به مناسبت نیمه شعبان؛ جانا بیا بهار کن این فصل سرد را…
سلام بر تو ای پرچم افراشته ی هدایت. سلام بر آن هنگام که قیام تو آغاز شود؛ و آن زمان که از پرده ی غیبت به درآیی.
سلام بر تو ای پرچم افراشته ی هدایت. سلام بر آن هنگام که قیام تو آغاز شود؛ و آن زمان که از پرده ی غیبت به درآیی.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، «السلام علیک یا ایها العلم المنصوب!»
سلام بر تو ای پرچم افراشته ی هدایت. سلام بر آن هنگام که قیام تو آغاز شود؛ و آن زمان که از پرده ی غیبت به درآیی.
سلام بر شامگاهان و صبحگاهان حضورت.
سلام بر تو اى حجّت خدا در زمینش،سلام بر تو اى دیده خدا در میان مخلوقاتش،سلام بر تو اى نور خدا که رهجویان به آن نور ره مىیابند و به آن نور از مؤمنان اندوه و غم زدوده مىشود،سلام بر تو اى پاکنهاد و اى هراسان از آشوب دوران، سلام بر تو اى همراه خیرخواه، سلام بر تو اى کشتى نجات و سلام بر تو اى چشمه حیات.
شکرا که بارانی از سپیده بر دشت خشک انتظار بارید و شعبان، مبدأ تاریخ عاشقان شد.آری نیمه شعبان است روزی که مهدی موعود متولد شد و برای همیشه نور امیدی در دل مومنان روشن گردید. تا در تپش مدام زمین ونگاه زهرآلود زمان به امید طلب دستهای پر مهرش روزگار بگذرانند و بدانند کسی هست که خواهد آمد و در ظلمت بی فردای این روزگار کس را از ناکس جداخواهد کرد و بر لبهای خشک زمین خواهد بارید و امروز هزار و چهارصد سال گذشته است و او نیامده است.
امروز که آدمیان صداقت را به زیر آوار فراموشی ها از یاد بردهاند؛ حالا که خاک از خون سرخ عدالت گلگون است؛ زمین در حسرت حضورش میسوزد.
حالا که سپیدی ها همه در سیاهی دلهایمان رنگ باختهاند؛ دیدگان زمین در انتظار اندکی-حتی- سپیدی چون پلک خیس سپیده دم بارانی اوست.
راه درازیست از اینجا تا صداقت و زمین در انتظار است تا بیاید و با قدوم نازنینش جسورانه شقاوت و خیانت را از هستی پاک کند. تا شب دریده شود و دیدگان آدمیان طلوعی از جنس عدالت را به نظاره بنشینند.
در جشن با شکوه روزی که آغاز می شود و در تمام روزهایی شیرینی که نام او بر لبانمان مینشیند، عاشقانش عهد دیرینه خویش را صاحب صبح و امام عصر تازه میکنند.
عاشقان منتظرند! عاشقان بى تابند، بى قرارند تا هم آواز شیدایى صبح فردا باشند. کوچه ها چشم به راهند! چشم به راه قدمهایی هستند که زخمهای بى رحم گمراهى را از چشمان مردم پاک کند. کوچه ها منتظر چشمان باران زایى هستند که با قدم هایش جان مردم را به شبنم اشک ها بشوید. جادهها منتظر رهگذرى هستند که براى همیشه خواهد ماند.منتظر قدمهایی که تن مرده کوچه ها را زنده میکند.
یا اباصالح!
این روزها بوی خوش تو در کوچههای جان پیچیده است .ماه از جمال نورانی تو، سر از آسمان خم کرده تا تماشایت کند.زمین نیز مثل آسمان، دنبال آبی شدن و یک رنگی است و تنها تویی که عبور نسیم های رحمت را در سیاه خانه دلها میسر خواهی کرد.
یوسف فاطمه! کی طنین دلنواز انا بقیه ا… تو از کعبه مقصود ، جانها را معطر مینماید. کی کعبه ،به خود میبالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق میگذارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم میشود ومناسک حج وقربان را بجای میآورد. برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونهات گره زدهایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشتهایم. آقا جان! برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا میشود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصهها میآیی، لحظهها را بدست باد میسپاریم.
به روسیاهیمان نگاه نکن و به دستهایمان که خالی اند و به زبانمان نیز گوش مسپار که گناهکارتر از آن است که تو را با صداقت و اخلاص بخواند،قلب آن اندک بندگان واقعی خداوند را ببین که هر روز ـ صبح و شام ـ تو را میخوانند… طلوع کن ای ماه نیمه پیدا تا شب یلدای هجران به یمن ظهورت کوتاه گردد و سلسله جنبانِ قلبمان، به دلخوشی یادت آرام گیرد.
راه نفس نمانده بیا ای گل امید/ آقا بیا و رنج و بلا را تو دور کن
دجالهای دشمن دین جلوه کردهاند/چشمان فتنههای زمان را تو کور کن
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.
نویسنده : نفیسه ترابنده