به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، السا صالحی روان شناس بالینی درباره علل و شیوه های دروغگویی در کودکان در یادداشتی که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر قرار داده است، نوشت: دروغ بیان مطلب و سخنی است که مطابق با واقعیت و حقیقت نبوده و بین آنچه که توسط فرد بیان می شود و آنچه که در واقعیت وجود دارد، رابطه و همبستگی دیده نمی شود.کسی که دروغ می گوید آگاهانه به تحریف واقعیت می پردازد و امری را تأیید می کند که وجود خارجی ندارد.
به عقیده روان شناسان دروغ جنبه اجتماعی و یادگیری دارد، یعنی اینکه کودک از خانواده، اجتماع و کسانی که در اطرافش هستند دروغ را می آموزد، دروغگویی نیاز به فراگیری و تحمل تجربه های مختلف دارد. کودک به آسانی نمی تواند دروغ بگوید و به همین دلیل در موقع دروغ گفتن با دشواریها و اشکالاتی مواجه می شود که می توان به پریدگی رنگ چهره، ضربان شدید قلب، خشک شدن دهان، گرفتار شدن به لکنت در حین سخن گفتن، بی سر و ته حرف زدن، پریشان گویی، عدم کنترل بر اعضا و … اشاره کرد.
دروغ گفتن در کودکان طبیعی است و ریشه در فرآیند رشد کودک دارد ،که آغاز آن از زمان تکلم کودک و در حدود ۲ سالگی به بعد می باشد .
در دو سال اول زندگی خبرهای دروغ مربوط می شود به عدم درک و مهارت کودک در پی بردن و فهمیدن صحبت ها. زیرا کودک در این سن نمی داند که دروغ چیست و دیگر اینکه فرهنگ لغات او کامل نشده است و لذا نمی تواند آنچه را که شنیده یا دیده است عینأ بیان کند، بنا بر این در این سن گفته های نادرست کودک را نمی توان دروغگویی دانست.
کودکان در دنیای جالبی از خیال و واقعیت زندگی میکنند بنابراین دروغ گویی کودکان را نباید با دروغ گویی بزرگسالان مقایسه کرد.
دروغگویی کودکان در سنین سه تا پنج سالگی جنبه تخیلی داشته و کودک در واقع به شرح زندگی و تصورات خلاقانه کودکانه و خیالی خود می پردازد. که در این مورد هدف کودک دروغگویی و فریب دادن نیست بلکه فقط می خواهد تصورات خیالی خود را که فکر می کند وجود دارد یا از آنها لذت می برد با دیگران در میان بگذارد، بعد از شنیدن داستان های تخیلی و دیدن فیلم های افسانه ای این نوع دروغگویی بیشتر می شود.
خیلی از کودکان در این سنین دوستان خیالی دارند که با هم بازی میکنند .در این دوستیهای خیالی ممکن است دوست بچهها کارهایی انجام دهد که بعدها بچهها برای پوشش اشتباهات خود از آن استفاده میکنند. مثلا “من وبت من داشتیم بازی میکردیم که بت من گلدون رو شکست! مامان، من به او گفتم حواسش باشد اما به او حرفم گوش نکرد”.
ضمن اینکه این دوستان خیالی تا شش سالگی یا کمی بیشتر با بچهها میمانند و حضورشان جای نگرانی نیست.
به طور معمول در حدود ۶ سالگی کودکان از میزان دروغ گویی خود کم میکنند. ولی اگر در مواردی بعد از این سن همچنان به دروغ گویی ادامه دهند، اینجاست که میتواند نگرانکننده باشد. دروغگویی به معنای واقعی در سنین6 تا10 سالگی در کودکان ظاهر می شود…. چون از شش سالگی به بعد سیر تکامل مغزی بچهها شکل گرفته و کودکان متوجه هستند چیزهایی که میگویند با واقعیت یکی نیست. در حقیقت، خیال و واقعیت را به راحتی از هم تفکیک میکنند.
انواع دروغ ،عوامل و انگیزه های دروغ

دروغ محدود (ترس از تنبیه ،سرزنش و مجازات )
اولین علل دروغگویی کودکان که بالغ بر هفتاد درصد دروغ آنان را شامل می شود مربوط به ترس از مجازات و فرار از تنبیه می باشد ، یکی از شیوههای تربیتی والدین استفاده از تنبیه ویا ایجاد قوانین سخت گیرانه است ،در صورتی که گاهی خود این قوانین باعث تقویت رفتار و کاهش اعتماد به نفس در کودکان می باشد و سبب می شود که کودک بیشتر دروغ بگوید و مسئولیت اشتباهش را قبول نکند. برای مثال شکستن ظرف را به گردن دیگری می اندازد و انجام ندادن تکالیف مدرسه را نداشتن چراغ برق و یا آمدن مهمان، بیماری خود و یا دیگران عنوان می کند.
همچنین در بعضی از موارد تحت فشار قرار گرفتن کودک برای بیان جزئیات، نیز سبب دروغگویی بیشتر او میشود برای مثال کودکی که والدینش بعد از گذراندن یک ساعت او را برای انجام کاری مواخذه میکنند و تلاش می کنند که حرف راست را از دهان او بشنوند ،تصمیم میگیرد برای فرار از این همه حجم فشار و استرس خود و والدینش حقیقت را پنهان کند تا بتواند هم اعلام استقلال خود را به اثبات برساند و هم بر روی والدینش کنترل پیدا کند .
دروغ انتقام جویانه
این نوع دروغ از ناراحتی کودک ناشی میشود. وقتی که کودک نتواند به هدف و آرزویش برسد، آرزو و اهدافش را با انجام اعمال دروغین میسر می سازد.کودکانی که احساس حقارت و مظلومیت می کنند از دروغگویی به عنوان وسیله ای برای انتقام گیری، دفاع و مقابله استفاده می کنند.
مثلاً کودکی برای انتقام از همبازی اش که او را کتک زده است، وقتی پدر به منزل برمی گردد، ماجرایی را همراه با دروغ علیه او به پدرش میگوید .
دروغ پوچ (نیاز به جلب توجه، خود نمایی و یا حفظ غرور)
.. معمولا بچههایی که پدر و مادر یا سایر بزرگسالان نزدیک به آنها توجه کافی نمیکنند. به رفتارهای مخرب نظیر دروغ گویی روی میآورند. تحقیقات نشان می دهند که پانزده درصد از دروغگویی های کودکان به خاطر خودنمائی و یا حفظ غرور است.برای اینکه کودک خود را در جمع دست کم نگیرد و نشان دهد که او هم کسی است به دروغ از شخصیت خود، و اهمیت خانواده صحبت می کند، مثلا می گوید پدرم فلان مقام مهم را دارد، و یا خانه ما بسیار بزرگ همراه با 10اتاق خواب می باشد ،چرا که او می خواهد موقعیت خود را تثبیت کند و به جلب نظر بپردازد بنابراین عدم توجه به کودک و رفتارهای مثبت او،تاثیر زیادی در دروغ گفتن او دارد.

دروغ مبهم (بیان ترسهای احتمالی و پنهانی)
گاهی کودک حرفهایی میزند که حقیقت ندارند. مثلا وقایعی را تعریف میکند که در واقعیت اتفاق نیفتاده اما ریشه در ترسها و نگرانیهای ضمیرناخودآگاه او دارد مثلا میترسد دوستان یا والدینش را از دست بدهد و یا از آسیبی به کسانی که دوستشان دارد، وارد شود میترسد. در چنین مواردی نمیتوان کودک را دروغگو خطاب کرد بلکه باید ریشه اصلی اضــطـــراب و ترسهای او با کمک یک روانشناس متخصص کودک را ، شناسایی و درمان کرد.
نکته : نداشتن توجه و تمرکز کافی باعث درغگویی در کودکان میشود
بسیاری از بچهها توجه و تمرکز کافی ندارند و یادشان نمیماند که چه کار کردهاند. بازهی توجه بچهها خیلی کمتر از بزرگسالان است. نمیتوان از یک کودک انتظار داشت یادش مانده باشد که دیروز چه کارهایی با جزییات انجام داده است. بنابراین اگر فرزندتان نتوانست در مورد دو سه روز قبل، حقیقت را به شما بگوید، نگران نباشید، این مساله بیشتر از حافظه ضعیف بچهها در مقابل بزرگسالان نشات می گیرد.
برای درمان دروغگویی یک دوره روان درمانی به منظور نوسازی شخصیت و رشد جنبه های عاطفی،
اخلاقی و وجدانی ضروری است.ثابت شده است که رفع احتیاجات ضروری،
مادی، عاطفی، وحذف تنبیه و از بین بردن اعتراف واقرار به دروغگو یی یا
رشوه دادن به کودک اغلب کمک مؤثری بر پیشگیری و درمان دروغگویی می باشد
الگوی راستگویی باشید
همیشه با کودکتان صادق باشید. او نمیتواند دروغهای مصلحتی را از دروغهای دیگر تشخیص دهد. بنابراین وقتی نمیخواهید در محفلی شرکت کنید، به دروغ نگویید که حالتان خوب نیست. فرزند شما آنچه را که انجام میدهید، تقلید میکند.
راستگویی را به صورت قانون در خانواده درآورید
به عنوان بخشی از قوانین و ارزشهای خانواده، قانونی شفاف در رابطه با اهمیت راستگویی و روابط صادقانه وضع کنید. اینگونه فرزندان شما پی میبرند که حتی زمانی که گفتن حقیقت سخت باشد، شما برای صداقت ارزش قائل هستید..
درباره دروغگویی و راستگویی با او صحبت کنید و به او هشدار ها و یا وظایفی دهید:
به عنوان مثال با آرامش بگویید: «به تو یک فرصت دیگه میدم که بهم راستشو بگی. اگه بفهمم که داری دروغ میگی
عاقبت خوبی برات نداره
به کودک خود توضیح دهید که دروغگویی باعث میشود که دفعه بعد حرف او را به سختی باور کنید. و دیگران کسانی که به عنوان دروغگو شناخته شده باشند را دوست ندارند و به آنها اعتماد نمیکنند…
در مورد انواع دروغ و آسیبهایی که هر نوع میتواند ایجاد کند، صحبت کنید. دلایل مختلف مردم برای دروغ گفتن و اینکه چرا انتظار صداقت دارید را توضیح دهید.

عواقب عدم صداقت را تکرار کنید. اما روی آموزش احساس مسؤلیت و صداقت تمرکز کنید نه سرزنش و شرمنده کردن کودکتان. لحن صحبتتان آرام و دلسوزانه باشد. اگر عصبانی شوید، فریاد بکشید یا او را تهدید کنید، دیگر برای گفتن حقیقت احساس آرامش نخواهد کرد. وقتی کودک دروغ گفت، و از دروغ او مطمِن هستید به جای اینکه فقط استفاده از لوازم الکترونیکیو یا انجام فعالیت های مورد علاقه اش را برای او به مدت ۱ روز ممنوع کنید، انجام یک سری از کارهای خانه را به او بسپارید. امتیازات راحذف کنید و از جبران خسارت به عنوان عواقب دروغگویی استفاده کنید.
اطمینان حاصل کنید که این عواقب منصفانه باشد. از مجازات بیش از حد خودداری کنید. در غیر این صورت کودک به جای تمرکز روی کار اشتباهش به این فکر میافتد که چقدر والدینش ناعادلانه رفتار میکنند
همچنین در آخر رعایت انصاف از سوی والدین در مورد فرزندان، عفو و بخشیدن، محدود کردن توقعات در حد امکان و توانائی های کودک، ایمن کردن کودک از مجازات و تنبیه در مواردی که عمدی در کار بوده است یا لغزش صورت گرفته است، دادن پند و اندرز، ارائه محبت کافی از موارد دیگر درمان و اصلاح برای کاهش دروغگویی در کودکان می باشد .
انتهای پیام/*