به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ تحولات اخیر در روابط ایران و آمریکا و افزایش تنشها میان دو کشور، بار دیگر نشان داد که جنگهای معاصر تنها در میدانهای نظامی رقم نمیخورند؛ بلکه بخش مهمی از تقابل قدرتها در عرصه رسانه، افکار عمومی و مدیریت ادراک مخاطبان شکل میگیرد. در عصر ارتباطات، رسانهها به یکی از مهمترین ابزارهای قدرت نرم تبدیل شدهاند و توانایی ساخت، هدایت و تثبیت روایتها میتواند بر برداشت جامعه از واقعیتهای سیاسی و امنیتی تأثیر مستقیم بگذارد.
در شرایطی که شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای دیجیتال و فناوریهای نوینی مانند هوش مصنوعی سرعت گردش اطلاعات را چند برابر کردهاند، مرز میان خبر واقعی، تحلیل، شایعه و عملیات روانی بیش از گذشته پیچیده شده است. از این رو، بررسی نقش رسانهها در شکلدهی به افکار عمومی، مدیریت بحرانهای ارتباطی و مواجهه با جنگ روایتها، ضرورتی جدی برای پژوهشگران و فعالان حوزه رسانه محسوب میشود.
زهرا شیخ باقری، دانشجوی دکتری مدیریت رسانه و فعال رسانهای، در یادداشتی با عنوان «جنگ روایتها در عصر هوش مصنوعی؛ چگونه رسانهها میدان نبرد ایران و آمریکا را شکل میدهند؟» به بررسی نقش رسانهها در تحولات جدید قدرت، اهمیت مدیریت افکار عمومی و جایگاه فناوریهای نوین در جنگ شناختی پرداخته است.
جنگ روایتها؛ نبرد برای ساختن معنا
جنگ روایتها به معنای رقابت میان بازیگران مختلف برای تفسیر یک رویداد و تعیین معنای آن است. یک حادثه واحد میتواند از سوی رسانههای مختلف با برداشتهای کاملاً متفاوت بازنمایی شود. رسانهها با انتخاب واژهها، تصاویر، کارشناسان و زاویه نگاه خود، چارچوبی برای فهم مخاطب ایجاد میکنند.
در بحرانهای بینالمللی، هر کشور تلاش میکند خود را در جایگاه بازیگری مشروع، مدافع و مسئول معرفی کند و طرف مقابل را در جایگاه تهدید یا عامل بیثباتی قرار دهد. بنابراین، جنگ رسانهای پیش از آنکه جنگ بر سر اطلاعات باشد، جنگ بر سر «تفسیر اطلاعات» است.
از نگاه مدیریت رسانه، مهمترین سرمایه یک رسانه در این شرایط، اعتماد مخاطب است. رسانهای که بتواند اعتماد عمومی را حفظ کند، توانایی بیشتری برای اثرگذاری بر افکار عمومی خواهد داشت.
رسانهها؛ فرماندهان جدید میدان شناختی
در گذشته، رسانهها عمدتاً نقش اطلاعرسانی داشتند؛ اما امروز رسانهها به یکی از عناصر اصلی قدرت تبدیل شدهاند. شبکههای اجتماعی، رسانههای آنلاین و پلتفرمهای دیجیتال باعث شدهاند هر فرد به یک تولیدکننده و توزیعکننده محتوا تبدیل شود.
این تغییر، فرصتها و تهدیدهای جدیدی ایجاد کرده است. از یک سو، سرعت گردش اطلاعات افزایش یافته و امکان دسترسی مردم به منابع مختلف فراهم شده است؛ اما از سوی دیگر، انتشار اخبار جعلی، شایعات و عملیات روانی نیز آسانتر شده است.
در چنین فضایی، مدیریت رسانه در دوران بحران اهمیت دوچندان پیدا میکند. رسانهها باید بتوانند میان سرعت انتشار خبر، صحت اطلاعات و نیاز جامعه به آرامش روانی تعادل ایجاد کنند.
هوش مصنوعی؛ ابزار جدید جنگ شناختی
ورود هوش مصنوعی به عرصه رسانه، قواعد بازی را تغییر داده است. امروز تولید محتوای جعلی، ساخت تصاویر و ویدئوهای غیرواقعی و انتشار گسترده پیامهای هدفمند با سرعتی بیسابقه امکانپذیر شده است.
در جنگهای آینده، بخش مهمی از رقابت میان کشورها در حوزه داده، الگوریتم و توانایی اثرگذاری بر ذهن مخاطبان خواهد بود. هوش مصنوعی میتواند هم ابزار افزایش کیفیت روزنامهنگاری و تحلیل دادهها باشد و هم به ابزاری برای دستکاری افکار عمومی تبدیل شود.
به همین دلیل، رسانهها علاوه بر توانایی تولید محتوا، نیازمند توسعه مهارتهای تشخیص، راستیآزمایی و تحلیل اطلاعات هستند. در عصر جدید، خبرنگار موفق تنها کسی نیست که سریعتر خبر را منتشر کند؛ بلکه کسی است که بتواند حقیقت را از میان حجم عظیمی از دادهها استخراج کند.
اهمیت اعتماد عمومی در مدیریت بحران رسانهای
یکی از مهمترین چالشهای رسانهها در شرایط جنگی، حفظ اعتماد عمومی است. جامعه در زمان بحران بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات دقیق، شفاف و قابل اتکا نیاز دارد. اگر رسانهها نتوانند پاسخگوی نیاز اطلاعاتی مردم باشند، فضای شایعه و بیاعتمادی گسترش پیدا خواهد کرد.
مدیریت بحران رسانهای نیازمند برنامهریزی، هماهنگی و شناخت دقیق مخاطب است. رسانهها باید علاوه بر اطلاعرسانی، نقش آموزشی نیز داشته باشند و مخاطبان را نسبت به شیوههای تشخیص اخبار جعلی و عملیات روانی آگاه کنند.
رسانه قدرتمند، رسانهای نیست که صرفاً حجم زیادی از اخبار منتشر کند؛ بلکه رسانهای است که بتواند در شرایط پیچیده، مسیر فهم درست جامعه را هموار کند.
ضرورت تغییر رویکرد رسانههای ایرانی
شرایط جدید جهانی نشان میدهد که رسانههای ایرانی برای حضور مؤثر در میدان رقابت روایتها نیازمند تحول هستند. این تحول باید از نگاه سنتی به رسانه فاصله بگیرد و به سمت رسانههای هوشمند، دادهمحور و مخاطبمحور حرکت کند.
تولید محتوای حرفهای، استفاده از ظرفیت شبکههای اجتماعی، بهرهگیری از فناوریهای نوین و تربیت خبرنگاران مسلط به سواد دیجیتال، از جمله ضرورتهای رسانهای در عصر جدید است.
همچنین رسانهها باید توجه کنند که قدرت اقناع تنها با تکرار پیام ایجاد نمیشود؛ بلکه نیازمند شناخت نیازها، دغدغهها و نگرانیهای مخاطبان است. مخاطب امروز، تنها دریافتکننده پیام نیست؛ بلکه تحلیلگری فعال است که روایتهای مختلف را مقایسه میکند.
آینده جنگها در میدان روایتها رقم میخورد
در جهان امروز، جنگها تنها در مرزهای جغرافیایی اتفاق نمیافتند؛ بلکه بخش مهمی از آنها در ذهن انسانها شکل میگیرد. رسانهها در این میان نقش تعیینکنندهای دارند و میتوانند بر برداشت جامعه از واقعیت اثر بگذارند.
در تقابل ایران و آمریکا نیز بخش مهمی از رقابت در عرصه رسانهای و شناختی جریان دارد. آینده متعلق به رسانههایی است که بتوانند همزمان سرعت، دقت، اعتبار و قدرت تحلیل داشته باشند.
در عصر هوش مصنوعی، قدرت واقعی در اختیار کسانی خواهد بود که بتوانند دادهها را مدیریت کنند، روایتهای معتبر بسازند و اعتماد مخاطبان را به عنوان مهمترین سرمایه رسانهای حفظ کنند. جنگ آینده، جنگ روایتهاست و رسانهها یکی از اصلیترین میدانداران این نبرد خواهند بود.
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.