به گزارش تحریریه پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، مرتضی علی عباس میرزایی بعد از ساخت فیلم شبه روشنفکرانه«انزوا»(شما بخوانید بی سر و ته)و فیلم ناامید کننده«خون خدا»که حتی استانداردهای یک تله فیلم را هم نداشت،در اقدامی جسورانه به سراغ ژانر ورزشی رفته است،ژانری که فی نفسه از ظرفیت دراماتیک خوبی برخوردار است و التهاب و هیجان و تعلیق ذاتی نهفته در آن به ویژه در قصه اسطوره های ورزشی می تواند مخاطب را با همراه کند اما کار او مصداق بارز بزرگتر از توانایی خود کاری را انجام دادن است.
فیلم قهرمان محور است. قهرمان می بایست در ابتدای داستان بدرستی برای مخاطب معرفی شود، ابعاد مختلف و لایه های درونی روانی اش بروز پیدا کند و بعد هدفی را در پیش بگیرد و آن هدف برای مخاطب معنا پیدا کند و هدف قهرمان تبدیل به هدف مخاطب شود و در ادامه شخصیت اصلی داستان قهرمانانه با تلاش و پشتکار بر موانع پیش رو فائق آید اما در« بیرو»شخصیت پردازی بیرانوند نه تنها هیچ کدام از این مولفه ها را ندارد،بلکه گویی سرنوشتش بیش از اندازه به آدم های اطرافش گره خورده است،اگر دختر عمویش-اکرم-از گلر بودن تعریف نمی کرد شاید علیرضا به تشخیص مربی اش گوش نمی داد و اصلا به موقعیت حالا نمی رسید و یا اگر اکرم او را راهی تهران نمی کرد مسیر زندگی او عوض نمی شد. برای ایجاد بار دراماتیک داستان،گاه افرادی به او می رسند که بدون هیچ دلیل و منطق خاصی گویی پدر کشتگی با او دارند،بعنوان نمونه آ حسین فیض-سرمربی تیم وحدت-اصلا معلوم نیست چرا با علیرضا و دوستانش آنقدر برخوردهای بدی دارد و اذیت و تحقیرشان میکند؟!
فیلمساز بجای پرداخت عمیق تر شخصیت بیرانوند که بتواند حس همذات پنداری مخاطب را برانگیزد و با او در طی کردن این مسیر سخت و دشوار تا رسیدن به موفقیت همراه شود،به وقت تلف کردن با شخصیت هایی میپردازد که نقشی در پیشبرد داستان ندارد،یادمان بیاید شخصیت بهروز را.
سکانس های فیلم هم فاقد یکپارچگی بوده و برش های متعدد بین این سکانس ها که اغلب پیوستگی زمانی و داستانی باهم ندارند،مخاطب را گیج می کند.

پدر و مادر بیرانوند نیز پرداخت درستی ندارند،اینکه پدری فکر کند فوتبال نان و آب برای پسرش نمیشود،قابل درک است اما چرا بعد از موفقیت های بیرانوند هیچ سکانسی از خوشحالی پدرش نمی بینیم،حتی وقتی علیرضا برای پدرش پول می آورد،پدر او را زیربار کتک میگیرد.مادر علیرضا هم درحد تیپ مادران توسری خور و نگران باقی میماند.
در پایان باید گفت ساخت«بیرو» در برهوت قهرمان پروری وطنی،اقدامی تحسین برانگیز است اما گویی فیلمساز با غره شدن به این ایده جذاب از پرداخت درست داستان و شخصیتها و رعایت حداقل استانداردهای سینمایی غافل شده است و اینگونه داستانی امیدآفرین و پرنشاط را به فیلمی ناامید کننده تبدیل کرده است.
*نفیسه ترابنده
انتهای پیام/*