به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر؛ دکتر زاهره سادات میرجعفری، عضو هیات علمی دانشگاه جامع انقلاب اسلامی درباره اهمیت و ابعاد کنشگری بانوان در جنگ تحمیلی رمضان گفت: در جنگ رمضان، جلوه ویژه ای از سرمایه اجتماعی بالا در پرتو تجمعات خانوادگی و روحیه جهادی را شاهد هستیم که میتواند هزینههای دشمن برای هرگونه اقدام نظامی را به شدت افزایش دهد.
درجنگ ترکیبی دشمن تلاش میکند با القای یأس و بزرگنمایی تهدیدات، انگیزه مردم برای ایفای این مأموریت را کاهش دهد. مدیریت افکار عمومی در این شرایط، بخشی از همان مأموریت مردمی است که بانوان در انسجام بخشی آن و تزریق امید نقش ویژه ای دارند.
کنشگری آگاهانه با توجه بعثتی زنانه
مفهوم «مأموریت مردمی» یا همان «بعثت مردم» در شرایط تهدید جنگ علیه ایران، به معنای فعالسازی تمام ظرفیتهای ملی برای دفاع از تمامیت ارضی و ارزشهای انقلاب است. این رویکرد نشان میدهد که در دکترین دفاعی ایران، امنیت تنها وظیفه ارتش و سپاه نیست، بلکه ملت به عنوان «بدنه اصلی مقاومت»، ضامن نهایی پیروزی در جنگهای نامتقارن و ترکیبی شناخته میشود.
تحقق این مأموریت مهم نیازمند آگاهی بانوان، همراهی خانواده قوی،وحدت و عمل جهادی در عرصههای مختلف زندگی اجتماعی مخصوصا بصورت خانوادگی است و باید به نقش خانواده مقاوم در دوران جنگ و پسا جنگ و اهمیت چگونگی کنش بانوان توجه داشت.
ابعاد کنشگری زن مسلمان در جنگ رمضان را میشود در چند لایه دید :
۱) بُعد ایمانی و اعتقادی
– زن مسلمان در جنگ رمضان کنشگری خود را بر پایهی ایمان، جهاد، صبر و تکلیف دینی معنا کرد.- حضور او فقط یک واکنش احساسی نبود بلکه م ادای وظیفه شرعی و دفاع از امت تلقی شد.
۲) بُعد حمایتی و پشتیبانی
– مراقبت از مجروحان، امدادرسانی، تأمین آب و غذا، و کمک به خانوادههای آسیبدیده.- در بسیاری از روایتها، زنان ایرانی نقش مهمی در پایداری جبهه و پشت جبهه داشتهاند.
۳) بُعد اخلاقی و روزهداری
– جنگ تحمیلی آمریکایی علیه ایران در ماه رمضان رخ داد و با مفاهیمی مثل تزکیه، خویشتنداری، نیت الهی و تحمل سختی پیوند خورد.- زن مسلمان ایرانی توانست با صبر در روزه، مدیریت بحران، و حفظ اخلاق نوعی کنشگری معنوی نشان دهد.
۴) بُعد اجتماعی و خانوادگی
– مدیریت خانواده در شرایط جنگ، حفظ روحیهی کودکان و سالمندان، و تنظیم زندگی در فضای ناامن.- این بُعد نشان میدهد کنشگری زن فقط در میدان نبرد نبود؛ بلکه در تداوم حیات اجتماعی هم دیده شد.
۵) بُعد فرهنگی و روایی
– نقل خاطرات، روایت رنجها و مقاومتها، و انتقال تجربهی جنگ رمضان به نسل بعد.- زن مسلمان در اینجا به راوی حافظه جمعی تبدیل شد که خاطرات اعجازگونه و صبر زینبی مادران شهدا و همسرانشان را روایت کند.
۶) بُعد سیاسی و مقاومت
– مشارکت در بسیج اجتماعی، حمایت از مقاومت، و ایستادگی در برابرحملات هوایی، یا تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونیستی که از خانه تا عرصه عمومی امتداد پیدا کرد.
۷) بُعد هویتی و جنسیتی
– زن مسلمان با حفظ هویت دینی خود، نشان داد که دینداری و عاملیت قابل جمعاند.- جنگ رمضان فضایی ایجاد نمود که در آن زن مسلمان از نقشهای کلیشهای فراتر رفت و بهعنوان فاعل اجتماعی شناخته شد.
۸. کنشگری مجازی و بینالمللی
زنان مسلمان ایرانی با رشادتهای خود و تهیه فیلم و تصویر و کلیپ توانستند صدای زن ایرانی را از طریق فضای مجازی به دنیا برسانند و آزادی خواهان دنیا را با حقایق حق و باطل آشنا سازند .
کنشگری زن مسلمان در صحنه های بین الملل جنگ رمضان نشان داد که فعالیت زنان ایرانی فقط به حضور فیزیکی محدود نیست؛ بلکه ترکیبی از ایمان، پشتیبانی، صبر، روایتگری، مقاومت و حفظ هویت دینی است.
زنان ایرانی در جنگ رمضان با مواجهه عاطفی قوی با مسئله جنگ، احساس وطندوستی عمیقی را به نمایش گذاشتند وبه عنوان محور امنیت خانواده، خود را سربازان وطن دانستند و این نگاه، آنان را به خط مقدم کشانده و همصدایی گسترده آنان از گروههای مختلف اجتماعی پله اول انسجام اجتماعی در این بحران، به دست زنان ایرانی شکل گرفت. زنان ایرانی با صلابت و عزت، سرمایه اجتماعی بیبدیلی هستند که حاکمیت باید فضای کنشگری آنان را گسترش دهد.
زن ایرانی در این ایام جنگ رمضان پا به پای مردان نمیرود، بلکه او میدود و مردان بدنبال او .زن ایرانی حتی با صلابت تر از دیروز مدیریت معنوی خانواده را در دست دارد تا فضای دلهره آور جنگ را بدون اضطراب برای بچه هایش تعریف میکند.زنی که اکنون همسر شهید است و زینبوار یتیمان شهید را آرام میکند
زنی که همسر پاسدار است و همسرش در خط مقدم، با وجود همهی دلشوره هایش به سختی نبود و دوری پدر رو برای فرزندانش پر میکند.
زنی که هرشب همسر و فرزندان کوچکش را آماده میکند و تا دمدمای صبح در کف خیابان از کشورش دفاع میکند.
زنی که جهادی در مسجد است و تا صبح لقمه می پیچد یا زنی دیگر که مدافعان کشورش را با بزرگترین سلاحش(دعا) یاری میکند. شاید کمتر کسی بهش او توجه کرده باشد، اما جلوداری و حضور در خط مقدم خانمها در رویدادهای سالهای اخیر انقلاب به قدری پررنگ و جدی بوده که انگار شاهد نسل متفاوتی از زن در تاریخ ایران هستیم….آنها در فعالیتها جدیتر و جسورترند و بدون ملاحظات همیشه در صف اول قرار دارند.
گاهی حتی این خانمها هستند که آقایون را به دنبال خودشون میکشانند و انگار علمدار حوادث و اتفاقات بعضاً با کودکانی در آغوش یا در دست یا کالسکه بدست در میدان است.
این میدانداری عمیق و شجاعانه خانمها، اون هم در خط مقدم، یکی از آن اتفاقاتی است که محصول توجه و تأکید مدام رهبری شهید بر نقش زن در جامعه بوده است.
نتیجه گیری :
در نهایت می توان گفت که در جمهوری اسلامی ایران تعیین کننده نهایی، خانواده های مقاومی هستند که در تبعیت از ولی امرشان این روزها و شبها با شجاعت و احساس مسئولیت در خیابانها حضور دارند و خود را همرزم رزمندگان و پاسداران دفاع از ایران میدانند. اما آزمون ملت ما در این روزها فراتر از صرف حضور در تجمعات شبانه و روزانه است: آزمون آمادگی خانواده ها برای روزهای احتمالی سخت معیشتی نیز هست هر چند کشور با مدیریت صحیح دولت درگیر هیچ قحطی و کمبود کالا و … نیست اما اگر جنگ شدیدتر شود قطعا این خانواده های مقاوم شجاع و غیور حاضرند «رنجی کوتاه مدت» را برای «دستاوردهای بلند مدت» تحمل کنند تا سایه نا امنی را چند دهه از ایران دور کنند.
این تصمیم مهمترین و سخت ترین تصمیم خانواده ایرانی برای آینده تمدن نوین اسلامی است.مردم ایران بخصوص زنان مقاوم ایرانی که راهبر خانواده انقلابی خود هستند مبعوث شده اند تا این ماموریت تاریخی را به سرانجام رسانند. و عمیقا معتقدم جمهوری اسلامی دارای سرمایه اجتماعی بعضا مخفی یا نا شناخته ای از بانوان میدان داری است که تمدن نوین اسلامی و نقش مهم خود را باور کرده و میداند این ایستادگیها شاید در ابتدا سخت وطاقت فرسا به نظر برسد اما چون معتقد است در نزدیک قله قرار دارد، باید خانواده خود را مقاوم به اعتقاد و ایمان و باور مثبت تجهیز نماید تا در نهایت به ظهور صاحب اصلی انقلاب و برچیده شدن ظلم از جهان خواهد انجامید.
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.