گرایش جدیدی در عرصه سلامت روان | زیست شناسی، رفتار و جامعه چگونه سلامت را شکل می دهند
برنامه پزشکی رفتاری و تابآوری سلامت، دانشجویان را برای بررسی سلامت با رویکردی میانرشتهای آماده میکند
برنامه پزشکی رفتاری و تابآوری سلامت، دانشجویان را برای بررسی سلامت با رویکردی میانرشتهای آماده میکند
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ سلامتی در مطب پزشک شروع و تمام نمیشود. سلامت انسان تحت تأثیر ترکیبی پیچیده از عوامل زیستی، رفتاری و محیطهایی است که افراد در آن زندگی میکنند، کار میکنند و روابط خود را شکل میدهند.
گرایش جدید «پزشکی رفتاری و تابآوری سلامت» در دانشگاه رایس، عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی شکلدهنده سلامت را بررسی میکند.
گرایش تحصیلی جدید مقطع کارشناسی دانشگاه رایس در زمینه پزشکی رفتاری و تابآوری سلامت، دانشجویان را آماده میکند تا این ارتباطات و پیوندها را درک کنند. این برنامه که در گروه علوم روانشناختی دانشکده علوم اجتماعی ارائه میشود و با حمایت مؤسسه تابآوری و نوآوری در سلامت (IHRI) فعالیت میکند، یک برنامه میانرشتهای است که آموزش درباره عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی مؤثر بر سلامت را با یک تجربه پژوهشی تحت نظارت ترکیب میکند؛ تجربهای که در نهایت به یک پروژه علمی و پژوهشی منتهی میشود.
راشل کیمبرو، رئیس دانشکده علوم اجتماعی، گفت: «گرایش جدید پزشکی رفتاری و تابآوری سلامت، ماهیت و رویکرد اصلی کاری را که ما در دانشکده علوم اجتماعی انجام میدهیم، بهخوبی نشان میدهد؛ یعنی پرداختن به یک چالش واقعی در دنیای امروز با استفاده از رویکردی چندرشتهای و فراهم کردن تجربههای غنی و عمیق برای دانشجویان.»
کریستوفر فگوندس، استاد علوم روانشناختی و مدیر مؤسسه تابآوری و نوآوری در سلامت، گفت: «ارتباط میان این عوامل، در واقع هدف اصلی این گرایش است. سلامت هرگز فقط زیستی نیست و هرگز فقط اجتماعی هم نیست. روابط ما، محیطهای کاری، محلهها، نهادها و تجربههای زندگی بر رفتار و زیستشناسی ما تأثیر میگذارند. این تغییرات زیستی نیز به نوبه خود بر نحوه فکر کردن، احساس کردن، عملکرد و واکنش ما در برابر بیماری تأثیر میگذارند.»
تا پیش از این، دانشجویانی که به این پرسشها علاقهمند بودند میتوانستند درسهایی را از رشتههای مختلفی مانند روانشناسی، جامعهشناسی، انسانشناسی، اقتصاد و سایر حوزهها بگذرانند، اما برنامهای واحد وجود نداشت که این دیدگاههای مختلف را حول یک پرسش اصلی، یعنی چه عواملی سلامت انسان را شکل میدهند؟ به یکدیگر پیوند دهد.
فگوندس گفت: «پزشکی رفتاری در واقع حوزهای است که در نقطه تلاقی بسیاری از رشتهها قرار دارد. چیزی که این رشتهها را به هم پیوند میدهد، یک پرسش مشترک است: رفتار، تجربهها، محیطهای اجتماعی و نظامهای زیستی ما چگونه با یکدیگر تعامل میکنند و بر سلامت و بیماری تأثیر میگذارند؟»
این رویکرد میانرشتهای در ترکیب اعضای هیئت علمی که در این گرایش تدریس میکنند نیز دیده میشود؛ استادانی که تخصصهای آنان از علوم اعصاب و روانشناسی گرفته تا جامعهشناسی و عدالت در حوزه سلامت را دربرمیگیرد.
برایان دنی، دانشیار علوم روانشناختی، سلامت را از منظر مغز بررسی میکند. او که در حوزه علوم اعصاب عاطفیِ کاربردی و انتقالی فعالیت میکند، مطالعه میکند که سازوکارهای مغزی زیربنای تجربههای هیجانی چگونه با پیامدهای واقعی و روزمره هیجانی، رفتاری و سلامت ارتباط دارند.
دنی گفت: «در نهایت، یکی از اهداف مشترک و اصلی این است که بتوانیم سازوکارهای روانشناختی و زیستی زیربنای تجربههای هیجانی خود را بهتر درک کنیم؛ بهگونهای که این شناخت بتواند تأثیری ملموس بر توانایی ما برای درک و مداخله در چالشهای واقعی مرتبط با سلامت داشته باشد.»
دنی افزود دانشجویان این گرایش فرصت خواهند داشت در پژوهشهای اعضای هیئت علمی مشارکت کنند و در پروژههای در حال اجرا نقش داشته باشند.
اما درک سلامت تنها با بررسی فرد امکانپذیر نیست و نیازمند توجه به عوامل فراتر از فرد نیز هست.
تونی براون، استاد برجسته جامعهشناسی و معاون مدیر مؤسسه تابآوری و نوآوری در سلامت، نابرابریهای سلامت و عوامل اجتماعی تعیینکننده سلامت را بررسی میکند؛ از جمله اینکه فقر، تبعیض، مواجهه با عوامل زیانبار محیطی و شرایط محلهها چگونه به تفاوتها در وضعیت سلامت جمعیتها منجر میشوند. دیدگاه او دانشجویان را تشویق میکند که علاوه بر انتخابها و تصمیمهای افراد، به نظامها و ساختارهایی نیز توجه کنند که گزینههای در دسترس افراد را شکل میدهند.
براون در بهار سال ۲۰۲۷ درس «پیشبرد عدالت در سلامت» را تدریس خواهد کرد.
براون گفت: «دانشجویانی که در این درس ثبتنام میکنند، یاد خواهند گرفت که به مسائل از منظر «ریشهای و بالادستی» نگاه کنند؛ یعنی بررسی کنند عوامل اجتماعی تعیینکننده سلامت چگونه بر این موضوع تأثیر میگذارند که چه کسانی با بیماریهای بیشتری زندگی میکنند و چه کسانی در سنین پایینتر جان خود را از دست میدهند.»
این دیدگاههای زیستی، روانشناختی و اجتماعی در کنار یکدیگر، پایه و اساس چیزی را تشکیل میدهند که ارین استندن، استادیار علوم روانشناختی، آن را رویکرد زیستی ـ روانشناختی ـ اجتماعی به سلامت مینامد.
استندن که درس اصلی «روانشناسی سلامت» این گرایش را تدریس میکند، از نمونههای واقعی استفاده میکند تا به دانشجویان نشان دهد این عوامل چگونه با یکدیگر تعامل دارند. برای مثال، موضوع پیشگیری از سرطان روده بزرگ را در نظر بگیرید. پژوهشها میتوانند الگوهای غذایی مرتبط با کاهش خطر ابتلا به سرطان، مانند مصرف بیشتر فیبر، را شناسایی کنند؛ اما دانستن اینکه چه غذایی باید مصرف شود تنها بخشی از مسئله است. پژوهشگران همچنین باید عوامل روانشناختی مؤثر بر انتخاب مواد غذایی توسط افراد و محیطهای اجتماعیای را که تعیین میکنند آیا غذاهای سالم در دسترس افراد هستند یا خیر، درک کنند.
استندن اشاره کرد که فرهنگ میتواند بر ترجیحات غذایی تأثیر بگذارد، در حالی که احساسات میتوانند بر گرسنگی اثر بگذارند و سایر عوامل زیستی نیز ممکن است رفتار فرد را تحت تأثیر قرار دهند.
استندن گفت: «این گرایش جدید دقیقاً برای آموزش همین رویکرد به دانشجویان طراحی شده است. دانشجویان به جای اینکه صرفاً بر یک مسیر یا عامل خاص تمرکز کنند، با تعامل پیچیده و غنی میان عوامل زیستی، روانشناختی و اجتماعی مؤثر بر سلامت آشنا خواهند شد.»
این رویکرد تنها به فضای کلاس درس محدود نمیشود. هر دانشجوی این گرایش باید یک دوره تجربه پژوهشی تحت نظارت را نیز بگذراند و آموختههای خود را در بررسی یک پرسش مهم مرتبط با سلامت، در محیطهایی مانند آزمایشگاه، مراکز بالینی، سازمانها یا جوامع محلی به کار گیرد.
فگوندس گفت: «این تجربه برای هر دانشجو میتواند شکل متفاوتی داشته باشد. ممکن است فردی دادههای رفتاری یا زیستی را تحلیل کند، مصاحبه انجام دهد، در یک مطالعه مربوط به نشانگرهای زیستی مشارکت کند، استرس محیط کار یا روندهای کاری در محیطهای بالینی را بررسی کند، یک سیاست سلامت یا برنامه اجتماعی را ارزیابی کند یا عوامل انسانی را در یک محیط مراقبتهای بهداشتی مورد بررسی قرار دهد.»
این تجربه پژوهشی در نهایت به یک پروژه علمی و پژوهشی منتهی میشود و به گونهای طراحی شده است که دانشجویان مالکیت و مسئولیت مشخصی نسبت به بخشی از یک پروژه تحقیقاتی پیدا کنند و در عین حال برای مسیرهای شغلی و تحصیلی آینده در حوزههایی مانند پزشکی، روانشناسی، علوم اعصاب، بهداشت عمومی، اپیدمیولوژی، سیاستگذاری سلامت و سایر رشتههای مرتبط با سلامت آماده شوند.
برای فگوندس، هدف بزرگتر این برنامه آن است که دانشجویان را آماده کند تا سلامت را با نگاهی گستردهتر و جامعتر بررسی کنند.
او گفت: «شما نمیتوانید بیماری را صرفاً با درک آناتومی و فیزیولوژی بهطور کامل درک کنید. متخصصان سلامت همچنین باید رفتار، روابط، فرهنگ، محیطهای کاری، نابرابری، نظامهای مراقبت سلامت و شرایط عملی و واقعی زندگی را درک کنند؛ شرایطی که تعیین میکنند آیا یک بیمار واقعاً میتواند برنامه درمانی خود را دنبال کند یا خیر.»
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.