «منطق الطیر» وماجرای سیمرغ بشناسند. سیمرغی که از اشعار حماسی فردوسی حالا رد و نشانش را می‌شد در شعرهای عرفانی پیدا کرد. شاعری که بسیاری از صاحب نظران ومورخان دوران زندگی او را در هاله ای ابهام و معماگونه می دانند تاجایی که شاید کمتر کسی بداند که این شاعر شهیر ایرانی در ششم اردیبهشت ماه سده‌های قبل نه به مرگ طبیعی که بلکه به دست مغولان هم عصر خود کشته شده است./مهر

شاعری که توسط مغول کشته شد

شاعری که توسط مغول کشته شد

حکایت مغولی که عطار را به قتل رساند

داستان های زیادی درباره مرگ عطار نیشابوری وجود دارد، یکی از معروفترین داستان هایی که درباره این اتفاق نقل شده است، را دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب با کاروان حله آورده است. در این روایت آمده است:

زمانی که مغول ها به ایران حمله نمودند، شیخ فریدالدین عطار در سنین پیری به سر می برد. شیخ در حمله مغول ها به نیشابور به دست مغولی اسیر شد. مغول شیخ را پیش انداخت و همراه برد اما در راه مریدی شیخ را شناخت و از مغول درخواست تا چندین سیم از وی بستاند و شیخ را به وی بخشد. اما شیخ روی به مغول کرد و گفت که بهای من نه این است. مغول پیشنهاد مرید نیشابوری را نپذیرفت و شیخ را همچنان چون اسیر پیش راند.

برنج صدری هاشمی شرق گیلان ۵ کیلویی

باز هم در راه آشنایی پیشنهاد چندین زر به مغول را برای آزادی عطار نیشابوری داد اما شیخ باز رو به مغول کرد و گفت که بهای من این نیست. مغول به این دلیل که فکر می کرد قیمت شیخ بیش از اینهاست، پیشنهاد خرید را نپذیرفت و همچنان با شیخ به راه افتاد.

در نیمه راه یکی از مردمان روستا که خر خویش را می راند، با شناختن شیخ از مغول درخواست تا وی را رها کند. مغول از او پرسید به ازای رها کردن شیخ چه خواهی داد و روستایی گفت یک توبره کاه. شیخ این بار روی به مغول کرد و گفت بفروش که بهای من این است. مغول برآشفت شمشیر کشید و شیخ را به قتل رساند./نمناک

شاعری که خون‌بهایش بیش از یکهزار درهم بود و کمتر از یک کیسه کاه

روایت است هنگامی که عطار نیشابوری به اسارت لشکر مغول درآمد شخصی می‌گوید این پیر را مکش، که به خون‌بهای او، یکهزار درم بدهم؛ عطار به سرباز می‌گوید: نفروش که مرا بهتر از این می‌خرند. پس از ساعتی، شخص دیگری آمد و گفت: این پیر را نکش که به خون‌بهای او یک کیسه کاه به تو می‌دهم.

به گزارش خبرنگار تاریخ و اندیشه ایرنا، ۲۵ فروردین در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران، به نام روز بزرگداشت عطار نیشابوری نامگذاری شده است. عطار از شعرا و عرفای نامدار قرن های ششم و هفتم هجری قمری است. آنچه در پی می آید نگاهی گذرا به زندگی و آثار این شاعر و عارف نامی ایرانی است.

به گفته محمدرضا شفیعی کدکنی ادیب معاصر، شخصیت عطار در «ابرابهام» است و اطلاعات درباره شاعری چون سنایی که یکصد سال قبل عطار زندگی می کرده است بسیار بیشتر از آن چیزی است که از عطار می دانیم.

بنا به برخی روایات به سال ۵۴۰ هجری قمری در نیشابور پا به دنیای خاکی گذاشت و در ۶۱۸ قمری توسط یک سرباز مغول به قتل رسید./ایرنا

درویشی که زندگی عطار را تغییر داد

نام کاملش«فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری»است. شاعری که اگر بخواهید درباره زندگی‌اش بیشتر بدانید باید در سده‌های ششم و هفتم کتاب‌های تاریخ ادبیات دنبال اسم و سبک آثارش بگردید. این شخصیت پیش از اینکه ازعالم شعر و شاعری سر در بیاورد طبق گفته ها همانطور که از اسمش بر می‌آید داروخانه‌ای داشته، به شغل عطاری مشغول بوده و حتی طبابت هم می‌کرده؛اما با توجه به نقل قول‌ها و حکایت‌های مختلفی که وجود دارد عطار مثل تمام شخصیت‌های برجسته تاریخی از یک جایی به بعد زدن یک جرقه ساده در زندگی‌اش دوران حیات این شاعر را به دو بخش قبل و بعد تقسیم می‌کند؛ قبل و بعدی که ازعطار شاعر و عارفی می‌سازد که حالا هنوز بعد از سال‌های سال آدم‌ها اسم و آثار او را از خاطر نبرده اند. این اتفاق از جایی شروع می‌شود که عطار قید مال و ثروت دنیا را می‌زند و زهد پیشه می‌کند. بسیاری ریشه این اتفاق را به این ماجرا نسبت می‌دهند که عطار روزی از روزها وقتی در دکانش مشغول به عطاری بوده است.درویشی از آنجا می‌گذرد و از او کمکی طلب می‌کند؛ اما عطار او را نادیده می‌گیرد و درویش در پاسخ به این رفتار از او می‌پرسد که تو که انقدر به دنیا و مال آن وابسته‌ای بعدها چگونه جان خواهی داد؟‌عطار در جواب این پرسش این سوال را از خود درویش می پرسد و می گوید«مگر تو چگونه جان خواهی داد؟»درویش برای جواب عطارهمان جا می‌خوابد، کاسه چوبی‌اش را زیر سرش می‌گذارد و در دم جان می‌سپرد که در نهایت همین اتفاق از عطارعارفی می‌سازد که تا پایان عمر به زهد و تقوا پیشگی می‌پردازد./فارس نیوز

زادروز و کودکی

محمدرضا شفیعی کدکنی در مقدمه‌ای که بر منطق‌الطیر نوشته‌است اشاره می‌کند که شخصیت عطار در «ابر ابهام» است و اطلاعات ما حتی دربارهٔ سنایی، که یک قرن قبل عطار می‌زیسته، بسیار بیشتر از اطلاعاتی است که از عطار در دست داریم. تنها می‌دانیم که او در نیمهٔ دوم قرن ششم و ربع اول قرن هفتم می‌زیسته‌است، زادگاه او نیشابور و نام او، آنگونه که عطار گاهی در اشعارش به هم‌نامی خود با پیامبر اسلام اشاره می‌کند، محمد بوده‌است.

عوفی در لب‌الالباب خود از او با عنوان «الأجل فریدالدین افتخار الافاضل ابوحامدِ ابوبکر العطار النیشابوری سالک جادهٔ حقیقت و ساکن سجادهٔ طریقت» یاد می‌کند. نام او «محمّد»، لقبش «فریدالدّین» و کنیه‌اش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کرده‌است. بنا به روایت قدیمی‌ترین کاتب دیوان اشعارش نام پدر عطّار٬ محمود و بنا به روایتی دیگری از تذکره نویسان قدیم ابراهیم بن اسحاق بود؛ نام یوسف نیز برای پدر عطار ذکر شده‌است.در کدکن زیارتگاهی است به نام «پیرِ زِرًوَند» که مورد احترام اهالی است و اهالی بر این باورند که این مزارِ «شیخ ابراهیم» پدر عطار است.

با این که در نیشابوری بودن او هیچ شکی نیست اما انتساب او به کدکن که از قرای قدیم نیشابور بوده در هاله‌ای از ابهام است و این انتساب احتمالا از جانب حیدریان زاوه بوده است که به دنبال پشتوانه‌ای برای مکتب خود می‌گشته‌اند و می‌خواسته‌اند عطار را از پیروان قطب‌الدین حیدر نشان دهند.

کودکی عطار با طغیان غزها همراه شد؛ زمان فاجعهٔ غز، عطار ۶ یا ۷ سال بیشتر نداشت. این فاجعه چنان عظیم و موحش بود که نمی‌توانست در ذهن کودک خردسال تأثیر دردانگیز خود را نگذارد. سلطان به دست غزها اسیر شده بود و شهر در معرض خرابی و ویرانی قرار گرفته بود. عطارِ خردسال شکنجه‌ها، تجاوزها، خرابی‌ها، مرگ و درد و وحشت را اطراف خود می‌دید؛ و همین عامل بعدها موجب مرگ‌اندیشی و درداندیشی بسیار در عطار شد. چند سال بعد، پس از فروکش فتنهٔ غز، عطار در مکتب مشغول آموختن شد. در ایام مکتب، حکایاتی از زندگی بزرگانی چون عباس طوسی، مظفر عبادی، رکن‌الدین اکاف و محمد بن یحیی، او را به خود جذب می‌کرد. این حکایات علاوه بر اینکه مشوق عطار در طریقت بودند بعدها در تذکرهالاولیا گرد آمدند

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 

مطالب مرتبط

برنجستان