09:56 - 1400/07/26

هم سایه ای درد آشنا

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، هم سایه با نام قبلی شرق بهشت اولین سریال تلویزیونی محمدحسین غضنفری در مقام کارگردان است. پیش از این او را در جایگاه تدوینگر می شناختیم و حتی برنده سیمرغ بلورین این رشته از جشنواره فجر شده است. ارس...

هم سایه ای درد آشنا

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، هم سایه با نام قبلی شرق بهشت اولین سریال تلویزیونی محمدحسین غضنفری در مقام کارگردان است. پیش از این او را در جایگاه تدوینگر می شناختیم و حتی برنده سیمرغ بلورین این رشته از جشنواره فجر شده است.

ارسلان امیری علاوه بر نویسندگی سابقه کارگردانی، مستندسازی، تدوینگری  هم دارد. او به همراه منیر قیدی نویسنده فیلمنامه فیلم تحسین شده ویلایی هاست و همچنین با همکاری تهمینه بهرام(دیگر نویسنده سریال هم سایه) توانستند سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه را در سی و نهمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم زالاوا از آن خود کنند.

سریال هم سایه روایت رنج مهاجران افغانستانی در ایران است.

این رنج در بستری از ماجراهای احساسی و خانوادگی با محوریت دکتر حافظ جهان بخش و نورا جعفری و فرخ عبدی روایت می شود. سریال هم سایه تصویرگر اقشار مختلف مهاجران افغانستانی است.

دسته ای از مهاجران که سال ها قبل به دلیل ناامنی از کشورشان مهاجرت کرده و با تکیه بر تلاش و داشته های قبلی خود و کمک دوستان ایرانی توانسته اند زندگی خود را سامان دهند و قرار بگیرند اما باز هم بدون مشکل نیستند.

برنج صدری هاشمی شرق گیلان ۵ کیلویی

دسته ای دیگر که فقط برای کار و کسب درآمد به ایران آمده اند یا موفق شده اند یا با فقر دست و پنجه نرم می کنند.

برای مثال علی جان نماینده دسته اول است. خانواده خوبی دارد. در افغانستان ملاک بوده و مال و منالش را برداشته و به ایران آمده. دخترش بسیار خودساخته است و عزت  مندانه در مدرسه ای که مخصوص افغانستانی هاست به هم وطنانش کمک می کند. مشکلشان آنجاست که به دلیل نداشتن کارت شناسایی، اموال علی جان به نام خودش نیست و حالا شریکش مرده است.

بشیر هم نماینده دسته دیگری از مهاجران است؛ او سالهاست که به ایران مهاجرت کرده اما بدون پیشرفت کماکان کارگر ساختمانی باقی مانده و اندوخته ای ندارد ودر مقابل عارف موسوی با اینکه دیرتر به ایران مهاجرت کرده اما با تکیه بر درستکاری و تلاش و البته حمایت رحیم توانسته به جایگاه درخوری برسد.

در مقابل افغانستانی ها، ایرانی های میزبان هم به چند دسته تقسیم می شوند:

دسته ای مثل رحیم(مهران رجبی) که دوستش علی جان را تمام و کمال حمایت می کند و به او اعتماد کامل دارد.

و مانند دکتر حافظ جهان بخش(امیر احمد قزوینی) که قصد دارد از افغانستانی ها حمایت کند و به کارهای خیریه علاقه دارد.

دسته ای دیگر مثل دایی حافظ( مجید مظفری) که از شان اجتماعی بالایی برخوردارند و فقط به خود و خویشاوندانشان فکر می کنند و کاری به کار دیگران ندارند چه مهاجر و چه هم وطن.

گروهی مثل مسعود عیوضی که به دنبال سو استفاده از شرایط بد مهاجران افغانستانی هستند و از کودکانشان برای کارهای خلاف استفاده می کنند.

و دسته ای که برایشان فرقی نمی کند طرف مقابلشان چه کسی است؛ ایرانی یا افغانستانی، آشنا یا غریبه، هر که باشد وقتی پای پول و شهرت و قدرت به میان آید همه چیز و همه کس را کنار می گذارند. فرخ(پیام دهکردی) مثالی ازاین دسته است.

در هم سایه فرخ و حافظ در مقابل هم هستند. فرخ کسی است که در زندگی اش تحقیر شده و پر از خلاهای درونی است. کودکی خوبی را پشت سر نگذاشته و نتوانسته به آنچه می خواهد برسد.تمام عقده های سالیان سال شکست و تحقیر را بر سر علی جان خالی می کند. او عاشق عزت نفس و غیرت و خودساختگی نورا( دختر علی جان) شده. خصوصیاتی که وجودش خالی از آنهاست. توامان هم به علی جان و نورا احترام می گذارد و هم حسد می ورزد و به آنها ظلم می کند. او به خاطر همین عقده ها سر پدربزرگش را هم کلاه می گذارد و با واسطه باعث مرگش می شود و البته در نهایت نهیب می خورد و به رسم بیشتر شخصیت های منفی سریال های ایرانی، متحول می شود.

در مقابل او حافظ جهانبخش قرار دارد که خودش را در مرگ عارف موسوی مقصر می داند و به دلیل همین عذاب وجدان برای کمک به مدرسه کودکان افغانستانی می رود و به نورا دل می بندد. او تا پای جان برای کمک به نورا که افغانستانی است می ایستد و برای به دست آوردن عشقش هر کاری کرده و در نهایت هم پس از کش و قوس های فراوان، با نورا ازدواج می کند.

در این سریال نکات جالبی مطرح می شود که متاسفانه به دلیل کارگردانی نه چندان قوی و به تبع آن بازی نا مطلوب بازیگران در بسیاری از سکانس ها، این نکات کم فروغ به نظر می رسند. مثلا جالب است با اینکه افغانستانی ها و ایرانی ها باعث آزار هم می شوند اما هیچ افغانستانی به دست یک ایرانی و هیچ ایرانی به دست یک افغانستانی کشته نمی شود. دختر افغانستانی در نهایت مقابل حرف زور تسلیم نمی شود.

این نکته مطرح می شود که گاهی معرفت بالاتر از پیوند خونی است و کسی مثل علی جان که حتی هم وطن هم نیست می تواند برای رحیم به جای برادرش فرخ باشد.

عشق می تواند منصف باشد و فاصله های کاذب را بردارد و حتی می تواند باعث رضایت قلبی دایی و نگار نسبت به حافظ شود و…

هم سایه نشان می دهد که ایرانی ها خواسته و ناخواسته مهاجران را آزرده اند و آنها را به رسمیت نشناخته و تحقیرشان می کنند. بررسی مسئله مهاجران افغانستانی و حواشی آن مقوله ایست که نیاز به نگاهی کارشناسانه، دقیق و علمی دارد، تا نتیجه ای مثبت به دست آید. شاید قالب مستند، محل ارائه مناسبی برای این بررسی باشد. البته بیان دراماتیک همواره بر مخاطب تاثیر عمیق تری میگذارد اما نباید باعث شود که بیننده زود قضاوت کند. اطلاعات ارائه شده در یک سریال اصلا برای قضاوت ذهنی راجع به چنین مسئله ای کافی نیست. موضوع مهاجران در هر کشوری بسیار خطیر است و اگر درست مدیرت نشود می تواند به یک بحران امنیتی تبدیل شود. از این رو نباید با ارائه تئوری های ضمنی در بستر قصه ای دراماتیک باعث ایجاد حساسیت و بد فهمی شد. به عنوان مثال اگر بخواهیم  نگاهی نمادین به ندامت فرخ و پس دادن اموال علی جان به دخترش داشته باشیم به نتیجه غیرمنصفانه ای خواهیم رسید که اصلا درست نیست.

 

از کارگردانی ضعیف و بازی های بد گفتیم اما لازم است به تیتراز خوب ابتدایی که یادآور رمان بادبادک باز خالد حسینی است، اشاره کنیم. همچنین ترانه تیتراژ انتهایی سریال که بسیار هم خوان و گوشنواز است و البته بازی بسیار خوب اسماعیل خلج در نقش بابا عزیز و بازی گرم شیدا خلیق در نقش الهام و سکانس های عالی خواهر و برادری الهام و حافظ که در تلویزیون کمتر شاهدش بودیم نیز از نقاط قوت سریال است.

طبق گفته های نویسندگان سریال، با وجود بازبینی های بسیار در مرحله ساخت سریال، باز هم در هنگام پخش، سانسور دامن گیر بخش های احساسی بین نورا و حافظ شده و این مسئله کاملا مشخص است. در بعضی سکانس ها ارجاعاتی داده می شود که اصلا وجود ندارد و معلوم است چیزی بوده که حذف شده است! همین سانسورها باعث از هم گسیختگی سکانس های مربوط شده است و به سریال ضربه زده.

در هر حال با تمام نقاط ضعف و قوت، در دوره بحران کنونی پخش سریالی با یادآوری موضوع حساس افغانستان  را به فال نیک گرفته و امید داریم روزی تمام مردم در وطن خودشان در خوشی و صلح سامان و قرار گیرند.

اللهم عجل لولیک الفرج

*مریم معیری

انتهای پیام/*

مطالب مرتبط

برنجستان