21:56 - 1400/04/16

اراده چیست و روش‌های تقویت آن کدامند؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، دکتر مهناز عسکریان عضو هیئت علمی، مدیر گروه روانشناسی و استاد دانشگاه در یادداشتی با موضوع، ارده و روش‌های تقویت آن، چنین نوشتند: خواستن و همت و اراده، آن‌قدر مهم است که گفته‌شده خواستن، توانستن ا...

دکتر مهناز عسکریان

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، دکتر مهناز عسکریان عضو هیئت علمی، مدیر گروه روانشناسی و استاد دانشگاه در یادداشتی با موضوع، ارده و روش‌های تقویت آن، چنین نوشتند: خواستن و همت و اراده، آن‌قدر مهم است که گفته‌شده خواستن، توانستن است، یعنی این‌که اگر کسی علاقه‌مند به انجام کاری باشد در مقابل سختی‌ها و مشقت‌های آن مقاومت می‌کند، پس گویا که از همین‌الان به مقصد و مقصودش رسیده است. هرکس به جایی رسیده (چه مقامات معنوی، چه مادی) از شاهراه همت و اراده قوی رسیده است. دانشمندان، ره آوردهای علمی خود را نتیجه نیروی اراده می‌دانند.

امروزه روان شناسان برای این‌که بیماری روانی را از چنگ بیماری‌هایی مثل پریشانی فکر، وسوسه، عدم تمرکز فکر و توجه، ضعف حافظه، افسردگی، کینه، غم و … نجات دهند، سعی دارند نیروی اراده و همت را در آن‌ها تقویت نمایند.

داشتن اراده قوی در تمامی مراحل زندگی نقشی اساسی در تعیین سرنوشت، هویت‌یابی و کمال و سعادت انسان دارد، روان شناسان معتقدند که اراده مظهر شخصیت انسان است. اگر فردی اراده قوی داشته باشد، شخصیت او در نظر دیگران شخصیت استوار و شکست‌ناپذیر بوده و در تحولات و طوفان‌های زندگی دچار تزلزل و شکست نخواهد شد.

برای تقویت اراده موارد زیر ضروری است:

۱. توانایی‌های بالفعل و بالقوه خود را بشناسید؛ موقعیت خانوادگی، اجتماعی، شغلی، وضعیت جسمانی و حالات روانی و به‌طورکلی شرایط زندگی و شخصیت خویش را به‌دقت مورد ارزیابی و مطالعه قرار دهید.

برنج صدری هاشمی شرق گیلان ۵ کیلویی

شناسایی توان بالقوه فرد اگر چنانچه واقع بینانه باشد منجر به افزایش عزت نفس در فرد می‌گردد، زیرا فردی که عزت نفس بالایی دارد ، شناخت دقیقی نسبت به امکانات و تواناییها و محدودیتها و نقطه ضعفهای خود دارد.

یعنی فردیکه عزت نفس بالایی دارد به نقاط قوت و ضعف خود واقف است،در حالیکه اگر فرد صرفا قابلیت ها و نقاط قوت خود را بشناسد و از نقطه ضعفهای خود غافل باشد عملا اعتماد به نفس بالایی دارد و در نهایت بجای شکوفایی و پرورش واقعی به سوی غرور کاذب حرکت مینماید که این غرور خود عامل عقب ماندگی فرد و دور شدن وی از همت و اراده مکفی می‌گردد.

۲. هدف‌های درازمدت خود را مشخص کنید؛ از خود بپرسید: می‌خواهم چه نوع زندگی داشته باشم؟ دوست دارید زندگی شما درچندسال آینده چگونه باشد؟ زندگی خانوادگی، اجتماعی، هدف‌های شغلی و علاقه‌مندی‌های خود را مورد توجه قرار دهید.

این شفاف سازی اهداف در زندگی میتواند راهگشای بزرگی در پرورش فرد قلمداد شود.‌

در بسیاری از زمینه های مشاوره ای استنتاج گردیده که فرد هم توانایی قابلی را داراست و هم از اراده مکفی برخوردار است، اما آنچه فرد را از دستیابی به اهدافش باز میدارد نداشتن ذهنیت واضح و روشن از اهدافی است که برای وی ایدآل به نظر می‌رسد.

نداشتن اهداف روشن و واضح منجر به آن میشود که فرد توانمند و بااراده مقصد را نشناسد.

۳. در این میان هدف‌های فرعی و کوتاه‌مدت را نیز تعیین کنید؛ اگر هدف درازمدت را بدون هدف‌های فرعی یا جزئی‌تر انتخاب کنید، نمی‌توانید تصمیم بگیرید و لذا ناامید می‌شوید.

وقتی اهداف جزئی و فرعی شما مشخص شد، به ترتیب اولویت به آن‌ها بپردازید، پس از مدتی وقتی شاهد پیشرفت خود بودید، انگیزه در شما ایجاد می‌شود که برنامه خویش را ادامه دهید و با این روش می‌توانید هم اراده قوی داشته باشید و هم اراده خویش را تقویت کنید.

اگر اهداف جزئی را در نظر نگیرید، نمی‌دانید که کار را از کجا شروع کنید، لذا هیچ‌وقت نمی‌توانید تصمیم بگیرید که آن کار را شروع کنید و به‌مرورزمان اراده شما نسبت به آن کار از بین می‌رود.

داشتن صرفا اهداف بلند مدت و بزرگ همچون سنگ بزرگی میباشد که نشانه ای از نزدن است.

در بسیاری از موارد ، وقتی اهداف را بسیار بزرگ و غایی در زندگی لحاظ میکنیم، در ابتدای ورود به مسیر دستیابی آن دچار تعلل و ترس میشویم، در نتیجه ممکن است دچار اهمالکاری شده و دائما کار امروز را به فردا بیاندازیم و در نهایت هیچگاه آن کار را شروع نکنیم . همچنین از سویی نداشتن اهداف جزئی و تاکید صرف بر اهداف کلی و بزرگ ، مانع از گرفتن فیدبک های مثبت حاصل از تشویق و تقویت میگردد، در نتیجه انرژی و انگیزه گام برداشتن در مسیر را مخدوش می‌گرداند.

۴. تصمیم‌گیری؛ پس‌ازآن که اهداف و توانمندی‌های خویش را مورد مقایسه و ارزیابی قرار دادید و برنامه‌ای را در نظر گرفتید که شما را به اهدافتان نزدیک می‌کند، در اجرای آن تصمیم ، قاطعیت داشته باشید.

برخی از افراد، در اتخاذ تصمیم، دچار وسواس و تردید می‌گردند، درنتیجه این‌گونه افراد دچار وسوسه و خیالات واهی شده از گرفتن تصمیم که یکی از مقدمات اراده است، بازمی‌مانند. در برابر این عده، گروه دیگری وجود دارند که دچار شتاب‌زدگی در تصمیم هستند، این اشخاص در اتخاذ هر نوع تصمیمی بی‌مطالعه و دقت و بدون تعیین اهداف و شناخت توانمندی‌های خود، فوراً تصمیم می‌گیرند، زود اراده کرده و زود هم پشیمان می‌شوند، عیب این عده این است که گیج و بی‌فکر بوده و هیچ نوع تفکر و تأملی در کارشان وجود ندارد.

پس یکی از گام‌های اساسی در داشتن اراده قوی و موقعیت در زندگی این است که انسان در ابتدای هر کار تفکر و تأمل کند، اهداف خویش را معین کند، توانایی‌هایش را با دید واقع‌بینانه شناسایی نماید و آنگاه بدون تردید و وسواس بیش از حدّ، تصمیم‌گیری کند.

چه داشتن تردید و چه داشتن وسواس هر دو میتواند زمینه ساز به مخاطره افتادن کیفیت تصمیم گیری ما باشد.

البته باید توجه داشت که چه‌بسا ،خود فرد به‌تنهایی نتواند اهداف و توانایی‌های خود را بشناسد، در این صورت می‌بایست از پدر و مادر، افراد باتجربه و متخصص مشورت بگیرید. افرادی که با گرفتن مشورت از دیگران و شنیدن نقطه نظرات آنها توام با تحلیل دقیق آن مقاومتی ندارند، مسیر تصمیم گیری را بسیار راحتتر طی میکنند در حالیکه آن دشته از افرادی که نسبت به شنیدن اظهارنظر دیگران گارد داشته و مقاومت میکنند در بسیاری از موارد خسارتهای زیادی را تجربه میکنند و همچنین آندسته از افرادی که بسیار کورکورانه تصمیمات خود را در معرض تایید یا رد دیگران قرار میدهند، آسیبهای زیادی را از دهن بینی متحمل می‌شوند.

۵. استواری و پایداری در تصمیم؛ یکی از مراحل اساسی دست‌یابی به اراده قوی، استواری و پایداری در تصمیم است.

در بسیاری از موارد افراد تصمیمات بسیار خوب و مثمر ثمری می‌گیرند اما در تصمیم خود جدیت نداشته و با کوچکترین تغیر مسیری از مسیر اصلی خود دور می‌شوند.

این دسته از افراد را به عنوان افراد بدون پشتکار میشناسیم که در برابر پافشاری و مقاومتشان در جهت دستیابی به هدف تزلزل های بیشماری را تجربه می‌نمایند.

بنابراین ، سعی کنید در هر کاری که تصمیم می‌گیرید پایدار باشید؛ البته این نیاز به تمرین دارد. ابتدا از کارهای کوچک و جزئی شروع نمایید ، کم کم این قدرت را به کارهای بزرگتر تعمیم دهید، مثلاً تصمیم بگیرید در طول یک هفته هرروز مسیری را که چندان طولانی هم نیست، پیاده بروید. یادگیری مصمم بودن در تصمیمات از همین تصمیم های کوچک آغاز میگردد و به تصمیم های بزرگتر تعمیم میابد.

انتهای پیام/*

مطالب مرتبط

برنجستان