به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، «بی مادر»همانگونه که از نامش پیداست،فیلمی زنانه و مادرانه است اما تصویری که از مادر ارائه می دهد،زنانی ست منفعل که با سکوت و دست روی دست گذاشتن زندگی خود و یا دیگران را تا مرز نابودی پیش می برند. مرجان با وجود مشکوک شدن به رابطه امیرعلی و مهروز آنها را براحتی با هم تنها میگذارد، مهروز هیچ اقدامی در جهت تکذیب رابطه اش با امیرعلی انجام نمی دهد و با سکوت خود زندگی زناشویی مرجان و امیرعلی را خراب می کند، سیمین-زن محمود- بدون آنکه از مهروز سوالی بپرسد، از یکسو به محمود میگوید که او باردار است و محمود را به جان خواهرش می اندازد و از سوی دیگر با بیان اینکه یک مادر برای فرزندش هرکاری بکند،جا دارد، او را در فرار از خانه محمود یاری میدهد.
«بی مادر»ملودرامی است که میخواهد با خلق لحظه های احساسی مخاطب را با خود همراه کند اما بدلیل عدم شخصیت پردازی مناسب، موفق نمیشود، مثلا واکنش مهروز بعد از مرگ عرفان یک سکوت بی معنی ست که حوصله مخاطب را سر میبرد.
شاید بهترین سکانس فیلم لحظه زایمان مهروز باشد، نمایش درد و رنجی که در نهایت با دیدن ثمره آن به شادی بی دریغی تبدیل میشود.

فیلم میخواهد تشخیص پزشکی بویژه در امر غربابگری و دستور سقط جنین را زیر سوال ببرد،در پایان هم مهروز و هم نوزادش سالم هستند، گرچه ما در طول فیلم علامتی از مسمومیت حاد حاملگی مهروز نمیبینیم. و یا یادمان بیاید سکانسی را که مرجان به امیرعلی میگوید که اگر از هفته بیستم بارداری بگذرد،سقط جنین حرام است و امیرعلی با تمسخر جواب می دهد:شماها نه حلالتون حلاله و نه حرامتون حرام.
داستانی که در« بی مادر» روایت میشود ابعاد پیچیده و جذابی دارد که همگی میتوانستند جزو پتانسیلهای قدرتمند فیلم باشند اما در نهایت به بدترین شکل ممکن بیان میشود.برخلاف انتظار فیلمساز، تصمیم مهروز در پایان داستان، اصلا از او یک قهرمان و یا مادر فداکار نمیسازد، اینکه یک مادر فضای خانه ای را که قرار است فرزندش در آن بزرگ شود،ملتهب و آشفته کرده و فرار کند اصلا کار عاقلانه و مادرانه ای نیست.
*نفیسه ترابنده
انتهای پیام/*