به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، سرکار خانم نفیسه ترابنده در یادداشتی در ارتباط یلدای فاطمی نوشت: آسمان بغض کرده ،تقویم معطل مانده ، پاییز چمدان بسته ، کنار در ایستاده تا قدم به قدم دور شود و دامن نارنجی اش را از زمین جمع کند و سخاوتمندانه شکوه بلندترین شبش را پیشکش زمستان نماید.پاییز مدام به ساعت طلاییاش نگاه میکند، نکند یلدای محبوبش باز هم دیرتر از موعود برسد!
عجب شبی است امشب؛ شب وداع پاییز با دلبر گونه اناری اش…انارِ دون شده ،هندوانه قاچ شده، میوه های چیده شده و پسته پوست شده،همگی دست به هم داده اند برای تماشای این وداع،؛وداعِ طولانی پاییز و زمستان اما بغض آسمان نه از رفتن پاییز است ونه از نگرانی سوز و سرمای زمستان،بغض آسمان از غربت است،غربت مادری پهلو شکسته که هنوز صدای مظلومیت اش در بلندای تاریخ به گوش میرسد و گوش شیعه کماکان از آن سیلی ناجوانمردانه درد می کند.امسال هم یلدا رنگ و بویی فاطمی دارد،«فاطمه»همان زنی که مادر تمام عالمیان است.
اسم«مادر» که می آید دیگر نه سرخی انار،نه لبخند پسته و نه شیرینی هندوانه لذت بخش نیست. مگر می شود داغدار مادر بود و یادی از دردانه اش نکرد،همان مردی که اگر بیاید یلدای انتظار به سر می رسد. همان شاهزاده ای که وقتی نیست فرقی نخواهد کرد که آخر پاییز امروز است یا فردا ،یلدای آدمها همیشه شب اول زمستان نیست ، هرکس شبی بییار بنشیند شبش به اندازه یلدا طولانی و سرد است.
با قلبی شکسته دیوان حافظ را باز میکنیم تا مرهمی باشد بر این درد فراغ و در دل آرزو میکنیم کاش فال حافظ شب یلدای همه این بشود:«یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور/کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور»
انتهای پیام/*