به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛تنگه هرمز، این آبراه باریک ۳۳ کیلومتری که سالانه حدود یکپنجم از نفت و گاز مایع جهان از آن عبور میکند، در ماههای اخیر به کانون اصلی تغییر معادلات منطقهای تبدیل شده است . با تشدید تنشهای نظامی میان ایران و آمریکا و متعاقباً بسته شدن این تنگه از سوی ایران، نه تنها جریان انرژی در جهان مختل شده، بلکه یک پیشنهاد مهم در حوزه حقوق بینالملل دریانوردی مطرح شده است: «آیا دسترسی به آبراههای حیاتی میتواند به روابط سیاسی گره بخورد؟» .
گزارشهای جدید نشان میدهد که ایران با هدف «تعریف مجدد راهبردی» از این تنگه، در حال تبدیل آن از یک ابزار تهدید موقت به یک «اهرم دائمی قدرت» است . این تحول، واکنشهای گستردهای از سوی کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی را به همراه داشته و چشمانداز امنیت دریایی در خلیج فارس را برای سالهای آینده تحت تأثیر قرار داده است.
تحول در راهبرد ایران: از «تهدید» به «مدیریت» یک شاهرگ حیاتی
بر اساس تحلیلهای راهبردی، آنچه در تنگه هرمز در حال وقوع است، فراتر از یک بحران موقتی و واکنشی به تحولات نظامی است. مقامات ایرانی بهصراحت اعلام کردهاند که «تنگه هرمز هرگز به وضعیت پیشین خود باز نخواهد گشت» . این رویکرد جدید، نشاندهنده تغییر پارادایم از نگاه سنتی به این آبراه به عنوان «مسیر نفتکشها» به سمت «ساختار قدرت» است که در آن جغرافیا مستقیماً به درآمد و نفوذ تبدیل میشود .
یکی از کلیدیترین جنبههای این تحول، تلاش برای نهادینهسازی اختیارات ایران بر تردد کشتیهاست. طبق گزارشها، ایران اکنون از کشتیها میخواهد برای عبور از تنگه، اطلاعات مفصلی از جمله مبدأ، مقصد، ملیت خدمه و مالک کشتی را از طریق ایمیل اعلام کنند و در مقابل، مجوز عبور دریافت کنند . گفته میشود که ایران ممکن است عوارضی تا سقف ۲ میلیون دلار برای هر بار تردد دریافت کند .
تعریف جدید از قلمرو تنگه: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اعلام کرده که مرزهای عملیاتی تنگه هرمز بهطور اساسی بازتعریف شده است. به گفته یک فرمانده ارشد، حوزه نفوذ ایران از «عرض ۲۰ تا ۳۰ مایل در گذشته، به بیش از ۲۰۰ تا ۳۰۰ مایل، یعنی حدود ۵۰۰ کیلومتر، از جاسک و سیریک تا فراتر از جزیره قشم و تنب بزرگ» گسترش یافته است . این ادعا نشاندهنده تلاش تهران برای تعریف یک منطقه امنیتی وسیعتر حول تنگه است.
اختلاف حقوقی و سیاسی بر سر ماهیت تنگه؛ سنگ بنای جدید تنش
در قلب این درگیری، یک اختلاف حقوقی دیرینه و جدی قرار دارد که اکنون به بستری برای رویارویی عملی تبدیل شده است.
موضع ایران: ایران با استناد به ماده «عبور بیآزار» (Innocent Passage) در کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها، معتقد است که کشتیها باید برای عبور از تنگه از آنها کسب اجازه کنند و این عبور نباید به امنیت و منافع ایران آسیب بزند . ایران این کنوانسیون را امضا اما تصویب نکرده و آن را صرفاً بخشی از آبهای سرزمینی خود میداند و مدعی است که تنها «عبور بیآزار» در آن مجاز است و از «عبور ترانزیتی» که به حقوق گستردهتر کشتیها اشاره دارد، ابا دارد .
موضع آمریکا و جامعه بینالمللی: ایالات متحده و بسیاری از کشورها معتقدند که اصل «عبور ترانزیتی» (Transit Passage) که در کنوانسیون ۱۹۸۲ به رسمیت شناخته شده، یک قاعده عرفی بینالملل است و به کشتیها این حق را میدهد که برای عبور سریع و بیوقفه از تنگههای بینالمللی، نیازی به کسب اجازه نداشته باشند . آنها استدلال میکنند که محدودیتهای ایران نقض آشکار این اصل است.
این اختلاف که تا پیش از این بهطور نظری مطرح بود، اکنون به یک رویه عملی تبدیل شده و ریسک برخوردهای مستقیم دریایی را به شدت افزایش داده است.
اختلاف در ائتلاف؛ تقابل راهبرد ایران و عمان
در کنار اختلاف با قدرتهای فرامنطقهای، یک رقابت جدی میان ایران و عمان، تنها دو کشور همسایه تنگه، بر سر نحوه مدیریت آن در جریان است که نشاندهنده شکاف در رویکرد کشورهای منطقه است.
راهبرد عمان: عمان که برخلاف ایران، کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها را تصویب کرده، در اواخر ژوئن و با هماهنگی سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO)، دو مسیر موقت برای خروج ایمن کشتیهای تجاری از خلیج فارس از طریق آبهای سرزمینی خود گشود . این اقدام عملاً به انحصار ایران بر مدیریت تردد پایان داد و با واکنش تند تهران مواجه شد.
وزیر خارجه عمان، سید بدر البوسعیدی، صریحاً هرگونه اخذ عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه را رد کرده و بر تعهد کشورش به آزادی دریانوردی بر اساس حقوق بینالملل تأکید کرده است . این اقدام عمان به عنوان یک «تغییر معادله» و «الگویی عقلایی» برای مدیریت یکی از حساسترین مسائل منطقه تلقی میشود که منافع امنیتی و اقتصادی کشورهای منطقه را در اولویت قرار میدهد .
واکنش ایران: ایران بهشدت از این اقدام عمان انتقاد کرده و آن را یک «مداخله غیرقابل قبول» در حوزه حاکمیت خود دانسته است. وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، در ۲۸ ژوئن (۶ تیر) اعلام کرد که «مسئولیت مدیریت تنگه هرمز بر عهده ایران است و هیچ کشور دیگری در آن نقشی ندارد» . با این حال، مذاکرات فنی بین دو کشور برای رسیدن به یک «تفاهم مشترک» درباره مدیریت تنگه، با اختلاف نظر بر سر اخذ عوارض، همچنان ادامه دارد .
پیامدهای جهانی؛ عادیسازی اختلال به عنوان اهرم قدرت
کارشناسان معتقدند که مهمترین پیامد بحران تنگه هرمز، فراتر از افزایش قیمت نفت و اختلال موقت در تجارت، ایجاد یک «سابقه بالقوه خطرناک» در نظام بینالملل است. مؤسسه بروکینگز در تحلیلی هشدار داده که ایران با این اقدامات، نشان داده است که دسترسی به آبراههای حیاتی میتواند «به روابط سیاسی مشروط» شود، نه قواعد دیرینه عبور آزاد .
نگرانی اصلی این است که اگر این الگو در سایر نقاط حساس دنیا مانند تنگه مالاکا، بابالمندب یا دریای چین جنوبی تکرار شود، هزینههای تجارت جهانی به شدت افزایش یافته و «یک ستون اساسی اقتصاد جهانی یعنی دسترسی مطمئن و غیرسیاسی به آبراههای کلیدی» تضعیف خواهد شد . سفیر لیبریا در سازمان ملل هشدار داده است که «ما شاهد عادیسازی اختلال به عنوان یک اهرم فشار هستیم؛ این خطرناک است، زیرا وقتی بیثباتی قابل مذاکره شود، کوچکترین اقتصادها بالاترین هزینه را میپردازند» .
نکات مهم / تذکرات / هشدارها
۱. نقض هنجارهای بینالمللی: اقدام ایران در اخذ مجوز و عوارض برای تردد در تنگه هرمز، نقض آشکار اصل «عبور ترانزیتی» در کنوانسیون حقوق دریاها و هنجارهای بینالمللی محسوب میشود .
۲. شکاف در ائتلاف منطقهای: اقدام عمان در ایجاد مسیر جایگزین، نشاندهنده اختلاف نظر جدی میان کشورهای منطقه بر سر چگونگی مدیریت امنیت دریایی است و میتواند به شکلگیری یک «نظم امنیتی جدید» در خلیج فارس منجر شود که در آن ایران منزوی شود .
۳. گسترش به سایر تنگهها: این تغییر رویکرد میتواند الگویی برای سایر کشورهای حاشیه تنگههای استراتژیک در جهان باشد و هنجار «عبور آزاد» را در سطح جهانی به چالش بکشد .
۴. قدرت چانهزنی تهران: اهرم تنگه هرمز، مهمترین ابزار ایران برای کاهش فشار تحریمها و امتیازگیری در مذاکرات دیپلماتیک با آمریکا و قدرتهای جهانی محسوب میشود .
جمعبندی کاربردی
تحولات اخیر در تنگه هرمز نشان میدهد که این آبراه، دیگر تنها یک مسیر برای انتقال انرژی نیست، بلکه به یک عرصه حیاتی برای بازتعریف قدرت و حاکمیت در منطقه تبدیل شده است. ایران با تکیه بر موقعیت جغرافیایی خود و بهرهگیری از یک استراتژی نامتقارن، موفق شده قواعد جدیدی را در این آبراه بینالمللی تحمیل کند و عملاً «حق وتو» بر صادرات انرژی خلیج فارس به دست آورد .
با این حال، این راهبرد با واکنش جدی کشورهای منطقه، بهویژه عمان، و همچنین قدرتهای فرامنطقهای مواجه شده است. تلاش آمریکا برای راهاندازی عملیات نظامی همراهی کشتیها، اگرچه بهطور کامل اجرایی نشده، نشاندهنده عزم واشنگتن برای مقابله با این تغییر قواعد است. در نهایت، آینده تنگه هرمز نه در یک پیروزی کامل نظامی یا دیپلماتیک، بلکه در یک «راه حل مذاکرهشده» و احتمالاً با «محدودیتهای جزئی و اختلالات گاهبهگاه» رقم خواهد خورد که خود میتواند به هنجاری جدید در نظام اقتصادی و امنیتی جهان تبدیل شود .
سوالات متداول
۱. تغییر اصلی که ایران در تنگه هرمز ایجاد کرده چیست؟
ایران در حال تبدیل تنگه هرمز از یک «مسیر ترانزیتی» به یک «اهرم دائمی قدرت» است. مهمترین تغییر، الزام کشتیها به اخذ مجوز از ایران برای عبور و احتمالاً پرداخت عوارض سنگین، و تعریف یک منطقه امنیتی وسیعتر در اطراف تنگه است .
۲. موضع عمان در این بحران چیست و چرا اهمیت دارد؟
عمان با گشودن مسیرهای جایگزین از طریق آبهای سرزمینی خود و اعلام مخالفت با اخذ عوارض، عملاً انحصار ایران بر مدیریت تنگه را شکسته است. این اقدام، برخلاف رویکرد ایران، بر پایه «حقوق بینالملل» و «مسئولیت مشترک» استوار است و میتواند الگویی برای سایر کشورهای منطقه باشد .
۳. این تغییرات چه تأثیری بر اقتصاد جهانی دارد؟
فراتر از افزایش قیمت نفت، نگرانی اصلی، «عادیسازی اختلال» به عنوان یک ابزار سیاسی است. این امر میتواند به تضعیف هنجار «عبور آزاد» در سایر تنگههای استراتژیک جهان منجر شده و هزینههای تجارت جهانی را به شدت افزایش دهد و یکپارچگی اقتصاد جهانی را تهدید کند .
۴. چگونه میتوان این بحران را حل کرد؟
کارشناسان معتقدند به دلیل برتری جغرافیایی و نظامی ایران در منطقه، راهحل نظامی به تنهایی کارساز و بسیار پرهزینه خواهد بود. «دیپلماسی» و مذاکره، مهمترین مسیر برای حل این بحران و احیای عبور امن از تنگه هرمز محسوب میشود .
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.