به گزارش تحریریه پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، سمانه نطقی در یادداشتی در ارتباط ماجرای قتل طلبه مشهدی در حرم مطهر رضوی نوشت: من در استان خراسان درس خوانده ام. در شهر نه چندان کوچک ما علم یعنی دکترشدن و مهندس شدن . از این رو من هم در درشته تجربی دیپلم گرفتم و پدر چه خوشبینانه منتظر دکتر شدن من بود. اما او هرگز متوجه نشد که این فرزند ناخلف سر از علوم انسانی درآورد. حوادث اجتماعی ذهنِ جستجوگرِ من را در خصوص ری اکشن هایِ مختلف افراد جامعه درباره شهادت طلاب مشهدی کشاند. برخی خوشحال، برخی بی تفاوت و برخی به دنبال علّت یابیِ ماجرا تحلیل های متفاوت ارایه کردند.
امروز برآنم تا به گونه شناسی افکار عمومی از حادثه کشته شدن طلاب در حرم مطهر رضوی بپردازم. آنچه در فضای مجازی و حقیقی در میان اهل علم، اهل بازار و اهل مسجد و …. گفته می شود مشتمل بر مجموعی از عوامل دینی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و تحلیل تمدنی است.
اولین مورد که مهمترین و پررنگ ترین است، تحلیل دین شناسی است. عده ای قائلند که تخریب آرمان وحدت با اختلاف افکنی بین شیعه و سنی و از طریق سوء استفاده احساسات مردمی رخ داده است. عامل اساسی را هم وهابیت و فعالیت گسترده آن در منطقه میدانند. موج افغان ستیزی را هم دلیل بر شکاف بین امت مسلمین مطرح میکنند. لکن با این وجود گروهی بر عامل اقتصادی تاکید میکنند.
گروه دوم که حوادث اخیر را ساخته عوامل اقتصادی میدانند، مشکلات اقتصادی جامعه ایران را با القای نارضایتی گسترده از روحانیت و نظام در هممیآمیزند. کاهش و حذف روابط ایران با افغانستان در ماههای اخیر را نیز عامل انشقاق بین دو ملت مسلمان و هدف راهبردی آمریکا برای حضور جنگ نرم در منطقه میدانند. اما جامعه شناسان سوژه تحقیق را به ساحتی دیگر میبرند.
ازمنظرجامعه شناسی مسئله اصلی حادثه اخیر را میتوان پیوندی نامیمون، میان ظاهرگرائی و تکنوکراسی (به معنای بسط و حضور تام و تمام تفکر تکنیکی در سیاست) دانست.
استان خراسان و بویژه شهر مشهد پس از جنگ به پرورش نسلی از پزشکان و مهندسان مشغول شد. به طوری که در دبیرستان آن موقع ما سه کلاس ریاضی و دو تجربی و یک انسانی بود و من علی رغم میل باطنی به رشته تجربی رفتم.
چون انسانی برای شاگرد تنبلها بود. و از همین مجمل تو خود بخوان ذبح قلمرو تعقّل، و تخیل در علوم انسانی و فرهنگ را. پس از اندک مدتی به سادگی پیوندی میان فقه ظاهرگرایانه( با حداقلی از تعقل) و تکنوکراسی ایجاد شد که اساساً امکان گفتگوی میان جریانهای مختلف را به محاق میبرد.
طبعاً در پس بسط تکنیک به سیاست، مفهومی عمیق از “قدرت” نهفته است. لذا تنها راه کار حکومت برای حل فصل منازعات مشهد، بهرهگیری از نگاه امنیتی بوده است. لکن گروهی دیگر از گذرگاه تمدّن به موضوع مینگرند.
نظر تمدّنی به ماجرا کمی خوشبینانه است. گروهی معتقدند اساساً این مسئله یک موضوع تمدّنی است. تمدن شناسانی بر این باورند که تمدّن امری سیّال است و در زمانه ما شانس تمدّنی از غرب به شرق کشیده شده است و این گونه از مسائل به مثابه جزئی کوچک از مسائل است که چرخش به شرق را پدیدآور شده و خواهد آورد. و نکته مهم این است که ایران با سیاست دنبال کردنِ تاسیس تمدن نوین اسلامی در مرکز این انتقال تمدّنی است . این داعیه با توجه به ظرفیت و میراث تمدّنی ایرانیان از باستان تا ورود اسلام و تا به امروز امری قابل پیش بینی است.
در نتیجه برای ریشه یابی حادثه تروریسیتی اخیر، افکارعمومی مجموعی از عوامل دینی، تمدنی، اقتصادی و جامعه شناسی و … را در نظر گرفتند. و بهترین سخن را رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان دیدبان ارشد نظام در بهمن ماه ۱۴۰۰ به زیبایی بیان فرمودند: ” تهاجم دشمن یک تهاجم ترکیبی است” ایشان ابعاد مختلف آن را تبیین کردند. به نظر نگارنده اینک نیز شاهد عملیاتی شدن یکی از قطعات این تهاجم ترکیبی هستیم و هر نوع اقدام نسنجیده از کارگزاران سیاسی در امور داخلی و بین الملل و فعالان اجتماعی در بستر مجازی و حقیقی به تقویت این فتنه ترکیبی کمک خواهد کرد و مسئله را حادّ تر خواهد کرد.
لکن باید به دنبال اصلاح وضع موجود با اهمیت به علوم انسانی ظرفیتهای تخیل، تعقل و تفکر در مسائل نوبنیاد دینی، فسلفی و اجتماعی را ایجاد کرد و با استفاده از فناوریهای نظری معنویت با هدف فرهنگ آفرینی در مسیر صحیح گام برداشت. همچنین میتوان با ایجاد یک پویشِ انبوه و تبیین یک ادبیات متکثر و متنوع از همه ظرفیتهای سنتی،مدرن، متنی، شفاهی، شیعی، سنی، ادبی، فلسفی و … استفاده کرد.
انتهای پیام/*