به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ با گسترش فناوریهای ارتباطی و افزایش نقش شبکههای اجتماعی، خبرگزاریهای آنلاین و سامانههای هوشمند در انتقال اطلاعات، شیوه مواجهه مخاطبان با اخبار و رویدادهای پیرامونی دستخوش تغییرات اساسی شده است. در گذشته، بخش قابلتوجهی از انتخاب و اولویتبندی اخبار بر عهده سردبیران و مدیران رسانه بود، اما امروزه الگوریتمهای هوشمند نیز در تعیین اینکه هر مخاطب چه محتوایی را ببیند، با چه موضوعی مواجه شود و کدام خبر در اولویت دریافت او قرار گیرد، نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند.
این تحول، اگرچه امکان دسترسی سریعتر و متناسبتر به اطلاعات را فراهم کرده، اما در کنار فرصتهای ایجادشده، چالشهای تازهای نیز به همراه داشته است. یکی از مهمترین این چالشها، شکلگیری پدیدهای موسوم به «حباب فیلتر» است؛ وضعیتی که در آن کاربران بهتدریج در معرض محتوایی قرار میگیرند که با علایق، ترجیحات و رفتارهای قبلی آنان همخوانی دارد و فرصت کمتری برای مواجهه با اخبار متفاوت و دیدگاههای دیگر پیدا میکنند.
دکتر زهرا شیخ باقری در یادداشت خود با تمرکز بر این مسئله، معتقد است مقابله با حباب فیلتر نباید صرفاً به افزایش تنوع محتوا محدود شود، بلکه آنچه برای رسانههای امروز اهمیت دارد، شناخت زمان مناسب برای ارائه محتوای مشابه، تشخیص آستانه تحمل مخاطب و ایجاد تعادل میان شخصیسازی اخبار و تنوع اطلاعاتی است. این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که عملکرد الگوریتمهای خبری، دیگر صرفاً یک مسئله فنی نیست و میتواند بر کیفیت آگاهی عمومی، اعتماد مخاطبان و حتی شکلگیری نگرشهای اجتماعی تأثیر بگذارد.
حباب فیلتر چیست و چرا باید آن را جدی گرفت؟
حباب فیلتر زمانی شکل میگیرد که سامانههای پیشنهاددهنده محتوا، بر اساس سابقه جستوجو، علایق، کلیکها و رفتارهای قبلی کاربران، مجموعهای از اطلاعات مشابه را به آنان نمایش دهند. در چنین شرایطی، مخاطب بهتدریج در محیطی اطلاعاتی قرار میگیرد که محتوای آن عمدتاً با انتخابهای گذشته او هماهنگ است.
برای مثال، کاربری که اخبار اقتصادی را دنبال میکند، ممکن است بهطور مداوم با گزارشهایی درباره قیمتها، بازارها و تحولات اقتصادی مواجه شود. در ابتدا این اتفاق میتواند مطلوب باشد؛ زیرا مخاطب به اطلاعاتی دسترسی پیدا میکند که به آنها علاقهمند است. اما اگر این روند بدون در نظر گرفتن نیازهای اطلاعاتی دیگر او ادامه پیدا کند، احتمال دارد از موضوعات مهم اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی ابعاد متفاوت همان موضوع اقتصادی فاصله بگیرد.
مسئله اصلی در اینجا آن است که مخاطب ممکن است تصور کند مجموعه اطلاعاتی که در فید خبری خود مشاهده میکند، تصویری کامل از واقعیت است؛ درحالیکه الگوریتم تنها بخشی از اطلاعات را بر اساس الگوهای رفتاری او انتخاب کرده است.
اهمیت این موضوع برای خبرگزاریها دوچندان است. رسانه خبری تنها وظیفه ندارد محتوای مورد علاقه مخاطب را در اختیار او قرار دهد، بلکه باید امکان آشنایی با واقعیتهای متنوع، دیدگاههای مختلف و موضوعاتی را فراهم کند که ممکن است در انتخابهای اولیه کاربر جایگاهی نداشته باشند. از این منظر، حباب فیلتر میتواند فاصله میان آنچه مخاطب میبیند و آنچه در واقعیت اجتماعی جریان دارد را افزایش دهد.
چرا مسئله حباب فیلتر به یک دغدغه جدی رسانهای تبدیل شده است؟
رسانهها در شکلدهی به افکار عمومی و افزایش سطح آگاهی جامعه نقش مهمی دارند. مخاطبان از طریق رسانهها درباره تحولات اقتصادی، مسائل اجتماعی، تصمیمهای سیاسی، رویدادهای فرهنگی و موضوعات بینالمللی اطلاعات کسب میکنند. بنابراین، چگونگی انتخاب و توزیع این اطلاعات میتواند بر نوع شناخت آنان از محیط پیرامون اثرگذار باشد.
اگر الگوریتمهای رسانهای صرفاً بر اساس رفتار قبلی کاربران عمل کنند، ممکن است بهجای گسترش افق اطلاعاتی آنان، همان ترجیحات گذشته را تقویت کنند. نتیجه چنین روندی میتواند کاهش مواجهه با دیدگاههای متفاوت، محدود شدن تنوع موضوعی و افزایش احتمال شکلگیری برداشتهای یکجانبه از مسائل باشد.
از سوی دیگر، رسانهای که تمام موفقیت خود را بر اساس تعداد کلیک، میزان بازدید و زمان حضور کاربران ارزیابی میکند، ممکن است ناخواسته به سمت انتشار و پیشنهاد محتوایی حرکت کند که بیشترین واکنش فوری را ایجاد میکند؛ نه الزاماً محتوایی که از بیشترین ارزش خبری و اجتماعی برخوردار است.
در چنین فضایی، یک خبر پربازدید ممکن است بارها در معرض دید مخاطب قرار گیرد، درحالیکه یک گزارش عمیق، تحلیلی یا مربوط به موضوعی کمتر مورد توجه، فرصت کمتری برای دیده شدن پیدا کند.
بنابراین، چالش اصلی رسانههای دیجیتال تنها افزایش میزان تعامل نیست؛ بلکه دستیابی به تعادلی میان رضایت کوتاهمدت و اعتماد بلندمدت مخاطب است. این تعادل زمانی حاصل میشود که رسانه ضمن توجه به علایق کاربران، از محدود شدن جریان اطلاعاتی آنان جلوگیری کند.
همگونی محتوا؛ همیشه یک تهدید نیست
یکی از نکات مهمی که در تحلیل حباب فیلتر باید مورد توجه قرار گیرد، تفاوت میان مواجهه با محتوای مشابه و مواجهه بیشازحد با محتوای مشابه است. نباید تصور کرد که هر نوع تکرار یا همگونی در محتوای خبری الزاماً زیانبار است.
برای مثال، فردی که بهتازگی به یک موضوع مهم مانند بحران انرژی، تحولات بازار مسکن یا یک پرونده قضایی علاقهمند شده است، ممکن است به چندین گزارش مرتبط، تحلیل تخصصی و خبر تکمیلی نیاز داشته باشد. در این مرحله، ارائه محتوای مشابه و مرتبط میتواند به افزایش شناخت و تکمیل اطلاعات او کمک کند.
اما اگر سامانه خبری بدون توجه به میزان مواجهه قبلی کاربر، همچنان اخبار مشابه را در اولویت قرار دهد، ممکن است همین روند مفید به تجربهای خستهکننده تبدیل شود.
به بیان دیگر، همگونی محتوا در مراحل ابتدایی میتواند موجب تثبیت علاقه و افزایش رضایت شود، اما تداوم بیشازحد آن احتمال دارد به اشباع اطلاعاتی و کاهش تمایل مخاطب برای ادامه استفاده از رسانه منجر شود.
بر همین اساس، مسئله اصلی برای طراحان سامانههای توصیهگر این نیست که چگونه هرگونه محتوای مشابه را حذف کنند، بلکه باید مشخص کنند در چه مرحلهای ارائه محتوای مرتبط مفید است و از چه نقطهای لازم است تنوع بیشتری وارد جریان اطلاعاتی مخاطب شود.
تفاوت سه مفهوم مهم در مدیریت محتوای رسانهای
برای مقابله مؤثر با حباب فیلتر، باید میان سه مفهوم شباهت، همگونی و مواجهه بیشازحد تمایز قائل شد.
شباهت به میزان نزدیکی دو محتوای خبری به یکدیگر اشاره دارد. برای نمونه، دو خبر درباره یک رویداد یا دو گزارش درباره یک پرونده مشخص ممکن است از نظر موضوعی شباهت زیادی داشته باشند.
همگونی، برخلاف شباهت، ویژگی یک مجموعه یا توالی از اخبار است. در این وضعیت باید بررسی کرد که مجموعه خبرهایی که یک کاربر در طول یک بازه زمانی دریافت کرده، تا چه اندازه به یک موضوع یا حوزه خاص محدود شده است. ممکن است هر خبر بهتنهایی اطلاعات تازهای ارائه کند، اما مجموع آنها همچنان تصویری تکراری و محدود از جریان اخبار ایجاد کند.
مفهوم سوم، مواجهه بیشازحد است. این وضعیت زمانی شکل میگیرد که تکرار محتوای مشابه از میزان مطلوب و قابلتحمل برای مخاطب عبور کند و به کاهش رضایت، خستگی اطلاعاتی یا قطع تعامل منجر شود.
این تفکیک از نظر مدیریتی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نمیتوان صرفاً با شمارش تعداد اخبار مشابه، وضعیت حباب فیلتر را ارزیابی کرد. رسانه باید علاوه بر ویژگیهای هر خبر، توالی انتشار، میزان مواجهه قبلی کاربر و واکنش او به محتوای دریافتی را نیز در نظر بگیرد.
یافتههای پژوهشی چه میگویند؟
بر اساس یافتههای پژوهشی مطرحشده در حوزه سامانههای توصیهگر تعاملی، رابطه میان میزان مواجهه با محتوای مشابه و رضایت کاربران، رابطهای خطی و ثابت نیست. به این معنا که افزایش محتوای مشابه در ابتدا میتواند رضایت مخاطب را افزایش دهد، اما پس از عبور از یک آستانه مشخص، همین روند ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد.
این الگو را میتوان در دو مرحله توضیح داد. مرحله نخست، مرحله تثبیت علاقه است. در این مرحله، مخاطب با دریافت محتوای مرتبط، اطلاعات بیشتری درباره موضوع مورد علاقه خود کسب میکند و احساس میکند رسانه نیاز اطلاعاتی او را بهخوبی شناسایی کرده است.
مرحله دوم، مرحله اشباع است. در این مرحله، تکرار بیشازحد موضوعات مشابه، تازگی و جذابیت محتوا را کاهش میدهد و مخاطب بهتدریج احساس میکند اطلاعات جدید و متفاوتی دریافت نمیکند.
این یافته با مفهوم روانشناختی اثر صرف مواجهه نیز همخوانی دارد؛ بر اساس این مفهوم، آشنایی اولیه با یک موضوع میتواند نگرش مثبتتری ایجاد کند، اما تکرار مفرط ممکن است به بیحوصلگی و کاهش جذابیت منجر شود.
بنابراین، سیاستی که از نخستین مواجهه، نمایش محتوای مشابه را محدود میکند، ممکن است فرصت تعمیق علاقه و شناخت مخاطب را از بین ببرد. در مقابل، سیاستی که هیچ محدودیتی برای تکرار در نظر نمیگیرد، احتمال اشباع و خستگی اطلاعاتی را افزایش میدهد.
راهکار مناسب، مدیریت پویا و مرحلهای محتوای پیشنهادی است؛ به این معنا که در مراحل اولیه، امکان دنبال کردن موضوعات مورد علاقه مخاطب فراهم باشد، اما با افزایش میزان مواجهه، تنوع محتوایی نیز بهتدریج افزایش پیدا کند.
هفت راهکار برای مقابله با حباب فیلتر در خبرگزاریها
دکتر زهرا شیخ باقری در ادامه یادداشت خود، راهکارهایی کاربردی برای مدیران رسانه، سردبیران و تیمهای فنی خبرگزاریها مطرح میکند که اجرای آنها میتواند به بهبود عملکرد سامانههای پیشنهاددهنده و کاهش پیامدهای منفی همگونی اطلاعاتی کمک کند.
۱. تغییر معیارهای ارزیابی عملکرد الگوریتمها
نخستین اقدام، فاصله گرفتن از ارزیابی تکبعدی عملکرد سامانههای خبری است. تعداد کلیکها و مدتزمان حضور کاربران بهتنهایی نمیتوانند نشاندهنده موفقیت یک الگوریتم باشند.
خبرگزاریها باید شاخصهایی مانند تنوع موضوعی اخبار نمایشدادهشده، میزان مواجهه کاربران با موضوعات کمتر دیدهشده، رضایت بلندمدت و احتمال ترک رسانه پس از مواجهه مکرر با محتوای مشابه را نیز ارزیابی کنند.
برای تحقق این هدف، پیشنهاد میشود داشبوردهای مدیریتی رسانهها به شاخصهای چندبعدی مجهز شوند تا مدیران بتوانند علاوه بر میزان تعامل، کیفیت تجربه اطلاعاتی مخاطبان را نیز بررسی کنند.
۲. شخصیسازی آستانه تحمل مخاطب
تمام کاربران رفتار رسانهای یکسانی ندارند. برخی مخاطبان علاقهمند به دنبال کردن عمیق یک موضوع هستند و برخی دیگر ترجیح میدهند در مدت کوتاه با موضوعات متنوعی مواجه شوند.
بنابراین، استفاده از یک آستانه ثابت برای محدود کردن محتوای مشابه نمیتواند پاسخگوی نیاز همه کاربران باشد.
سامانههای پیشنهاددهنده باید با بررسی الگوهای رفتاری و بازخوردهای قبلی هر کاربر، میزان تحمل او در برابر محتوای همگون را تخمین بزنند و بر همین اساس، میزان تنوع اطلاعاتی را تنظیم کنند.
۳. طراحی جریمه پویا برای تکرار محتوا
یکی دیگر از راهکارها، استفاده از سازوکارهای هوشمند برای کنترل تکرار محتواست. در این روش، نمایش اخبار مشابه در مراحل اولیه با محدودیت کمتری مواجه میشود، اما با افزایش میزان مواجهه مخاطب با یک موضوع مشخص، وزن و اولویت محتوای تکراری کاهش پیدا میکند.
چنین رویکردی میتواند از یکسو امکان دنبال کردن موضوعات مورد علاقه کاربران را حفظ کند و از سوی دیگر، مانع گرفتار شدن آنان در چرخهای از اخبار مشابه شود.
۴. تفکیک علاقه واقعی مخاطب از محبوبیت عمومی محتوا
یکی از مشکلات مهم الگوریتمهای خبری، تأثیرپذیری بیشازحد از میزان محبوبیت عمومی محتواست. پربازدید بودن یک خبر لزوماً به معنای اهمیت بیشتر آن یا تناسب آن با نیاز واقعی همه مخاطبان نیست.
به همین دلیل، سامانههای پیشنهاددهنده باید میان ترجیح شخصی کاربر، کیفیت عمومی محتوا و میزان محبوبیت آن در میان سایر کاربران تفاوت قائل شوند.
این تفکیک به رسانه کمک میکند تا صرفاً به دلیل بازدید بالای یک خبر، آن را به همه مخاطبان پیشنهاد نکند و امکان دسترسی به اخبار مهم اما کمتر دیدهشده را نیز فراهم سازد.
۵. افزایش شفافیت و اختیار مخاطب
مخاطبان باید بدانند چرا یک خبر خاص به آنها پیشنهاد شده است. همچنین لازم است امکان کنترل سطح تنوع محتوای دریافتی برای کاربران فراهم باشد.
ایجاد گزینهای برای تنظیم میزان تنوع اخبار، ارائه توضیح کوتاه درباره علت پیشنهاد هر محتوا و طراحی امکانی برای خروج موقت از جریان اخبار مشابه، میتواند به افزایش احساس اختیار و اعتماد مخاطبان کمک کند.
۶. طراحی آزمونهای مرحلهای و بلندمدت
تغییر در الگوریتمهای خبری باید با ارزیابی دقیق همراه باشد. آزمونهایی که صرفاً میزان کلیک یا زمان حضور کاربران را بررسی میکنند، نمیتوانند تمام پیامدهای تغییرات را نشان دهند.
بهتر است ارزیابیها در سه سطح انجام شوند: در کوتاهمدت، میزان کلیک و تعامل کاربران بررسی شود؛ در میانمدت، نرخ بازگشت و تنوع اطلاعاتی مورد توجه قرار گیرد؛ و در بلندمدت، شاخصهایی مانند اعتماد، رضایت و گستره موضوعات دنبالشده توسط مخاطبان سنجیده شود.
۷. توجه ویژه به کاربران در معرض مواجهه بیشازحد
برخی کاربران ممکن است به دلیل الگوی مصرف رسانهای خود، زمان زیادی را در معرض محتوای مشابه قرار دهند. برای این گروه، میتوان سیاستهای حمایتی در نظر گرفت؛ از جمله کاهش تدریجی سهم موضوع غالب در فید، ارائه پیشنهادهای متنوع و فراهم کردن امکان دریافت خلاصهای از اخبار حوزههای مختلف.
این اقدامات باید با رویکرد حمایتی و آگاهیبخش انجام شوند و به شکل محدودیتهای تنبیهی برای کاربران نباشند.

نقش نهادهای سیاستگذار در مدیریت حباب فیلتر
اگرچه مسئولیت اصلی طراحی و اصلاح الگوریتمها بر عهده پلتفرمها و رسانههاست، اما نهادهای تنظیمگر نیز میتوانند در مدیریت پیامدهای این پدیده نقش مؤثری داشته باشند.
یکی از اقدامات ضروری، تشویق رسانهها و پلتفرمهای بزرگ به ارائه گزارشهای دورهای درباره وضعیت تنوع محتوای پیشنهادی است. چنین گزارشهایی میتواند اطلاعاتی درباره سهم موضوعات غالب در فید کاربران، میزان مواجهه با محتوای همگون و اقدامات انجامشده برای جلوگیری از اشباع اطلاعاتی ارائه کند.
همچنین حمایت از مطالعات مستقل و بلندمدت درباره تأثیر الگوریتمها بر رفتار رسانهای، نگرش عمومی و اعتماد مخاطبان اهمیت دارد. ارزیابی این آثار نباید تنها به دادههای رفتاری محدود شود، بلکه لازم است از پیمایشهای اجتماعی، مطالعات کاربری و پژوهشهای ترکیبی نیز استفاده شود.
هدف از چنین سیاستهایی، محدود کردن نوآوری فناورانه نیست؛ بلکه ایجاد چارچوبی برای استفاده مسئولانه از فناوری و حفظ حقوق اطلاعاتی مخاطبان است.
سردبیران همچنان نقش تعیینکننده دارند
با وجود گسترش الگوریتمهای هوشمند، نقش سردبیران و روزنامهنگاران در حفظ تنوع و کیفیت جریان خبری همچنان اساسی است.
نخست آنکه سردبیران باید توالی انتشار اخبار را نیز بخشی از ارزش حرفهای خبر بدانند. اهمیت یک خبر تنها به محتوای آن محدود نمیشود، بلکه زمان و جایگاه انتشار آن در میان سایر اخبار نیز بر میزان دیده شدن و تأثیرگذاری آن اثر دارد.
دوم آنکه برچسبگذاری دقیق موضوعی اخبار باید مورد توجه قرار گیرد. دستهبندی صحیح اخبار بر اساس موضوع، بازیگران، موقعیت جغرافیایی و نوع رویداد به سامانههای هوشمند کمک میکند میزان شباهت و تنوع محتوا را دقیقتر تشخیص دهند.
سوم آنکه تحریریهها باید تنوع سردبیری را بهعنوان یک اصل حرفهای حفظ کنند. توجه به موضوعات کمتر دیدهشده، انتشار گزارشهای تحلیلی و فراهم کردن فرصت برای شنیده شدن دیدگاههای متفاوت، از جمله اقداماتی است که میتواند از محدود شدن افق اطلاعاتی مخاطبان جلوگیری کند.
نشانههایی که از شکلگیری حباب فیلتر خبر میدهند
خبرگزاریها برای شناسایی زودهنگام این پدیده میتوانند برخی شاخصها را بهصورت مستمر بررسی کنند.
افزایش زمان حضور کاربر همراه با کاهش تنوع موضوعی اخبار، افزایش کلیکها در کنار کاهش نرخ بازگشت پس از نشستهای طولانی، تمرکز فزاینده اخبار پیشنهادی بر یک یا دو موضوع مشخص، افزایش فاصله میان میزان نمایش موضوعات پرتقاضا و کمتقاضا و رشد سهم محتوای پربازدید اما کمعمق، از جمله نشانههایی هستند که میتوانند ضرورت بازنگری در عملکرد الگوریتمها را نشان دهند.
بررسی همزمان این شاخصها به مدیران رسانه کمک میکند تشخیص دهند که افزایش تعامل مخاطبان واقعاً به معنای بهبود تجربه رسانهای است یا ممکن است نتیجه گرفتار شدن آنان در چرخهای از محتوای مشابه باشد.
رسانه موفق، مخاطب را در حباب علایقش محبوس نمیکند
پدیده حباب فیلتر را باید یکی از مسائل مهم مدیریت رسانه در عصر الگوریتمها دانست. این پدیده نشان میدهد که شخصیسازی محتوا، در کنار تمام مزایایی که برای دسترسی سریع و هدفمند به اطلاعات دارد، در صورت نبود نظارت و مدیریت مناسب میتواند به محدود شدن افق اطلاعاتی مخاطبان منجر شود.
نکته اساسی آن است که مقابله با حباب فیلتر به معنای کنار گذاشتن شخصیسازی یا نمایش بیهدف اخبار نامرتبط نیست. آنچه اهمیت دارد، ایجاد تعادل میان نیاز مخاطب به دنبال کردن موضوعات مورد علاقه و ضرورت مواجهه او با اطلاعات و دیدگاههای تازه است.
خبرگزاریهایی که صرفاً به دنبال افزایش کلیک و زمان حضور کاربران باشند، ممکن است در کوتاهمدت به نتایج مطلوبی دست پیدا کنند، اما در بلندمدت با خطر خستگی مخاطب، کاهش رضایت و تضعیف اعتماد مواجه خواهند شد.
از این منظر، آینده رسانههای دیجیتال به توانایی آنها در عبور از الگوی ساده پیشنهاد محتوای مشابه و حرکت به سمت همراهی هوشمند با مخاطب وابسته است؛ همراهیای که در آن، علاقه کاربر در مراحل اولیه مورد توجه قرار میگیرد، امکان تعمیق شناخت فراهم میشود و در ادامه، تنوع اطلاعاتی بهتدریج گسترش پیدا میکند.
حباب فیلتر را نمیتوان تنها با شعار «تنوع بیشتر» شکست؛ بلکه باید با زمانبندی درست همگونی، شناخت آستانه تحمل مخاطب، شفافیت الگوریتمها و حفظ مسئولیت حرفهای رسانهها به مقابله با آن رفت. رسانهای که بتواند میان شخصیسازی و تنوع تعادل برقرار کند، نهتنها تجربه مطلوبتری برای مخاطبان خود رقم میزند، بلکه در حفظ اعتماد عمومی و ارتقای کیفیت آگاهی اجتماعی نیز نقش مؤثرتری ایفا خواهد کرد.
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.