به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، آسمان، دیده بر زمین می گشاید و مدینه در بهارانه ربیع الثانی شبِ انتظارش را به دست صبح امید میسپرد و در صبحدمی حیاتبخش، آفرینش، تولدی دوباره می یابد و یازدهمین روشنگرش را به هستی می بخشد.
کسی می آید از آن سوی کهکشان ها، ـ عطر شکوفه بر لب ـ تا غربت سرایِ مدینه را غرق شادی و شور نماید؛ غرق عطر حضور!
کسی می آید که نفس هایش مروج دین محمد است؛ آن هنگام که زمستان تفکر عباسی، جهان اسلام را قبضه کرده بود،
کسی می آید که ادامه «طلوع» در تاریکستان قهقرایی زمان است،زمانه ای که غربت شیعیان جای نفس کشیدن برایشان نگذاشته و ظلم و ستم بیداد می کند،
کسی می آید تا «انسان»، به حق راستین خویش برسد؛ حقی که روزی در تمام نگاه ها متجلّی خواهد شد.
کسی می آید که در دامان حق نمایِ ولایتش، نجات دهنده حقیقی و موعود ازلی «عج» را پرورش دهد،

کسی می آید که چلچراغ ولایت علوی علیه السلام را در تاریکنای جهالت «عباسیان» روشن کند و مرهمی باشد بر دل های شکسته شیعیان مظلوم،
کسی می آید تا امانت را بـه دست آخرین حجت خدا بسپارد و عدالت را با دستان با کفایتش بـه بار نشاند.
کاش امسال روز میلادش را به میزبانی پسرش جشن بگیریم ؛ما همراهی کنیم و او تکبیر بگوید،ما مُحبّ شویم و او محبوب شود،ما عاشق شویم و او دلبری کند،ما سربازی کنیم و او قیام کند،ما پیروی کنیم و او فرمان دهد.ما همان منتظرانی که هرروز با سبدی دعا به استقبال فرزندش می رویم و در آینه قنوت قلبمان زیارتش می کنیم و بر ضریح چشمانش دخیل می بندیم تا شاهد رویش سبز لحظه ظهورش باشیم در جهانی که لحظه شمار گل آرایی اوست.
در شب تولد پدر، بر او و بر آن خورشید، بر او و بر آن گل غایب، بر او و بر نایب بر حقش، سلامی بی کرانه نثار باد!
*نفیسه ترابنده
انتهای پیام/*