21:56 - 1400/09/28

صحنه هایی از یک ازدواج در غرب مدرن | کودکی متفاوت؛ آینده ای متفاوت، یادداشت دوم

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر،مریم معیری در ادامه یادداشتی نقد سریال صحنه هایی از یک ازدواج در غرب مدرن در ارتباط کودکی متفاوت دو شخصیت اصلی سریال می نویسد: تفاوت در پرورش و زیست جاناتان و میرا و نداشتن سواد رابطه، ریشه اصلی ات...

صحنه هایی از یک ازدواج در غرب مدرن | کودکی متفاوت؛ آینده ای متفاوت، یادداشت دوم

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر،مریم معیری در ادامه یادداشتی نقد سریال صحنه هایی از یک ازدواج در غرب مدرن در ارتباط کودکی متفاوت دو شخصیت اصلی سریال می نویسد: تفاوت در پرورش و زیست جاناتان و میرا و نداشتن سواد رابطه، ریشه اصلی اتفاقات ناگوار زندگی مشترکشان است. جاناتان و میرا در بستری کاملا متفاوت از یکدیگر رشد کرده اند؛ جاناتان در یک خانواده یهودی با تعالیم سخت گیرانه رشد کرده. او پدری سخت گیر و مادری مضطرب دارد و همین مسئله از او یک فرد درونگرا ساخته است .

او تا بیست سالگی برخلاف جامعه آمریکا، در فضاهای تک جنسیتی بزرگ شده و بعد از مدتی خودش تصمیم می گیرد دین و اعتقادش را تغییر دهد ولی با تمام تلاشی که می کند، نمی تواند تاثیر تعلیماتی را که با آنها بزرگ شده، از بین ببرد. تاثیراتی که در زوایای مختلف و حتی خصوصی زندگی زناشویی اش خود را نشان می دهد.

در مقابل میرا در خانواده ای از هم گسیخته بزرگ شده که پدری بالای سرش نبوده و مادرش سه ازدواج ناموفق داشته و از پنج سالگی او را سر قرارهای عاشقانه اش می برده. میرا خیلی زود از خانواده جدا شده و برای رهایی از تنهایی با دیگران دوست می شده است.

جاناتان یاد گرفته که همواره خودش را پنهان یا سرکوب کند و از دایره اخلاق خارج نشود. او پدر و مادرش را دیده که با تمام سختی ها باز هم به پای هم مانده اند. به همین خاطر طلاق و جدایی در ذهنش به عنوان راه حل مطرح نیست. اما میرا طلاق های پشت سرهم مادرش را دیده است.

از طرف دیگر جاناتان در فضایی مذهبی و  با سرودها و آیین های خاص بزرگ شده؛ اما میرا با هیچ کدام از این امور آشنا نیست. همین مسئله به خودی خود فاصله ای بین میرا و جاناتان ایجاد کرده است. فاصله ای که در سال های اول با شور و اشتیاق و هیجان پر شده اما رفته رفته خودش را نشان می دهد.

برنج صدری هاشمی شرق گیلان ۵ کیلویی

در واقع جاناتان و میرا از نظر اعتقادی اصلا هم کفو نبودند. آنها تنها یک وجه مشترک پررنگ داشتند و آن تنهایی بود. جاناتان و میرا تنهایی خود را به بهترین شکل با یکدیگر پر کردند، اما تفاوت ها خودش را نشان داد و میرا که کنترل گری بیشتری داشت دیگر دوام نیاورد. جالب است که در میان و جر و بحث و دعوا  وقتی مدتی گذشته و جاناتان به جلسات روان درمانی رفته، بالاخره به میرا می گوید که او هم در مورد بعضی چیزها احساس ناخوشایندی داشته و از اینکه همیشه میرا رفتارش را کنترل می کرده ناراحت است. گویی جاناتان به علت سرکوب گری و خودکم بینی، اجازه اعتراض به خودش نمی داده و سعی کرده این روال زندگی را طبیعی بداند.

نویسنده: مریم معیری

انتهای پیام/*

مطالب مرتبط

برنجستان