به گزارش تحریریه پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، امروز وفات بانویی است که نامش با«حسین»عجین شده است.مگر می شود روضه کربلا بخوانی و از زینب نگویی.حدیث دردهای زینب(س) را هیچ قلمی برنمی تابد. هیچ کس نیست که بی قراری اشک ها را در مرور غم های زینب(س) پشت پلک هایش تجربه نکند. هیچ عاطفه ای نیست که شنیدن آنچه بر زینب(س) رفت، طوفانی اش نکند.ما مدیون عاشوراییم ، اگر آن روز زینب(س) کتاب قطور صبوری را تدوین نمیکرد، امروز هیچکس را معیار صبوری نبود. زینب(س) حجت شکیبایی است و آیه بردباری.او که در پاسخی کوبنده در وصف مصیبت ها و صحرای کربلا جز به «ما رأیت الّا جمیلا» نگفت و زیبایی ایمان و اسرار عشق را به رخ همه عالمیان کشید.اما آنچه نام زینب را در تاریخ ماندگار کرد بیش از صبوری بر مصیبت ها، ایستادگی و مردانگی او پس از ظهر عاشوراست،آن هنگام که رسالت بزرگ اش را در رساندن پیام عاشورا به گوش جهانیان ادا کرد و براستی اگر او نبود،چه کسی انگاره ناتوان بودن زن را از ذهنها میشست؟ چه کسی توانایی و عظمت زن را چونان خورشید بر پلکهایی که به کجبینی و کمبینی عادت کرده اند،می تاباند؟

مگر تاریخ خطبههای آگاهی بخش او را فراموش می کند؟خطبه اش آن هنگام که سر برادر بر نیزه ها بود و دشت کربلا از لاله های خونین پر پر شده سرخ گشته بود،او بود که با دلی پرخون اما زبانی رسا با نغمه ها و واژههای قرآنی، لرزه بر دل یزید و یزیدیان انداخت و اگر آن نطق آتشین او در کاخ یزیدیان نبود، داستان جانسوز آن ظهر عطشناک در کوچه های تاریخ به دست فراموشی سپرده می شد و براستی که:«سرّ نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود/کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود»
امشب او را سبکتر از بال فرشتگان و روشنتر از روز و زیباتر از نخستین سپیده دم آفرینش، به سوی آسمانیان خواهند برد؛ چرا که نهایت آرزویش، پیوستن به حسین بود.
نفیسه ترابنده
انتهای پیام/*