به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ بله، ایران و آمریکا در روزهای اخیر به شدت به یک جنگ گسترده و تمامعیار نزدیک شدهاند. حملات تلافیجویانه و اظهارات تند مقامات دو کشور، آتشبس شکننده امضا شده در خرداد را به طور کامل از بین برده و منطقه را در آستانه یک درگیری جدید و خطرناکتر قرار داده است.
خطر اصلی چیست؟
خطر اصلی این است که چرخه کنونی حملات تلافیجویانه، هر لحظه ممکن است از کنترل خارج شود و به یک جنگ تمامعیار منطقهای تبدیل گردد که هیچ یک از طرفین خواهان آن نیستند، اما قادر به کنترل آن نیز نیستند. این وضعیت به ویژه به دلیل سه عامل کلیدی بسیار پرخطر است:
-
به بنبست رسیدن راهحل دیپلماتیک: با وجود تلاشهای میانجیگرانی مانند قطر، هر دو طرف به شدت نسبت به یکدیگر بیاعتماد هستند و هیچ یک حاضر به عقبنشینی از مواضع خود در مورد مسائل حیاتی مانند تنگه هرمز نیستند .
-
تنگه هرمز، خط مقدم درگیری: اختلافات عمیق بر سر کنترل و مدیریت این آبراه حیاتی، به کانون اصلی بحران تبدیل شده است. ایران بر حق خود برای کنترل ترددها و دریافت عوارض اصرار دارد و آمریکا نیز بر اصل آزادی کشتیرانی بینالمللی پافشاری میکند . بسته شدن تنگه، تهدیدی مستقیم برای اقتصاد جهانی است.
-
گسترش دامنه جنگ: حملات اخیر نشان داده که ایران دیگر خود را محدود به خاک خود نمیکند و با هدف قرار دادن پایگاههای آمریکا در کشورهای همسایه مانند بحرین، کویت، اردن و قطر، دامنه درگیری را به طور خطرناکی گسترش داده است .
تحلیل وضعیت فعلی؛ چرا جنگ گسترده نزدیکتر از همیشه است؟
شکست کامل آتشبس: در حالی که کمتر از یک ماه از امضای تفاهمنامه اسلامآباد میگذشت، دونالد ترامپ به صراحت اعلام کرد که این آتشبس «تمام شده» است . حملات هوایی گسترده آمریکا به بیش از ۱۷۰ هدف در ایران و پاسخ موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در چندین کشور منطقه، این تفاهمنامه را عملاً به یک توافق پوچ تبدیل کرده است . ایران نیز با اعلام بسته بودن تنگه هرمز «تا اطلاع ثانوی»، هرگونه امید به بازگشت سریع به آرامش را از بین برد .
اختلاف بر سر تنگه هرمز؛ بمب ساعتی: اصلیترین مانع بر سر راه هرگونه توافق، تنگه هرمز است. آمریکا از ایران خواسته است که بهطور رسمی پایان حملات به کشتیها و باز بودن مسیرهای عبور را اعلام کند، اما تهران این خواسته را رد کرده و بر حق خود برای کنترل این آبراه و دریافت عوارض از کشتیهای عبوری پافشاری میکند .
اراده برخورد دو طرف: اظهارات مقامات دو کشور نشان میدهد که فضای لازم برای عقبنشینی وجود ندارد. ترامپ با بیان اینکه «۱۰۰۰ موشک آماده شلیک هستند»، ایران را تهدید کرده و مقامات ایرانی نیز با شعار «بزنید تا بخورید» پاسخ دادهاند . همچنین، مراسم تشییع رهبر شهید ایران به صحنهای برای اعلام عزم برای انتقام تبدیل شد و این موضوع بر شدت تنش افزوده است .
سه سناریوی محتمل برای آینده
کارشناسان سه سناریوی اصلی را برای آینده این مناقشه ترسیم کردهاند:
-
ادامه چرخه تنشهای محدود (محتملترین سناریو): در این سناریو، درگیری در سطح حملات محدود و تلافیجویانه باقی میماند. هر دو طرف از هزینههای سنگین یک جنگ تمامعیار آگاه هستند و سعی میکنند از عبور از خط قرمزها خودداری کنند . با این حال، امکان اشتباه محاسباتی در هر لحظه وجود دارد.
-
تشدید جنگ و ورود بازیگران جدید: اسرائیل ممکن است بهطور مستقیمتر وارد درگیری شود و حملات هدفمندتری را علیه تأسیسات هستهای یا نظامی ایران انجام دهد که میتواند آتش یک جنگ منطقهای را شعلهور کند .
-
احیای دیپلماسی (سناریوی خوشبینانه): علیرغم افزایش تنشها، مذاکرات فنی بین دو کشور همچنان ادامه دارد و میانجیها در تلاشند تا از فروپاشی کامل گفتوگوها جلوگیری کنند. امکان رسیدن به یک تفاهم جدید، هرچند دشوار، وجود دارد . تحلیلگران معتقدند که جنگ به بنبستی رسیده که ممکن است هر دو طرف را به سمت میز مذاکره سوق دهد .
جمعبندی کاربردی
وضعیت کنونی بسیار شکننده و خطرناک است. در حالی که هر دو طرف از پیامدهای یک جنگ تمامعیار آگاه هستند، اختلافات عمیق بر سر کنترل تنگه هرمز و بیاعتمادی متقابل، مسیر دیپلماسی را بسیار دشوار کرده است. منطقه بر لبه پرتگاه قرار دارد و کوچکترین اشتباه محاسباتی میتواند فاجعهای جبرانناپذیر را رقم بزند. خطر اصلی در همین «لغزش به سمت جنگ» نهفته است؛ جنگی که هیچ کس واقعاً آن را نمیخواهد، اما ممکن است هیچ کس هم نتواند جلوی آن را بگیرد.
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.