۱۳:۱۷ - ۱۴۰۳/۰۲/۱۸

نقد سریال اکازیون؛

نگاهی به سریال نمایش خانگی «اکازیون»؛ رقص و دیگر هیچ!

در دهه اخیر فعالان نمایش‌خانگی برای فردش بیشتر و کسب درآمد فضای طنز را جدّی گرفته و با قالب‌های مختلف به سراغش رفته‌اند اما بی‌محتواتر از گذشته این اتفاق را رقم زده‌اند و " اکازیون " آخرین شاهکار این شبکه می‌باشد.

نقد سریال اکازیون

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، یکی از محصولات نوروزی پلتفرم نماوا سریال «اکازیون» به کارگردانی مسعود اطیابی می‌باشد. اطیابی که ساخت فیلم‌های پرفروش کمدی سینما چون تگزاس، تگزاس ۲، دینامیت، انفرادی و هتل را در کارنامه خود دارد، این سریال را در قالب طنز به مانند اکثر کارهایش براساس فیلمنامه‌ای از «حمزه صالحی» جلوی دوربین برده است.

در دهه اخیر فعالان نمایش‌خانگی برای فردش بیشتر و کسب درآمد فضای طنز را جدّی گرفته و با قالب‌های مختلف به سراغش رفته‌اند اما بی‌محتواتر از گذشته این اتفاق را رقم زده‌اند و ” اکازیون ” آخرین شاهکار این شبکه می‌باشد.

اطیابی یکی از فعالان پرکار سینما و نمایش خانگی است که نسخه فروش فیلم در گیشه سینمای ایران را به دست آورده، برخلاف سابقه خود که به‌نوعی ارزشی‌ساز محسوب می‌شد به زردسازی در آثار خود دچار شده ‌است.فرمولی که شاید او را در این سال‌ها به مال و منالی رسانده باشد اما مخاطبان خود، اخص نوجوانان و جوانان را به قهقرای ولنگاری و بی‌حیایی هدایت کرده است. این فیلمساز که به خوبی به این نکته پی برده است که در شرایط فعلی جامعه با وجود اوضاع بد اقتصادی و اجتماعی، تماشاچیان به دنبال روزنه هایی هستد که برای ساعتی هم که شده بتوانند از آن لذت ببرند و اطیابی هم با به کارگیری بازیگران کمدی محبوب و صحنه‌های تعقیب و گریز موزیکال و اتفاقات بداهه، این شادی را به آن ها می دهد؛ هرچند تمام این قسمت‌ها و سکانس‌ها هیچ داستانی را دنبال نکند. شاید بتوان گفت که به همین دلیل هم هست که با وجود نقد فیلم‌های مسعود اطیابی و ایرادات واضح و بزرگ فنی در فیلم‌های اطیابی، باز هم شاهد استقبال از این فیلم‌ها از سوی مردم هستیم.

اطیابی اینبار با محدودیت‌های دهه هفتاد شوخی کرده است، اساسا ترکیب نوستالژی و کمدی در سال‌های گذشته بسیار موردتوجه مخاطبان ایرانی قرار گرفته است و اقبال عمومی به آثاری مثل «نهنگ عنبر»، «هزارپا»، «فسیل» و… نشان می‌دهد فیلمسازان تلاش دارند تا مخاطبان سینما و شبکه نمایش خانگی ایران، از خندیدن به گذشته خودشان حسابی سر ذوق بیایند. گذشته‌ای که در این آثار نمایش داده می‌شود نه تنها ذره‌ای حس میهن دوستی را در مخاطب برمی‌انگیزد بلکه تمام قد مورد تمسخر و ریشخند قرار می‌گیرد. این گذشته که بیشتر در اواخر دهه ۶۰ و دهه ۷۰ به تصویرکشیده می‌شود بجای ترسیم درست از شرایط پیچیده اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی و اوضاع زندگی مردم بعد از جنگ تحمیلی و بیان رشادت‌های رزمندگان در دفاع از این مرز و بوم تنها با توسل به تکه‌های تکراری و کلیشه‌ای چون ممنوعیت ویدئو سعی دارد تا ذهن مخاطب را از فهم دقیق و عمیق تاریخ معاصر منحرف سازد.

این سریال کمدی به سراغ یک تیم بازیگری که پیش از این در کنار یکدیگر موفق عمل کرده‌اند رفته است و با سینمایی فسیل شباهت‌هایی دارد؛ ترکیب غلامرضا نیکخواه، ایمان صفا و هادی کاظمی را در آن فیلم شاهد بودیم و قصه فسیل نیز در همان دهه‌ها روایت می‌شود که بر روند تکرار در سریال” اکازیون” صحه می‌گذارد.

اکازیون“مبنای سریالش را روی اختلاف‌های میان اعضای یک خانواده بنا نهاده است. اختلافاتی که بیشتر به یک کینه عمیق می‌ماند تا اینگونه درمیانه شوخی و خنده بنیان خانواده اصیل ایرانی را هدف قرار دهد. “

قصه سریال «اکازیون» بین اعضای خانواده‌ای می‌گذرد که دایی بچه‌ها (برادرزن پدر خانواده) مردی خراب کار و دردسرساز است. حاجی بابا_ پدر خانواده_ مدام او را نفرین می‌کند و صحبت کردن درباره دایی محسن در خانه را ممنوع کرده و وصیت می‌کند تا ۲۲ سالگی نوه‌اش رعنا کسی اسم دایی محسن را پیش او نیاورد.از زمان ورود شخصیت دایی محسن با بازی هادی کاظمی در هر قسمت یک خراب کاری تازه و جنون آمیز از او می‌بینیم که از فرط احمقانه بودن، بیشتر از آنکه مخاطب را به خنده بیندازد، باعث تعجب بیننده می‌شود و می‌پندارد فیلمساز در حال توهین به شعور اوست.درست است که یکی از وجوه داستانِ طنز اغراق است اما نه اغراقی که بیش‌ازحد باشد و اصلِ نمایش و داستان را لوث کند.

این سریال به تنهایی هیچ موقعیت خنده‌داری را برای مخاطب فراهم نمی‌کند و بازی تکراری بازیگران کمدی این سریال به واسطه سبقه حضوری که در فیلم‌ها و سریال‌های طنز داشتند، گاه برای چند ثانیه خنده را به لب مخاطب می‌آورند.«اکازیون» چون فاقد هویت روایی یکپارچه است از این شاخه به آن شاخه می‌پرد و حتی شبیه کمدی آیتمی نیست. پراکندگی داستانی، در سریالی که ادعای کمدی بودن را دارد، تبدیل به ارائه حجم وسیعی از شوخی‌هایی می‌شود که طعم کمیک، کمدی و حتی طنز را ندارد و بازیگران که بیش از آنکه بازیگر باشند کاریکاتورهایی هستند که شخصیت قابل ارائه‌ای ندارند از رحیم و دایی محسن گرفته تا حاجی بابا و منصوره.هیچ تعلیق و کششی در داستان وجود ندارد و بیننده هیچ دلیل یا شوقی برای دیدن قسمت بعد نخواهد داشت.تمام وقایع سریال را بارها در مجموعه‌های دیگر دیده‌اید و چیز جدیدی قابل رویت نیست. از سوی دیگر، سریال” اکازیون” اساسا مشخص نمی‌کند که به دنبال چه می‌گردد. بنابراین مخاطب هم همراه با این بی‌هدفی این سریال اطیابی به شدت گیج می‌شود. فیلمساز برای فرار از این ضعف‌های اساسی تنها یک‌ راه حل دارد؛ رقص، رقص، رقص. دایی محسن و رحیم به هربهانه ای با آهنگهای کوچه بازاری قدیمی می‌رقصند و کاری هم ندارند در چه موقعیتی هستند؛ در منزل یا وسط خیابان. در این سریال فرقی ندارد همچون دایی محسن یک جوان الدنگ و بی خاصیت باشی یا همچون رحیم یک جوان درس‌خوان و موفق مهم اینست که همیشه باید برقصی تا بتوانی زندگی کنی!

در پایان باید گفت کمدی قطعاً فقط برای گذراندن وقت مخاطب نیست. اساساً ژانر کمدی به دلیل پتانسیلی که دارد می‌تواند در کنار ایجاد خنده الگوسازی کند، اما کمدی‌سازان ما فکر می‌کنند شوخی‌های مبتذل و چرک یا پرخاشگری جنسیتی می‌تواند خنده به وجود بیاورد. در” اکازیون”” به جز تیکه‌پرانی‌های بی‌اساس و فحش مانند، آهنگهای لس انجلسی و قبل از انقلاب، رقص کریه و پرتکرار مردان و روابط غیرمرسوم میان اعضای خانواده از رابطه حاجی بابا با محسن گرفته تا رابطه منصوره و شوهرش نوذر و رابطه میان منصوره بعنوان پرستار و لیلی خانم، عملا چیز دیگری نمی‌بینیم و باز همان سوال همیشگی مطرح می‌شود که چرا شبکه نمایش خانگی به حال خود رها شده است؟!!

 

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 

نویسنده : نفیسه ترابنده

مطالب مرتبط