پرورش هوش هیجانی در کودکان، سرمایهگذاری بلندمدتی بر سلامت روان، روابط اجتماعی و آیندهی حرفهای آنان است. EQ مهارتی آموختنی است؛ نه موهبتی ذاتی. اگر والدین بهجای سرکوب یا بیاعتنایی به احساسات کودک، راهنمای هیجانی او باشند، کودک خواهد آمو...
والدگری، بیش از آنکه دانشی دربارهی تربیت کودک باشد، سفری است به اعماق روان خودِ والد. تا زمانی که ما زخمهای دوران کودکی خود را نشناسیم، ناخواسته آنها را به فرزندانمان منتقل میکنیم. اما خبر خوب این است که آگاهی، نقطهی آغاز رهایی است. ...
دورهی نوجوانی، با همهی پیچیدگیهایش، فرصتی بیبدیل برای پرورش انسانهایی سالم، مسئول و متفکر است. والدینی که به جای تقابل و کنترل، به رابطهای مبتنی بر احترام، گفتوگو و همدلی متوسل میشوند، بستر مناسبی برای ساختن هویتی یکپارچه و درونزاد...
کودک قانونگریز، کودک بدی نیست. او در حال آزمایش دنیای اطرافشه و به دنبال فهمیدن اینه که: چه چیزی قابل قبوله؟ چطور میتونه تأثیرگذار باشه؟ و آیا بزرگترها، واقعاً پای حرفشون میمونن یا نه؟
تربیت موفق کودک، به معنای داشتن کنترل روی خودتونه، نه روی کودک.
در دنیای فرزندپروری، یکی از بزرگترین سردرگمیهای والدین، تفاوت بین نیاز طبیعی کودک به توجه و رفتارهای لوسانه است.
گفتن «نه» به کودک، بخش ضروری از تربیت سالم است.
گریه کردن کودک برای رسیدن به خواستهها، رفتاری رایج اما قابلاصلاح است. با واکنش درست، گفتوگو، تعیین حد و مرز، و آموزش احساسات، میتونید به کودکتون کمک کنید که بهجای اشک، از کلمات برای ارتباط استفاده کنه.
جیغ زدن کودک، رفتاری ناخوشایند اما قابلدرک و قابلاصلاح است. پشت هر فریاد، نیازی پنهان شده که هنوز به زبان نمیآید. با صبر، گفتوگوی درست، تعیین حد و مرز، و تقویت رفتارهای خوب، میتوان این مرحله از رشد کودک را با سلامت روان پشت سر گذاشت.
سوگ مبهم معمولاً پایانی مشخص ندارد و همین آن را در تعطیلات دشوارتر میکند. با تمرکز بر خودمهربانی، واقعبینی و آیینهای شخصی، میتوانید هم برای غم جا باز کنید و هم برای ارتباط. اجازه دهید این فصل، ترکیبی واقعی از شادی و غم باشد—نه چیزی که ب...