۱۳:۴۷ - ۱۴۰۲/۰۹/۱۹

۹ نشانه ای که نشان می دهد بیش از آنچه فکر می کنید درونگرا هستید

9 نشانه ای که نشان می دهد بیش از آنچه فکر می کنید درونگرا هستید

۹ نشانه ای که نشان می دهد بیش از آنچه فکر می کنید درونگرا هستید

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر ، بر اساس روانشناسی ۹ نشانه ای که نشان می دهد بیش از آنچه فکر می کنید درونگرا هستید

در تمام زندگی ام همه به من می گفتند که یک برون گرا کلاسیک هستم.

این به این دلیل است که من یک ارتباط دهنده طبیعی هستم. من عاشق تبادل نظر و به اشتراک گذاشتن ایده ها، افکار و نظرات هستم.

وقتی چیزی یا کسی به من علاقه مند است، واقعاً نامزد می شوم و می توانم یک آدم پرحرفی باشم.

من همچنین سعی می کنم دوستانه باشم و سعی می کنم با دیگران صمیمی باشم.

تا زمانی که به ۳۰ سالگی رسیدم بالاخره متوجه شدم، من یک درونگرای عظیم هستم.

سوء تفاهمات عمومی در مورد آنچه واقعاً شامل می شود به این معنی بود که همه به من برچسب اشتباهی زده بودند – و من فقط با آن همراه شدم.

تصور مردم از درونگرایی همیشه با روانشناسی آن مطابقت ندارد.

شما می توانید در همان قایق باشید.

بیایید نگاهی به نشانه هایی بیندازیم که شما بیشتر از آنچه فکر می کنید درونگرا هستید.

9 نشانه ای که نشان می دهد بیش از آنچه فکر می کنید درونگرا هستید

۹ نشانه ای که نشان می دهد بیش از آنچه فکر می کنید درونگرا هستید

۱) شما واقعاً معاشرت را دوست دارید، اما شما را از بین می برد

شما می توانید برونگرا و درونگرا باشید.

من می‌خواهم این موضوع را واضح بیان کنم، زیرا درونگرایی یک تیپ شخصیتی نیست.

این فهرست مجموعه ای دقیق از ویژگی های شخصی به شما ارائه نمی دهد که برای واجد شرایط بودن باید آنها را علامت بزنید.

بیشتر از آن، بیولوژیکی است.

این در مورد نحوه سیم کشی شما و تأثیر روانی است که روی شما می گذارد.

همانطور که در Psychology Today مشخص شده است: «مطالعات تصویربرداری عصبی الگوهای مختلف فعال‌سازی مغز را در درون‌گراها و برون‌گراها نشان می‌دهد، که نشان‌دهنده تفاوت‌های بیولوژیکی اساسی در سیم‌کشی مدارهای مغزی است».

یکی از بارزترین نشانه های درونگرایی به نحوه عملکرد سطوح انرژی شما برمی گردد.

پردازش کارها از مغز درونگرا بیشتر از یک برونگرا طول می کشد و این می تواند خسته کننده باشد.

بنابراین ممکن است متوجه شوید که ناگهان ضربه ای خالی زده اید.

وقتی این اتفاق می افتد، مهم نیست که چقدر زمان خوبی را سپری کرده اید، احساس می کنید که از بین رفته اید.

۲) از تنهایی خسته نمی شوید

امیدواریم تا به حال ثابت کرده باشیم که درونگرا بودن به این معنا نیست که خود را در اتاق خواب خود حبس کنید و هرگز بیرون نروید.

اما احتمالاً به این معنی است که شما در زمان تنهایی کاملاً راحت هستید.

به یاد دارم که یک بار با یک دوست برونگرا در مورد این واقعیت صحبت کردم که من تنها زندگی می کردم.

او به من گفت: “من هرگز نمی توانستم این کار را انجام دهم، من خیلی تنها و بی حوصله خواهم بود.”

تنها بودن هرگز برای من چنین احساسی نداشته است. برای من، این مکان مقدسی است که می توانم محیط خود را کنترل کنم.

شاید یکی از دلایل این باشد که واکنش افراد درونگرا به دوپامین متفاوت است. این ماده شیمیایی در مغز ما است که به ما انگیزه می دهد.

همانطور که سوزان کین، نویسنده و مدرس درونگرا اشاره کرد، درونگراها و برونگراها هر دو مقدار یکسانی دوپامین دارند، اما ما به یک شکل به آن واکنش نشان نمی دهیم.

به طور خلاصه، آنچه را که برون گراها ارزشمند می دانند، ما به یک شکل تفسیر نمی کنیم.

ما مانند برونگراها از محرک های بیرونی بهره نمی بریم. بنابراین ما خود را مجبور به جستجوی مداوم آن نمی‌دانیم.

برای ما، انتقال دهنده عصبی استیل کولین همان جایی است که در آن قرار دارد. مانند دوپامین، آن نیز با لذت مرتبط است، اما تفاوت این است که ما را وادار می کند که به سمت درون برویم.

بنابراین به جای خسته شدن از شبی که جلوی تلویزیون جمع شده است، احساس بهشت می کند.

در واقع، تحریک بیش از حد می تواند به سرعت ما را تحت فشار قرار دهد.

۳) شما می توانید در بسیاری از مناظر، صداها و بوها غرق شوید

بزرگترین محرک من سر و صدا است.

من به سادگی نمی توانم با هر نویز پس زمینه تمرکز کنم. برای خوابیدن و در محیط‌های پر سر و صدا (مانند زمانی که در کلاس اسپین یا در یک کافه شلوغ شرکت می‌کنم) باید گوش‌گیر بپوشم.

تحقیقات نشان داده است که چگونه افراد درونگرا می توانند بیشتر حواسشان به محیط اطرافشان پرت شود.

بخشی از آن به آنچه که ما در مورد آن صحبت کردیم، و نحوه برخورد متفاوت ما با محرک ها برمی گردد.

جنبه دیگر مربوط به چیزی است که در اولین نکته ذکر کردم، در مورد اینکه مغز ما بیشتر طول می کشد تا همه چیزهایی را که در اطراف خود جذب می کنیم پردازش کند.

اما اگر متوجه شدید که نسبت به شلوغی، فضاهای پر سر و صدا، بوهای تند و غیره فوق العاده حساس هستید – می تواند به این دلیل باشد که مغز شما به روشی درونگرا متصل است.

۴) برنامه ریزی می کنید، اما بعداً پشیمان می شوید

هر فردی درونگرا این ترس را تجربه کرده است:

“اوه خدا، من قرار است امشب بیرون بروم.”

گاهی اوقات ما واقعاً در حال و هوا هستیم. ما مشتاقانه منتظر آن هستیم و اوقات خوبی داریم.

اما در زمان‌های دیگر، بدون هیچ دلیل خاصی، ما چیزی بیش از انصراف طرف مقابل نمی‌خواهیم.

همین یک روز متوجه شدم که دارم گوگل می کنم:

“بهانه های خوبی برای لغو برنامه ها در کوتاه مدت”.

داشتم به شام تولد یکی از دوستانم می رفتم. وقتی او از من دعوت کرد، فکر کردم “خب، خوب به نظر می رسد”.

با این حال، به شیوه واقعی درونگرا، تا زمانی که وارد شد، دیگر نمی‌توانستم اذیت شوم.

نکته جانبی در اینجا، با این حال اغلب وقتی آن افکار را کنار می‌زنیم و خود را مجبور به رفتن می‌کنیم، در نهایت از آن لذت می‌بریم.

در حال حاضر زمستان است، بنابراین سرد و تاریک است – این اولین صلیب سرخ است. تا ساعت ۶ بعد از ظهر ممکن است برای من نیمه شب باشد.

اما در این موقعیت خاص، می‌دانم که بخشی از دلهره من به این دلیل بود که شخص دیگری را نمی‌شناختم که می‌رفت.

۵) شما خجالتی نیستید، اما در شرایط خاص می توانید احساس ناخوشایندی داشته باشید

یکی از بزرگترین دلایلی که من به اشتباه فکر می کردم برون گرا هستم این بود:

این باور اشتباه که درونگرایی مترادف با خجالتی بودن است.

مطمئناً بسیاری از افراد درونگرا نیز خجالتی و ساکت هستند. اما این پیش نیاز درونگرا بودن نیست.

من هرگز خودم را خجالتی نمی دانم، اما به خوبی می دانم که می توانم از نظر اجتماعی کمی ناراحت باشم.

همه چیز به شرایط بستگی دارد.

برای افراد درونگرا، معمولاً ملاقات با افراد جدید به طور همزمان یا حضور در گروه های بزرگی است که ما آنها را دوست نداریم.

همچنین ممکن است متوجه شوید که وقتی با حالت خالی می‌دوید بیشتر تقلا می‌کنید.

شما دیگر نمی توانید انرژی اجتماعی برای عملکرد درست را پیدا کنید، بنابراین در گروه گوشه گیر می شوید (و خطر کمی عجیب و غریب به نظر می رسید).

۶) شما عاشق صحبت هستید، اما در مورد مکالمات و ارتباطات، عمق را ترجیح می دهید

همه افراد درونگرا ساکت نیستند یا برای گفتن چیزهایی تلاش نمی کنند.

با این حال، باز هم تفاوتی بین خجالتی بودن و درونگرا بودن وجود دارد (حتی اگر این دو گاهی اوقات همپوشانی داشته باشند).

شاید شما عاشق صحبت هستید اما گفتگوهای عمیق را ترجیح می دهید.

صحبت های کوچک هرگز مورد توجه شما نبوده است، شما از پریدن بلافاصله به آن موضوعات آبدار لذت می برید.

شما ترجیح می‌دهید در مورد جزئیات زندگی عاشقانه یک نفر، یافته‌های یک مطالعه جالب که اخیراً در مورد آن خوانده‌اید، یا اسرار کیهان صحبت کنید.

همین عمق برای اتصالات شما نیز صدق می کند.

وقتی صحبت از دوستی ها می شود، ترجیح می دهید کیفیت را به کمیت داشته باشید.

شما هرگز علاقه ای به داشتن هزاران دنبال کننده در رسانه های اجتماعی نداشته اید، ترجیح می دهید چند «سوار یا مرگ» واقعی در کنار خود داشته باشید.

۷) وقتی کسی با شما تماس می گیرد متنفر هستید (چرا نمی توانند فقط پیامک بفرستند؟!)

به طرز عجیبی، دریافت یک تماس به نظر می رسد که شما را در محل قرار می دهد.

اما این فقط در مورد تماس گرفتن نیست، بلکه در مورد نحوه برقراری ارتباط است.

آیا پیام‌ها و تماس‌هایی که ارسال می‌کنید بسیار بیشتر است؟

آیا گاهی اوقات پاسخ دادن به کسی احساس درد می کند؟

آیا برای همگام شدن با آخرین شبکه های اجتماعی مشکل دارید؟

شاید در رسانه های اجتماعی چیزی سرگرم کننده بیابید، اما می تواند به همان اندازه سنگین باشد و تخلیه شود.

در این صورت ممکن است بیشتر از آنچه تصور می کردید درونگرا باشید.

افراد درونگرا کمتر به دنبال ارتباط بیشتر به روشی هستند که برونگراها انجام می دهند.

۸) شما مستعد تفکر بیش از حد هستید که می تواند شما را تحت فشار قرار دهد

افراد درونگرا تمایل بیشتری به زندگی در ذهن خود دارند.

از جنبه مثبت، این به آنها دنیای درونی غنی تری می دهد. آنها می توانند بسیار خلاق و تخیلی باشند.

طرف دیگر این است که گذراندن زمان زیادی در تفکر عمیق می تواند منجر به تفکر بیش از حد شود.

اگر تا به حال گرفتار این عادت شده اید، می دانید که چقدر می تواند خود ویرانگر باشد.

توقف آن می تواند سخت باشد.

شاید به همین دلیل است که مطالعات ارتباط بیشتری بین درونگرایی و افسردگی نشان داده اند.

اگر احساس می‌کنید روی چیزها تمرکز می‌کنید، نشخوار فکری می‌کنید و در افکار غرق می‌شوید – درون‌گرایی زمینه‌ای می‌تواند یک عامل باشد.

۹) سطح انرژی شما نقش مهمی در برنامه ریزی زندگی اجتماعی شما دارد

این احتمال وجود دارد که تا کنون، زیاد به این مورد فکر نکرده باشید.

مطمئن نیستم که قبل از اینکه بفهمم در واقع یک درونگرا هستم این کار را کرده باشم.

اما ممکن است خود را برده سطوح انرژی خود بیابید.

این که آیا آن مهمانی را در روز جمعه برگزار خواهید کرد واقعاً به احساس شما بستگی دارد که سرانجام جمعه شروع شود.

در حالی که سایر دوستان برونگرا دارید و می توانند بدون توجه به هر اتفاقی به راه خود ادامه دهند، این روش برای شما کار نمی کند.

ممکن است متوجه چرخه هایی در سطوح انرژی خود شوید یا محرک های خاصی که بر آن تأثیر می گذارد. یا ممکن است تصادفی به نظر برسد.

اما در هر صورت، شما تفاوتی را احساس می‌کنید و این موضوع بر نحوه برنامه‌ریزی تقویم اجتماعی شما تأثیر می‌گذارد.
اصلا مهمه؟ بله، فکر می‌کنم اینطور است، به همین دلیل…

البته، اینکه شما درونگرا باشید، برونگرا یا ترکیبی از این دو، شما را تعریف نمی کند.

واضح است که شما خیلی بیشتر از این هستید.

اما برای من، پذیرفتن ماهیت درونگرای من بسیار مهم بود.

این به من کمک کرد تا به سطوح انرژی خود توجه کنم و نسبت به آنها حساس تر شوم.

بیشتر از آن، به من این امکان را داد که به نیازهای فردی خودم احترام بگذارم.

در حالی که مردم مدام به من می گفتند من یک برون گرا هستم، من احساس گناه می کنم که همیشه مثل یک فرد رفتار نمی کنم.

من احساس ضداجتماعی می‌کردم که می‌خواهم تنها بمانم، یا برای اینکه خودم را ببندم، احساس غریبی می‌کردم.

با قدردانی از اینکه این بخشی از آرایش روانی و بیولوژیکی من بود، احساس اجازه ای برای احساس کردن من به نظر می رسید،

این در نهایت یک نفس راحت بود و به من اجازه داد نسخه معتبرتری از خودم باشم.

پایان/*

اندیشه معاصر را در روبیکا دنبال کنید.

برای عضویت در کانال بله اندیشه معاصر کلیک کنید.

برای عضویت در کانال تلگرامی اندیشه معاصر کلیک کنید.

مطالب مرتبط

آخرین اخبار