به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛جزئیات کامل بحران کمبود داروهای اعصاب و روان و علل آن | انجمن علمی روانپزشکان ایران طی نامهای به معاون درمان وزارت بهداشت، از کمبود یا نایابی ۱۲ قلم داروی روانپزشکی خبر داده است. بر اساس این گزارش، داروهایی مانند آمپول ۴ میلیگرمی لورازپام، دوکسپین، نالتروکسون، کلومیپرامین و تیوریدازین در بازار به سختی یافت میشوند . نائب رئیس انجمن داروسازان کشور نیز تأکید کرده که کمبودها مختص این گروه نیست و در همه گروههای دارویی وجود دارد، اما در داروهای اعصاب و روان بیشتر به چشم میآید .
علت اصلی کمبود چیست؟ فعالان حوزه دارو سه عامل اصلی را برای این بحران مطرح میکنند:
۱. قیمتگذاری دستوری و عدم صرفه اقتصادی: تولید برخی داروهای روانپزشکی برای کارخانهها سودآور نیست و بسیاری از تولیدکنندگان خط تولید خود را به سمت مکملهای پرسود تغییر دادهاند . یک صاحب داروخانه در تهران میگوید: «وقتی مسوولان سازمان غذا و دارو فکر میکنند با قیمتهای دستوری همزمان با افزایش ساعتی نرخ ارز، میشود چراغ صنعت و تولید دارو را روشن نگه داشت، تولیدکننده چارهای جز کاهش ظرفیت تولید ندارد» .
۲. کمبود نقدینگی و تأمین نشدن ارز: فرآیند تولید دارو از واردات ماده اولیه تا توزیع بین ۶ تا ۷ ماه زمان میبرد و تأمین نقدینگی مورد نیاز شرکتها، با وجود وعدههای دولت، بهموقع انجام نمیشود .
۳. افزایش بیسابقه تقاضا: شیوع اختلالات روانی در کشور که پیش از کرونا ۲۳ درصد گزارش شده بود، اکنون به حدود ۳۰ درصد رسیده است . تنشهای اجتماعی، فشارهای اقتصادی و ناآرامیهای اخیر به افزایش چشمگیر مصرف داروهای ضدافسردگی، ضداضطراب و خوابآور دامن زده است .
پیامدهای بحران | رئیس انجمن روانپزشکان ایران هشدار داده که ادامه کمبود دارو میتواند بر وخامت شرایط بیماران و خانوادههایشان بیفزاید و هزینههای سنگینتری را بر نظام سلامت تحمیل کند. بیمارانی که سالها تحت درمان بودهاند، در صورت عدم دسترسی به داروهای خود، با عود بیماری مواجه میشوند و داروهای جایگزین نیز ممکن است تأثیر مطلوب را نداشته باشند
کمبود دارو به مرز هشدار رسید/ چرا داروی اعصاب پیدا نمیشود؟
کافی است در هفتههای اخیر، یک مسکن ساده یا یک مکمل ویتامینی خریده باشید، یا گذرتان به خیابان ناصرخسرو افتاده باشد تا بفهمید بازار دارویی کشور چه روزهای سختی را سپری میکند.
تلاقی دو موج سهمگین «کمبود دارو» و «افزایش سرسامآور قیمتها»، حقیقتی تلخ را به نمایش گذاشته است: حق دسترسی به درمان، از دست گروه بزرگی از مردم خارج شده است. اما در این میان، بحران در حوزه داروهای اعصاب و روان، ابعادی به مراتب جدیتر پیدا کرده و بیماران این حوزه را با چالشهایی مواجه کرده است که فراتر از یک کمبود ساده، یک بحران سلامت روان در سطح جامعه است.
سقوط اعصاب در سکوت
هادی اخوتپور، رئیس شورای عالی داروخانههای ایران، با نگرانی از وضعیت داروهای اعصاب میگوید که این حوزه به دلیل ماهیت خاصش، آسیبپذیرترین بخش بازار دارو است. او معتقد است که در داروهای اعصاب، ما با یک وضعیت «حیات یا مرگ» روبهرو هستیم. تفاوت اصلی داروهای اعصاب با سایر داروها در این است که بیمار نمیتواند به راحتی برند دارویش را عوض کند. دکتر اخوتپور توضیح میدهد که مثلا اگر داروی «سرترالین» نباشد، پزشک نمیتواند به سادگی بیمار را به سمت مصرف «سیتالوپرام» یا داروهای مشابه سوق دهد؛ چون این تغییر ناگهانی در دوز یا نوع دارو، باعث ایجاد «شوک درمانی» در بیمار میشود. این شوک یعنی تمام دستاوردهای ماهها درمان به باد برود و بیمار دوباره به نقطه صفر بازگردد یا حتی حالش بدتر شود.
هفتصبح نوشت: این وضعیت در داروهای کنترل تیکهای عصبی نیز به شدت دیده میشود. این داروها بسیار محدود هستند و وقتی نایاب میشوند، فشار روانی و اجتماعی عجیبی به بیمار وارد میشود. اخوتپور اشاره میکند که این موضوع در کودکان بسیار دردناکتر است؛ کودکی که نیاز به این داروها دارد و دارو را پیدا نمیکند، دچار اضطراب و فشار شدیدی میشود که کنترل علائم او را برای خانواده و پزشک تقریبا غیرممکن میکند.
یکی از تکاندهندهترین بخشهای این بحران، مربوط به آمپولهای آنتیسایکوتیک طولانی اثر مانند «فلوفنازین» و «فلوپنتیکسول» است. اینها داروهایی هستند که برای بیمارانی تجویز میشوند که یا از خوردن قرص امتناع میکنند یا بیماری خود را انکار میکنند. این بیماران باید هر دو تا سه هفته یکبار یک دوز تزریق کنند تا در وضعیت پایدار بمانند. با این وجود اخوتپور هشدار میدهد که این آمپولها اکنون در بازار کمیاب یا نایاب شدهاند. وقتی این تزریقها متوقف میشود، خطر بازگشت علائم روانپریشی و بروز بحرانهای رفتاری شدید افزایش مییابد. یعنی بیماری که تا دیروز کنترل شده بود، ناگهان دوباره دچار روانپریشی میشود و این وضعیت، خانوادهها و مراقبان را به شدت تحت فشار قرار میدهد.
بازی توزیع و سیاست سبدفروشی
رئیس شورای عالی داروخانههای ایران در ادامه به یکی از گرههای کور توزیع اشاره میکند؛ سیاست «سبدفروشی». در این شیوه شرکتها سهمیه داروهای حیاتی و پرتقاضا را مشروط به خرید اقلام غیرضروری یا مکملهای کمتقاضا میکنند. یعنی اگر داروخانه بخواهد چند جعبه از یک داروی حیاتی بگیرد، باید در کنار آن مقدار زیادی مکمل یا داروهای کمکاربرد را هم بخرد. اینجاست که شکاف مالی میان داروخانهها خودش را نشان میدهد.
داروخانههایی که نقدینگی دارند و توان مالی خرید اقلام مازاد را دارند، انبارهایشان را پر میکنند. اما اکثر داروخانهها به دلیل تأخیر شدید در پرداخت وجوه از سوی سازمانهای بیمهگر، نقدینگی ندارند و نمیتوانند وارد این بازی سبدفروشی شوند. در نتیجه، بیمار ناچار است به ۱۰ یا ۲۰ داروخانه مراجعه کند تا شاید در داروخانه بیستویکمی که پولدارتر بوده و خرید نقدی انجام داده، دارو را پیدا کند.