به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر تفاهمنامه اسلامآباد که در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵ (۴ ژوئن ۲۰۲۶) امضا شد، یک «آتشبس» ۶۰ روزه را کلید زد و راه را برای مذاکرات جامعتر باز کرد. با این حال، این تفاهمنامه که از ابتدا بیشتر یک چارچوب آتشبس بود تا یک پیمان صلح پایدار، به دلیل ابهامات استراتژیک و تفاسیر متضاد، خیلی زود با شکست مواجه شد. تنها حدود یک ماه پس از امضا و با تشدید درگیریهای نظامی، دونالد ترامپ بهطور رسمی اعلام کرد که این تفاهمنامه را به پایان رسیده میداند.
۱. تنگه هرمز؛ نقطه کور اصلی تفاهمنامه
بند ۵ تفاهمنامه اسلامآباد که به تنگه هرمز اختصاص دارد، به عنوان نقطهای که بیش از همه اختلافهای دو طرف را نمایان میکند، شناخته میشود. بر اساس این بند، ایران متعهد شده بود که «با حداکثر تلاش خود ترتیباتی را برای عبور امن کشتیهای تجاری بدون هزینه به مدت ۶۰ روز فراهم کند».
کارشناسان معتقدند که این عبارت با دقت مبهم نوشته شده است تا امضای هر دو طرف را جلب کند، اما دقیقاً به اندازهای مبهم است که هر طرف تفسیر خاص خود را از آن داشته باشد. در حالی که واشنگتن این بند را به معنای بازگشایی کامل و بیقید و شرط تنگه برای تردد آزاد دریانوردی تفسیر میکرد، تهران آن را به مثابه به رسمیت شناختن حق خود برای مدیریت کل آبراه، هرچند بدون دریافت عوارض به مدت دو ماه، تلقی میکرد. رویارویی زمانی تشدید شد که ایران به کشتیهایی که سعی داشتند از مسیرهای تاییدنشده استفاده کنند، هشدار داد و حتی به سمت آنها تیراندازی کرد و در نهایت تنگه را دوباره بسته اعلام کرد.
۲. تعارض در توالی تعهدات و اعتماد از دست رفته
در حالی که تهران انتظار داشت لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشدهاش بهعنوان پیشنیاز و پاداشی برای امضای تفاهمنامه به سرعت انجام شود، واشنگتن این امتیازات اقتصادی را به عنوان اهرمهایی برای گرفتن امتیازات بیشتر از ایران و به شرط پایبندی کامل به مفاد تفاهمنامه میدانست. به گفته کارشناسان، ایران معتقد بود که با امضای تفاهمنامه، این داراییها را «به دست آورده است» و آمریکا موظف است به تعهدات خود عمل کند، در حالی که دولت ترامپ همچنان به پولها به عنوان ابزاری برای چانهزنی نگاه میکرد.
این اختلاف در «توالی» (Sequence) اجرای تعهدات، ریشه در بیاعتمادی عمیق دو طرف دارد. ترک توافق هستهای برجام توسط ترامپ در سال ۲۰۱۸ و سپس حمله به زیرساختهای هستهای ایران در سال ۲۰۲۵، تجربهای تلخ برای ایرانیان رقم زده بود که نشان میداد حتی توافقات امضا شده نیز چندان قابل اتکا نیستند. در این وضعیت، نبود یک مکانیسم مشخص برای حل اختلافات، شکاف را عمیقتر کرد. بر اساس گزارشها، ایران حتی از دیدار مستقیم با فرستادگان آمریکایی در دوحه خودداری کرد و بر نقش میانجیگران همچون قطر تأکید داشت.
۳. بحران لبنان؛ تعهدی که هرگز محقق نشد
یکی از خواستههای اصلی ایران در این تفاهمنامه، پایان دادن به حملات اسرائیل به لبنان و متحد اصلی خود در این کشور، یعنی حزبالله بود. بند اول تفاهمنامه به روشنی به توقف حملات نظامی آمریکا و اسرائیل در «همه جبههها، از ایران تا لبنان» اشاره داشت.
با این حال، حملات اسرائیل به جنوب لبنان نه تنها متوقف نشد، بلکه مقامات اسرائیلی بهصراحت اعلام کردند که حضور نظامی خود را در این منطقه تا مدتها ادامه خواهند داد. این موضوع توسط تحلیلگران به عنوان یک «مشکل ساختاری» و یک مانع اصلی برای ادامه فرآیند صلح تلقی شد. ایران با تشکیل «کمیته کاهش تنش لبنان» و کسب عضویت رسمی در آن، سعی کرد نقش خود را در معادلات لبنان نهادینه کند، اما این اقدام به تنهایی نتوانست مانع از تشدید تنشها شود.
نکات مهم / تذکرات / هشدارها
۱. یک تفاهمنامه، دو تفسیر متضاد: شکنندگی این توافق ناشی از آن بود که هر یک از طرفین، مفاد مبهم آن را به نفع خود تعبیر میکردند. این تفاسیر متضاد از ابتدا، توافق را در مسیر برخورد قرار داد.
۲. تنگه هرمز، کانون اصلی بحران: کنترل بر این آبراه استراتژیک که روزانه حدود ۲۰ درصد از نفت جهان از آن عبور میکند، به مهمترین چالش در فروپاشی تفاهمنامه تبدیل شد.
۳. شرایط نظامی مذاکرات: گفتوگوها در حالی ادامه یافت که دو طرف به حملات نظامی خود علیه یکدیگر ادامه میدادند؛ شرایطی که کار را برای هرگونه مذاکره سازنده بسیار دشوار میکرد و آن را به یک «مذاکره در زیر آتش» تبدیل کرده بود.
۴. بیاعتمادی ریشهدار: تاریخچه رفتار آمریکا در قبال توافقات با ایران، از خروج از برجام تا حملات نظامی جدید، زمینهای از بیاعتمادی عمیق را در تهران ایجاد کرده بود که باعث میشد ایرانیها انتظار بدعهدی از سوی طرف آمریکایی داشته باشند.
۵. تسلیحات و برنامه هستهای در حاشیه: بهطور قابل توجهی، مطالبات اصلی آمریکا مانند توقف کامل برنامه موشکی و غنیسازی اورانیوم ایران در تفاهمنامه نادیده گرفته شده بود و تنها به یک تعهد کلی برای مذاکره در مرحله دوم اکتفا شده بود که این خود نشاندهنده شکنندگی پایههای توافق بود.
جمعبندی کاربردی
شکست تفاهمنامه اسلامآباد نتیجه مجموعای از ابهامات راهبردی و اختلافات حلنشده بود. امضای یک توافق مبهم که جزئیات کلیدی آن، از جمله نحوه کنترل تنگه هرمز، توالی اجرای تعهدات و سرنوشت لبنان، به مرحله بعدی موکول شده بود، زمینه را برای سقوط آن فراهم کرد. این ابهامات به هر یک از طرفین اجازه میداد تا مفاد توافق را به نفع خود تفسیر کنند، و بهمحض بروز اولین نشانههای اختلاف، این تفاسیر متضاد بهانهای برای بازگشت به درگیری شد. تجربه تلخ گذشته و بیاعتمادی ریشهدار نیز مذاکرات را در فضایی از بدگمانی پیش برد که در آن هر دو طرف به جای همکاری، در تلاش برای کسب امتیاز از یکدیگر بودند. این فروپاشی، نشان داد که بدون یک اراده جدی و صریح برای حل منافع متضاد، حتی امضای یک توافق نیز نمیتواند مانع از بازگشت جنگ شود.
سوالات متداول
۱. مهمترین دلیل شکست تفاهمنامه ایران و آمریکا چه بود؟
گزارشها از اختلاف نظر عمیق بر سر تفسیر بند ۵ تفاهمنامه، یعنی کنترل بر تنگه هرمز، بهعنوان عامل اصلی فروپاشی یاد میکنند. ایران کنترل کامل بر آبراه را حق خود میدانست، در حالی که آمریکا خواستار تردد آزاد بود.
۲. درگیری بر سر تنگه هرمز دقیقاً بر سر چیست؟
متن تفاهمنامه از ایران خواسته بود با حداکثر تلاش خود عبور امن کشتیها را فراهم کند. اما این عبارت آنقدر مبهم بود که هر طرف تفسیر خود را داشت؛ آمریکا آن را پایان کامل کنترل ایران و ایران آن را به رسمیت شناختن حق مدیریت خود بر تنگه تلقی کرد.
۳. آیا اختلاف بر سر لغو تحریمها هم در این شکست نقش داشت؟
بله، اختلاف بر سر «توالی» اقدامات و برداشته شدن تحریمها از دیگر عوامل کلیدی بود. ایران انتظار برداشته شدن فوری تحریمها را به عنوان پاداش امضای تفاهم داشت، در حالی که آمریکا آن را اهرمی برای گرفتن امتیازات بیشتر میدانست.
۴. موضوع لبنان چه تأثیری بر تفاهمنامه داشت؟
ایران شرط کرده بود که آتشبس در لبنان بخشی از توافق باشد. اما با ادامه حملات اسرائیل به جنوب لبنان، این شرط هرگز بهطور کامل محقق نشد و ایران از نقض بخشی از تفاهمنامه سخن گفت.
۵. آیا این تفاهمنامه میتوانست موفق شود؟
کارشناسان معتقدند تفاهمنامه اسلامآباد بر پایه «ابهامات» ساخته شده بود که امضای آن را ممکن کرد اما در عمل، همان ابهامات، زمینه را برای فروپاشی آن فراهم آورد. بر اساس این گزارشها، بدون شفافسازی درباره تنگه هرمز، آزادسازی داراییها و مسئله لبنان، این توافق محکوم به شکست بود.
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.