22:55 - 1404/06/22

اندیشه معاصر نقد کرد؛

نگاهی به فیلم «سینما متروپل»؛ آبادانی که هیچ شباهتی به شهر در حصر ندارد!

فیلم «سینما متروپل» به کارگردانی محمدعلی باشه‌آهنگر، تازه‌ترین تجربه سینمایی او پس از آثار موفقی چون «ملکه» و «سرو زیر آب» است؛ اما برخلاف انتظار، این فیلم نه‌تنها در بازنمایی روزهای حصر آبادان موفق عمل نکرده بلکه با پرداخت ضعیف شخصیت‌ها،...

سینما متروپل

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، “سینما متروپل” فیلمی به کارگردانی محمدعلی باشه‌آهنگر، نویسندگی محمدعلی باشه‌آهنگر و حامد باشه‌آهنگر، و تهیه‌کنندگی سید حامد حسینی محصول سال ۱۴۰۱ می‌باشد که پس از کش‌وقوس‌های فراوان توانسته سرانجام به پرده سینماها راه یابد و این روزها در حال نمایش است. این فیلم نخستین‌بار در چهل و یکمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم فجر به نمایش درآمد و با نامزدی در ۱۳ رشته دارای بیشترین تعداد نامزدی در این دوره از جشنواره فیلم فجر بود و توانست در ۳ رشته بهترین کارگردانی، بهترین فیلم و بهترین فیلمبرداری جایزه سیمرغ بلورین را از آن خود کند. نام این فیلم به دلیل تشابه به ساختمان فروریخته ی نوساز متروپل که در محل قدیمی سینما متروپل ساخته شده بود بر سر زبان ها افتاد و کنجکاوی تماشاچیان را برانگیخت.همچنین تشابه نام این فیلم با فیلم مسعود کیمیای که در سال ۱۳۹۲ ساخته شده بود نیز واکنش های داشته است.

سینما متروپل” جدیدترین ساخته سینمایی محمدعلی باشه‌آهنگر است. فیلمساز مطرح سینمای دفاع مقدس که آثار درخور توجهی را در سال‌های گذشته به ویژه در دهه ۸۰ و ۹۰ ساخته است.باشه‌آهنگر فیلمسازی است که با آثاری چون”بیداری رویاها”، “ملکه” و “سرو زیر آب” در روایت‌های دفاع مقدس خرق عادت کرده و قصه‌های متفاوتی را روایت کرده است. وی در” سینما متروپل” هم همین روند را در پیش گرفته تا از زاویه ای جدید به زندگی مردمان آبادان در روزهای حصر بپردازد اما عجیب آنکه جغرافیایی که خلق می‌کند هیچ شباهتی به آبادان در حصر ندارد و اگر صدای توپ و تانک در سکانسی شنیده نشود مخاطب اصلا فراموش می‌کند که اینجا آبادان در حصر دهه ۶۰ می‌باشد. این فیلم درامی از روزمرۀ چند جوان در زمان حصر آبادان است که می‌خواهند سینما متروپل شهر را مجدد راه‌اندازی کنند. فیلمساز ادعا دارد که جزئیات داستان دقیقا منطبق بر واقعیت نیست اما کلیت آن نه‌تنها واقعی است بلکه برای خود وی اتفاق افتاده و به نوعی تجربه زیسته فیلمساز به شمار می‌رود.

سینما متروپل” بیش از ژانر دفاع مقدس در ژانر فیلم‌های فانتزی قرار می‌گیرد. شخصیت‌های فیلم بسیار سرخوش هستند؛ از رضا و سیاوش و فرانک و نادر گرفته تا سید محسن و فرماندار و دیگر به اصطلاح رزمنده‌ها، گویی تمام فکر و ذکر مسئولان مملکتی و فرماندار آبادان بجای طراحی استراتژی قوی و تلاش برای شکستن حصر، مقابله با نمایش چند صحنه خلاف موازین شرعی و عرفی برای رزمنده‌ها می‌باشد. فیلمساز با گنجاندن شخصیت آقای صرافت با بازی رضا کیانیان می‌خواهد انتقادی از فضای فرهنگی و هنری بسته در جامعه و افراد تندرو داشته باشد اما لحن و دیالوگ‌های صرافت بویژه در سکانسی که رضا فیلم‌ها را برای او در سینما نمایش می‌دهد و او به همه فیلم‌ها از لورانس عربستان گرفته تا کازابلانکا و قیصر ایرادات بنی اسرائیلی می‌گیرد، بقدری تمسخر آمیز است که گویی مخاطب در حال تماشای فیلم کمدی می‌باشد.

فیلمساز در نبود داستانی متناسب با فضای جنگ و درگیر شدن در یک مثلث عشقی و اشارات اروتیک که اصلا شایسته چنین فیلمی نیست، به مونولوگ‌های رضا در خصوص آبادان زمانیکه در حال تصویربرداری است، متوسل می‌شود. در فیلم هیچ خبری مثلا از کمبود غذا در دوران حصر برای مردم آبادان نیست و بقدری فراوانی موادغذایی وجود دارد که همیشه سینی خانم نیازی بعنوان بوفه دار سینما پر می‌باشد

شخصیت‌های” سینما متروپل” پرداخت و شناسنامه درستی ندارند؛معلوم نیست چرا اصلا نادر آپاراتچی به زندان افتاده است؟ چرا نادر مدام به رضا تاکید می‌کند از فرانک فاصله بگیرد؟ و مهم تر از همه چرا فرانک حاضر نیست دل به رضا ببندد و می‌خواهد به تهران بازگردد؟ این درحالی است که در سراسر فیلم مخاطب منتظر است تا فرانک از رازی ناگفته پرده بردارد اما در پایان حتی سرنوشت فرانک یعنی زنده ماندن یا زیرآوار ماندنش نیز مشخص نمی‌شود.

زمان طولانی فیلم هم مخاطب را بشدت خسته می‌کند، سکانس‌هایی چون لحظه به دارآویخته شدن سرخو و تلاش فرانک برای جلب رضایت خانم فخری( مهتاب نصیرپور) هیچ تأثیری بر روند داستان ندارد و اصلا مخاطب نمی‌فهمد چرا فرانک باید برای نجات جان کسی که به گفته پدرش زندگی او را نابود کرده، تلاش کند!

در پایان باید گفت “ سینما متروپل” فیلم عجیب و غریبی ست که نه تکلیفش با خودش روشن است و نه با مخاطب. گویی فیلم اصرار دارد داستانی عاشقانه و در برخی سکانس‌ها فانتزی را در فضایی سرشار از التهاب روایت کند که در همه زمینه‌ها بدلیل حفره‌های متعدد فیلمنامه ناکام می‌ماند و حتی شهادت رضا نیز در میان حجم انبوهی از صدای توپ و تانک و شتابزدگی فیلمنامه، نمی‌تواند اندکی مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد و آنچه پس از پایان فیلم در ذهن مخاطب می‌گذرد تأسف و افسوس از هدررفتن چنین سوژه مهم آن هم توسط چنین فیلمساز زبردستی می‌باشد.

 

*نفیسه ترابنده/ کارشناس ارشد ادبیات و فعال فرهنگی

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 

برنج صدری هاشمی شرق گیلان ۵ کیلویی

نویسنده : نفیسه ترابنده

مطالب مرتبط

برنجستان