به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر،مریم معیری در ادامه یادداشتی نقد سریال صحنه هایی از یک ازدواج در غرب مدرن در ارتباط کودکی متفاوت دو شخصیت اصلی سریال می نویسد: تفاوت در پرورش و زیست جاناتان و میرا و نداشتن سواد رابطه، ریشه اصلی اتفاقات ناگوار زندگی مشترکشان است. جاناتان و میرا در بستری کاملا متفاوت از یکدیگر رشد کرده اند؛ جاناتان در یک خانواده یهودی با تعالیم سخت گیرانه رشد کرده. او پدری سخت گیر و مادری مضطرب دارد و همین مسئله از او یک فرد درونگرا ساخته است .
او تا بیست سالگی برخلاف جامعه آمریکا، در فضاهای تک جنسیتی بزرگ شده و بعد از مدتی خودش تصمیم می گیرد دین و اعتقادش را تغییر دهد ولی با تمام تلاشی که می کند، نمی تواند تاثیر تعلیماتی را که با آنها بزرگ شده، از بین ببرد. تاثیراتی که در زوایای مختلف و حتی خصوصی زندگی زناشویی اش خود را نشان می دهد.
در مقابل میرا در خانواده ای از هم گسیخته بزرگ شده که پدری بالای سرش نبوده و مادرش سه ازدواج ناموفق داشته و از پنج سالگی او را سر قرارهای عاشقانه اش می برده. میرا خیلی زود از خانواده جدا شده و برای رهایی از تنهایی با دیگران دوست می شده است.
جاناتان یاد گرفته که همواره خودش را پنهان یا سرکوب کند و از دایره اخلاق خارج نشود. او پدر و مادرش را دیده که با تمام سختی ها باز هم به پای هم مانده اند. به همین خاطر طلاق و جدایی در ذهنش به عنوان راه حل مطرح نیست. اما میرا طلاق های پشت سرهم مادرش را دیده است.
از طرف دیگر جاناتان در فضایی مذهبی و با سرودها و آیین های خاص بزرگ شده؛ اما میرا با هیچ کدام از این امور آشنا نیست. همین مسئله به خودی خود فاصله ای بین میرا و جاناتان ایجاد کرده است. فاصله ای که در سال های اول با شور و اشتیاق و هیجان پر شده اما رفته رفته خودش را نشان می دهد.
در واقع جاناتان و میرا از نظر اعتقادی اصلا هم کفو نبودند. آنها تنها یک وجه مشترک پررنگ داشتند و آن تنهایی بود. جاناتان و میرا تنهایی خود را به بهترین شکل با یکدیگر پر کردند، اما تفاوت ها خودش را نشان داد و میرا که کنترل گری بیشتری داشت دیگر دوام نیاورد. جالب است که در میان و جر و بحث و دعوا وقتی مدتی گذشته و جاناتان به جلسات روان درمانی رفته، بالاخره به میرا می گوید که او هم در مورد بعضی چیزها احساس ناخوشایندی داشته و از اینکه همیشه میرا رفتارش را کنترل می کرده ناراحت است. گویی جاناتان به علت سرکوب گری و خودکم بینی، اجازه اعتراض به خودش نمی داده و سعی کرده این روال زندگی را طبیعی بداند.
نویسنده: مریم معیری
انتهای پیام/*