00:30 - 1405/04/28

پیامبر(ص) در حدیث کساء چه کسانی را زیر عبا جمع کرد؟ / نزول آیه تطهیر در شأن اصحاب کساء؛ روایت ۶ صحابه از فضیلت پنج تن آل عبا + متن کامل حدیث

حدیث کساء از مشهورترین روایات اسلامی در تفسیر آیه تطهیر است که با نقل‌های متعدد در منابع شیعه و اهل سنت، بر جایگاه ویژه اهل‌بیت(ع) تأکید دارد. بررسی تعابیر مختلف این حدیث نشان می‌دهد پیامبر اکرم(ص) در پاسخ به درخواست برخی همسران برای ورود...

حدیث کسا چیست

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ حدیث کساء که در آن پیامبر (ص) اهل بیت خود را تحت پوششی قرار داده و آیه تطهیر نازل می ‌شود، در منابع حدیثی و تفسیری شیعه و اهل سنت به وفور یافت می ‌شود.

بنابر روایت الشیعه، حدیث کساء در منابع حدیثی اهل سنت همچون صحیح مسلم، و مسند احمد بن حنبل و نیز منابع تفسیری آنها مانند جامع البیان اثر محمد بن جریر طبری، تفسیر القرآن العظیم اثر ابن ابی‌حاتم رازی و… نقل شده است. ابن تیمیه در منهاج السنه و ابن حجر در الصواعق المحرقه سند این حدیث را صحیح شمرده ‌اند.

حدیث کساء در میان شیعیان امامیه جایگاه ویژه ‌ای دارد. این حدیث که با سند معتبر از حضرت فاطمه زهرا (س) نقل شده، در کتاب عوالم العلوم مرحوم بحرانی آمده است.[۱] قرائت حدیث کساء در مجالس شیعه مرسوم بوده و به عنوان توسل و تبرک مورد استفاده قرار می‌ گیرد. بسیاری از محدّثان شیعه همچون کلینی، شیخ طوسی، شیخ مفید، طبرسی و ابن شهر آشوب در کتاب‌ های خود، حدیث کساء را با اختلافی در الفاظ نقل نموده ‌اند.

در دسته ای از احادیث، تعابیر مختلفی به کار رفته که هر کدام به وضوح «اهل بیت» را به پنج تن آل عبا (ع) منحصر می ‌کند. در مورد هر یک از تعابیر، حدیثی را می آوریم.

۱. تعبیر «إنّک إلی خیر»
«أخرج ابن جریر و ابن أبی حاتم و الطبرانی و ابن مردویه عن أمّ سلمه زوج النبیّ(ص): «إنّ رسول الله (ص) کان ببیتها علی منامه له علیه کساء خیبریّ»؛ … قالت أُم سلمه: «فأدخلت رأسی إلی الستر» فقلت: «یا رسول الله، و أنا معکم؟» فقال: «إنّک إلی خیر» مرّتین».[۲]

در این حدیث پس از اینکه حضرت فاطمه (س) غذایی می آورد پیامبر (ص) به وی می فرماید تا همسرش علی و فرزندانش حسن (ع) و حسین (ع) را فراخوانَد و آنان می آیند. هنگام خوردن غذا آیه تطهیر نازل می شود و پیامبر (ص) می فرماید: «خدایا اینان اهل بیت من و خواص من هستند. پلیدی را از آنان دور کن و آنان را پاکیزه گردان». ام سلمه گوید: «من هم سرم را داخل کردم و گفتم: «یا رسول الله آیا من هم با شما هستم؟» حضرت دو بار فرمود: «تو به سوی خوبی هستی».

به این نکته باید توجه داشت که اگر ام سلمه از اهل بیت در این آیه بود آن گرامی پاسخ مثبت را با صراحت به وی می داد، ولی خلق عظیم وی که مورد ستایش قرآن کریم است اجازه نمی دهد که پاسخ منفی را صریحاً به ام سلمه اعلام فرماید. جمله مذکور که در احادیث متعددی آمده با توجه به این نکته می تواند بیان روشنی بر خروج همسران آن حضرت از دایره اهل البیت باشد.

۲. تعبیر «تنحّی، فإنّک علی خیر»
«… عن العوام یعنی ابن حوشب، عن ابن عمّ له قال: «دخلت مع أبی علی عائشه … فسألتها عن علیّ … فقالت: «تسألنی عن رجل کان من أحبّ الناس إلی رسول الله (ص)…» قالت: «فدنوت منهم» و قلت: «یا رسول الله، و أنا من أهل بیتک؟» فقال(ص): «تنحّی، فإنّک علی خیر».[۳]

از عوام بن حوشب از پسر عمویش روایت است که گفت: «با پدرم بر عایشه وارد شدیم. من از وی درباره علی (ع) سؤال کردم. عایشه گفت: «از من درباره کسی می پرسی که از محبوب ترین مردم نزد پیامبر خدا (ص) بود. کسی که دختر پیامبر و محبوب ترین مردم به سوی پیامبر (ص) همسر وی بود».

رسول خدا (ص) را دیدم که علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) را فرا خواند و بر آنان جامه ای افکند و گفت: «خدایا اینان اهل بیت من هستند. پس پلیدی را از آنان دور ساز و آنان را به گونه ای ویژه پاکیزه کن». عایشه گفت: «به آنها نزدیک شدم و گفتم: «یا رسول الله، من از اهل بیت شمایم؟» فرمود: «دور شو، تو بر خیر و نیکی هستی».

۳. تعبیر «فجذبه من یدی»
«… عن أُمّ سلمه أنّ رسول الله (ص) قال لفاطمه: «ایتینی بزوجک و ابنیه. فجاءت بهم؛ فألقی رسول الله (ص) علهیم کساءً فدکیّاً، ثمّ وضع یده علیهم ثمّ قال: اللّهمّ إنّ هؤلاء اهل محمد … » قالت أُمّ سلمه: «فرفعت الکساء لأدخل معهم، فجذبه من یدی و قال: «إنّک علی خیر».[۴]

از ام سلمه روایت است که پیامبر خدا (ص) به فاطمه (س) فرمود: «همسر و پسرانت را نزد من بیاور». فاطمه (س) آنان را آورد. پیامبر خدا (ص) کساء فدکی (پوششی که در فدک تهیه شده بود ) را بر آنان افکند، سپس دست خویش را بر آنان قرار داد و فرمود: «خدایا، اینان خاندان محمّد هستند. پس درودها و برکت های خود را بر خاندان محمد قرار ده. به راستی تو ستوده و بزرگی».

ام سلمه گفت: «من کساء را بلند کردم تا با آنان به زیر کساء داخل شوم؛ پیامبر (ص) آن را از دستم باز گرفت و فرمود: «تو بر خیر و نیکی هستی».

۴. تعبیر «ما قال: إنّک من اهل البیت»
«عن عمره بنت أفعی، قالت: سمعت أُمّ سلمه تقول: «نزلت هذه الآیه فی بیتی… » فقلت: «یا رسول الله، ألستُ من أهل البیت؟» قال:«إنّک علی خیر؛ إنّک من أزواج النبی»، و ماقال: «إنّک من أهل البیت».[۵]

از عمره بنت افعی روایت است که گفت: از ام سلمه شنیدم که می گفت: «این آیه در خانه من نازل شد: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» در حالی که در خانه هفت تن بودند: جبرئیل و میکائیل و پیامبر خدا و علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام). ام سلمه گفت: «من کنار درِ خانه بودم و گفتم: «یا رسول الله! آیا من از اهل بیت نیستم!؟» فرمود: «تو بر نیکی هستی. تو از همسران پیامبری»، و نفرمود: تو از اهل بیت هستی.

۵. تعبیر «لا، و أنت علی خیر»
«… عن عطیه، عن أبی سعید، عن أمّ سلمه أنّ النبیّ (ص) غطّی علی علیّ و فاطمه و حسن و حسین کساءً، ثمّ قال: «هؤلاء أهل بیتی، إلیک لا إلی النار». قالت أُمّ سلمه: «فقلت: یا رسول الله، و أنا معهم؟» قال: «لا، و أنت علی خیر».[۶]

از عطیّه، از ابی سعید، از امّ سلمه روایت است که پیامبر (ص) کسائی را بر علیّ و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) افکند سپس فرمود: «خدایا اینان اهل بیت منند به سوی تو نه به سوی آتش»، امّ سلمه گفت: «گفتم یا رسول الله! من هم (در شمول اهل البیت) با آنان می باشم؟» فرمود: «خیر و تو بر نیکی هستی».

۶. تعبیر «فوالله ما انعم»
«… عن الأعمش عن حکیم بن سعد قال: ذکرنا علیّ بن أبی طالب (ع) عند أُمّ سلمه؛ قالت: «فیه نزلت: «إنّما یرید الله…»؛ قالت: «أُمّ سلمه: جاء النبیّ (ص) إلی بیتی … فجلّلهم نبیّ الله بکساء … فنزلت هذه الآیه … فقلت: یا رسول الله، و أنا؟» قالت: «فوالله ما أنعم»، و قال: «إنّک إلی خیر».[۷]

در این حدیث پـس از آنکه پیامبر (ص) علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) را زیر کساء قرار داد و آیه تطهیر نازل شد، ام سلمه سؤال کرد: «یا رسول الله، من هم هستم؟» و پاسخ مثبت نشنید، نگران شد و نگرانی خویش را با این جمله ابراز کرد: «فوالله، ما أنعم»، یعنی: به خدا سوگند پیامبر (ص) نفرمود: بلی، و تنها فرمود: «تو به سوی نیکی هستی».

۷. تعبیر «مکانک، أنت علی خیر»
«… عن شهر بن حوشب، عن أُمّ سلمه: «إنّ رسول الله (ص) أخذ ثوباً فجلّله علی علیّ و فاطمه و الحسن و الحسین (علیهم السلام). ثمّ قرأت هذه الآیه: «إنّما یرید الله… ». قالت: «فجئت لأدخل معهم»، فقال: «مکانک، أنت علی خیر».[۸]

در این حدیث ام سلمه می گوید: «پیامبر (ص) علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) را زیر جامه ای قرار داد، سپس آیه تطهیر را قرائت کرد و هنگامی که آمدم تا با آنها زیر جامه داخل شوم آن حضرت فرمود: «سر جایت باش، تو بر خیر و نیکی می باشی».

در حدیث دیگر این تعبیر آمده است: «أنت بمکانک، و أنت إلی خیر»[۹] و در تعبیر دیگری آمده است: «اجلسی مکانک، فانک علی خیر».[۱۰] سر جایت بنشین، تو بر خیر هستی.

۸. تعبیر «فوددت أنّه قال: نعم»
«… عن عمره الهمدانیه قالت: أتیت أُمّ سلمه فسلّمت علیها، ….» قالت: «ما اُحبّه و لاأبغضه …، فأنزل الله هذه الآیه: «إنّما یرید الله…» إلی آخرها، و ما فی البیت إلاّ جبرئیل و رسول الله (ص) و علیّ و فاطمه و الحسن و الحسین (علیهم السلام)». فقلت: «یا رسول الله، أنا من أهل البیت؟» فقال: «إنّ لک عند الله خیراً»، فوددت أنّه قال: «نعم»، فکان أحبّ إلیَّ من ما تطلع علیه الشمس و تغربه».[۱۱]

از عمره همدانیه روایت است که گفت: «بر ام سلمه وارد شدم و بر وی سلام کردم. به من گفت: که هستی؟» گفتم: «من عمره همدانیه ام». عمره به ام سلمه گفت: «ای ام المؤمنین، از این مردی که چندی پیش کشته شد – علی بن ابی طالب (ع) – برایم خبر ده که افرادی وی را دوست دارند و افراد دیگری دشمن!

ام سلمه گفت: «تو او را دوست داری یا دشمن؟» عمره گفت: «من نه او را دوست می دارم و نه دشمن». ] ظاهراً در اینجا چند جمله در رابطه با نزول آیه تطهیر از حدیث افتاده و دنباله آن این است: … و خداوند این آیه: «إنّما یرید الله …» را نازل ساخت در حالی که در خانه جز جبرئیل و پیامبر خدا و علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) کسی نبود». گفتم: «یارسول الله، من از اهل بیت هستم؟» حضرت فرمود: «برای تو نزد خدا پاداش خیر و نیکو است».

دوست داشتم (وقتی سؤال کردم که آیا از اهل بیت می باشم) آن حضرت می فرمود: «آری»، و این برایم از آنچه خورشید بر آن طلوع و غروب می کند بهتر بود.

۹. تعبیر «فتنحّی لی عن أهل بیتی»
«… عن أبی المعدّل عطیه الطفاوی عن أبیه، أنّ أُمّ سلمه حدّثَته، قالت: «بینا رسول الله (ص) فی بیتی، إذ قال الخادم: «إنّ علیّاً و فاطمه بالسُدّه». قالت: «فقال لی: قومی فتنحّی لی عن أهل بیتی …» فدخل علیّ و فاطمه و معهما الحسن و الحسین … قالت: «فقلت و أنا یا رسول الله؟» فقال: «و أنت».[۱۲]

در این حدیث که از ام سلمه روایت شده است او می گوید: «رسول خدا در خانه من بود که خادم گفت: علی و فاطمه (علیهما السلام) پشت در هستند. پیامبر (ص) فرمود: «برخیز و از اهل بیتم دور شو». آنگاه علی و فاطمه و حسـن و حسیـن (علیهم السلام) وارد شدند و پیامبر (ص) درباره آنان دعا کرد: «خدایا، اهل بیتم! به سویت نه به سوی آتش». ام سلمه گفت: «یا رسول الله، من هم؟» حضرت فرمود: «تو نیز».

روشن است که پیامبر (ص) با بیانی صریح، نخست ام سلمه را (در حدیث) مقابل اهل بیت خویش قرار می دهد که در خروج وی از اهل البیت صراحت دارد. آنگاه او را نیز در محدوده دعا که دور ماندن از آتش است شریک می سازد.

۱۰. تعبیر «إنّک لعلی خیر، و لم یدخلنی معهم»
«… عن العوام بن حوشب، عن جمیع التیمی: انطلقت مع اُمّی، إلی عائشه، … و لقد رأیت رسول الله التفع علیهم بثوب و قال: «اللّهمّ هؤلاء أهلی، أذهب عنهم الرجس و طهِّرهم تطهیراً». قلت: «یا رسول الله، ألست من أهلک؟» قال: «إنّک لعلی خیر»، لم یدخلنی معهم».[۱۳]

از جمیع تیمی روایت شده است که من با مادرم بر عایشه وارد شدیم … مادرم از وی درباره علی (ع) سؤال کرد؛ وی گفت: «چه گمان داری درباره مردی که فاطمه (س) همسر اوست و حسن (ع) و حسین (ع) فرزندان اویند؛ و من دیدم که پیامبر خدا (ص) جامه ای را بر آنان قرار داد و فرمود: اینان اهل من هستند. خدایا، پلیدی را از آنان دور کن و آنان را به نحو ویژه ای پاکیزه ساز». من گفتم: «یا رسول الله، من از اهل شما نیستم؟» فرمود: «تو بر نیکی هستی، مرا با آنان داخل نساخت».

۱۱. تعبیر «فو الله ما قال: أنت معهم»
«… عن أُمّ سلمه … فجمعهم رسول الله حوله و تحته کساء خیبریّ، …  فوالله ما قال: «و أنت معهم» و لکنّه قال: «إنّک علی خیر و إلی خیر»، فنزلت علیه: «إنّما یرید الله …»[۱۴]

در این حدیث نیز که از ام سلمه روایت شده است پیامبر (ص) علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) را زیر کساء قرار داد و درباره آنان دعا کرد. ام سلمه می گوید: «یا رسول الله، من هم با آنان هستم؟» ]و چون پاسخ مثبت نشنید گفت:[ به خدا سوگند نفرمود: «تو با آنان هستی» ولی فرمود: «تو بر نیکی و به سوی نیکی باش». آنگاه آیه «إنّما یرید الله …» نازل شد».

۱۲. تعبیر «إنّک لعلی خیر، و هؤلاء أهل بیتی»
«… عن عطاء بن یسار، عن أُمّ سلمه …  فقال: «اللّهمّ هؤلاء أهل بیتی». قالت أُمّ سلمه: «یا رسول الله، ما أنا من أهل البیت؟» قال: «إنّک لعلی خیر، و هؤلاء أهل بیتی، اللّهمّ أهلی أحق» هذا حدیث صحیح علی شرط البخاری، و لم یخرجاه.[۱۵]

در این حدیث که از ام سلمه روایت شده است پس از آنکه پیامبر (ص) به دنبال علی و فاطمه و حسن و حسین (علیهم السلام) فرستاد و آنان آمدند، فرمود: «خدایا اینان اهل بیت من هستند». ام سلمه گفت: «یا رسول الله، آیا من از اهل بیت نیستم؟» فرمود: «تو بر خیر و نیکی هستی ولی اینان اهل بیت من هستند. خدایا اهل من سزاوارتر است». حاکم نیشابوری پس از ذکر حدیث می گوید: «این حدیث دارای شرط صحت حدیث نزد بخاری بوده است ولی او آن را ذکر نکرده است».

نتیجه گیری

حدیث کساء و تعابیر موجود در آن، جایگاه و منزلت اهل بیت (ع) را به طور واضح و روشن بیان می ‌کند. حدیث کساء در روایات مختلف با تعابیر گوناگون نقل شده که هر یک به وضوح بر اختصاص «اهل بیت» در آیه تطهیر به پنج تن آل عبا (علیهم السلام) دلالت دارد. در احادیث مختلف، افرادی تمایل به ورود به دایره اهل بیت عصمت و طهارت (ع) را داشتند اما پیامبر گرامی اسلام (ص) مانع شده و نپذیرفتند. عبارات و تعابیر به کار رفته در احادیث نقل شده از حدیث کساء، در منابع شیعی و سنی، به طور واضح بر عصمت و طهارت پنج تن آل عبا (علیهم السلام) تاکید می ‌کنند.

ماجرای حدیث کساء و آیه تطهیر؛ پیامبر(ص) چگونه «اهل بیت» را معنا کرد؟ / ۱۲ تعبیر کلیدی از حدیث کساء؛ از عصمت مطلق تا افضلیت بر همه انبیاء + شرح کامل

بر اساس گزارش‌های متعدد، این واقعه در خانه یکی از همسران پیامبر (مانند ام‌سلمه) یا در منزل حضرت فاطمه(س) رخ داده است. خلاصه ماجرا و ۱۲ تعبیر و پیام کلیدی که از آن قابل استخراج است، به شرح زیر است:

اصل واقعه حدیث کساء

روزی پیامبر اکرم(ص) در منزل ام‌سلمه یا فاطمه(س) بودند. ایشان پارچه یا عبا و جامه‌ای پشمین (کساء) خواستند و آن را بر سر و روی خود افکندند. سپس یک‌یک امام علی(ع)، فاطمه زهرا(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) آمدند و در زیر آن عبا، در کنار پیامبر(ص) قرار گرفتند. در آن هنگام، پیامبر(ص) دستان خود را به سوی آسمان بلند کرده و چنین دعا فرمودند:

«اللَّهُمَّ إِنَّ هَؤُلَاءِ أَهْلُ بَیْتِی وَخَاصَّتِی، فَأَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهِیرًا»
(خدایا! اینان اهل بیت و ویژگان من هستند، پس هرگونه پلیدی را از ایشان بزدای و آنان را به طور کامل پاک و مطهر گردان).

در همین حال، جبرئیل امین فرود آمد و آیه تطهیر (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا) را بر پیامبر(ص) نازل کرد و به ایشان اعلام داشت که این آیه در شأن همین پنج تن نازل شده است.

۱۲ تعبیر کلیدی و پیام‌های حدیث کساء

از این واقعه و ترکیب آن با نزول آیه تطهیر، ۱۲ پیام و تعبیر کلیدی استخراج می‌شود که نشان‌دهنده جایگاه و مفهوم «اهل‌بیت» است:

  1. مصداق انحصاری آیه تطهیر: پیامبر(ص) با این عمل، نشان داد که مراد از «اهل‌بیت» در آیه، فقط و فقط این پنج تن هستند و هیچ شخص دیگری، از جمله همسران پیامبر، در این مصداق وارد نمی‌شوند. راویانی چون سعد بن ابی‌وقاص، ابن‌عباس، واثله بن اصقع و ام‌سلمه به عنوان شاهد و راوی این واقعه، نزول آیه را در شأن اصحاب کساء تأیید کرده‌اند.

  2. عصمت مطلق اهل‌بیت(ع): کلمه «رجس» در آیه به معنای هرگونه پلیدی ظاهری و باطنی، گناه و نقص است و تعبیر «تطهیراً» (با تنوین برای تأکید) نشان‌دهنده عصمت کامل و مطلق این خاندان از هرگونه خطا و اشتباه است.

  3. اراده تکوینی الهی: خداوند با عبارت «إنَّما یُریدُ اللَّهُ…» اراده تکوینی خود را برای پاکی و طهارت اهل‌بیت اعلام می‌دارد، به گونه‌ای که این طهارت، اعطایی و ذاتی آنان است و نه اکتسابی و اختیاری که قابل سلب باشد.

  4. افضلیت بر سایر انبیا: از آنجا که عصمت اثبات‌شده از این آیه، به درجه‌ای از کمال و طهارت مطلق اشاره دارد که بالاتر از عصمت دیگر انبیاء و اولیاء است، این آیه نشان‌دهنده افضلیت (برتری) اهل‌بیت نسبت به دیگران است.

  5. تأیید نزول آیه در شأن اهل‌بیت: گزارش‌های متعدد از صحابه مانند حسن بن علی(ع)، ابن عباس، واثله بن اصقع و ام‌سلمه، همگی شأن نزول آیه را در مورد اصحاب کساء می‌دانند و این اتفاق، یک اجماع روایی در میان فریقین محسوب می‌شود.

  6. آغاز معرفی اهل‌بیت به عنوان الگو: این واقعه، نقطه‌ی عطفی در معرفی خاندان پیامبر(ص) به عنوان الگوهای تمام‌عیار و معصوم برای امت اسلامی بود.

  7. اهل‌بیت به معنای خاص: تعبیر «أَهْلَ الْبَیْتِ» در این آیه، بر خلاف برخی برداشت‌های عام که شامل همه خویشاوندان پیامبر می‌شود، توسط خود پیامبر(ص) به این پنج تن خاص محدود و تفسیر شد.

  8. رد هرگونه مصادره‌آیه به نفع دیگران: پیامبر(ص) برای آنکه کسی آیه را به نفع دیگران تفسیر نکند، شش تا نه ماه پیاپی صبحگاهان بر در خانه علی و فاطمه(ع) می‌آمد و آیه تطهیر را قرائت می‌کرد تا همگان بدانند این آیه فقط در حق ساکنان این خانه نازل شده است.

  9. دلالت بر علم بیکران اهل‌بیت: این طهارت مطلق، مقدمه‌ای بر علم لدنی و بی‌نهایت اهل‌بیت(ع) است که آنان را از هرگونه خطا و اشتباه در گفتار و عمل مصون می‌سازد.

  10. ایجاد اصطلاحات «اصحاب کساء» و «پنج تن آل عبا»: این واقعه باعث شکل‌گیری اصطلاحات معروفی مانند «اصحاب کساء» و «پنج تن آل عبا» در فرهنگ اسلامی شد که به عنوان نماد والاترین مقامات انسانی شناخته می‌شوند.

  11. اهمیت حدیث در اثبات خلافت: امامان شیعه از این حدیث به عنوان یکی از مهم‌ترین دلایل برای اثبات شایستگی و برتری خود برای تصدی امر خلافت و رهبری امت اسلامی بهره گرفته‌اند.

  12. اثبات نزول تدریجی آیه: برخی نقل‌ها نشان می‌دهد که نزول آیه تطهیر، متناسب با وقایع مختلف (مانند واقعه مباهله و نیز در خانه فاطمه) تکرار شده است و هر بار پیامبر(ص) اصحاب کساء را زیر عبا جمع می‌کرده است تا بر انحصار مصداق تأکید فرماید.

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

برنج صدری هاشمی شرق گیلان ۵ کیلویی

مطالب مرتبط

برنجستان