به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، در دنیای امروز که رسانهها نقش بیبدیلی در شکلدهی به افکار عمومی ایفا میکنند، تصویر واقعی از نهادهای دینی و بهویژه روحانیون، به یکی از مهمترین چالشهای رسانهها تبدیل شدهاست. گاهی در نگاه عمومی، روحانیون تنها در قامت یک شخصیت مذهبی بر منبر یا در جلسات فقهی دیده میشوند، اما واقعیت زندگی آنها پیچیدهتر از این تصورات است. این قشر زحمتکش و دلسوز، با چالشها و سختیهای بسیاری مواجهند که نه تنها در حوزه علم و تبلیغ دین، بلکه در زندگی روزمره و در تعامل با مردم خود نیز ظاهر میشود. بهترین و انقلابی ترین و دینی ترین تفکرات و ارزشهای ما اگر به زبان سینما ارائه شود، بیشترین گیرایی را از سوی مخاطب دارد؛ چراکه مخاطب سینمای ما تشنه حرف های خوب است؛ آن هم به زبان سینما.امروز ما در دورهای قرار گرفتهایم که مخاطبان فیلم بین حرفه ای و متخصص داریم و یکی از بزرگترین تفریحات مردم ما مشاهده فیلم است؛ به همین دلیل اگر محتوا و ساختار خوبی داشته باشیم، میتوانیم با زبان سینما حرف خود را منتقل کنیم.
بی شک تولید و ساخت فیلم سینمایی و تلویزیونی در زمینه زندگی و فعالیت روحانیون دارای جذابیتهای بسیاری برای تهیه کنندگان و کارگردانان است که مخاطب عام و خاص را به همراه دارد و تجربه نیز نشان داده این گونه فیلمها اگر با یک پرداخت هنرمندانه و جذابی همراه باشند ، در جذب مخاطب موفق خواهند بود. البته باید توجه داشت که حوزه شناختی سازندگان آثار از روحانی نباید فقط منحصر به امام جماعت محل و یا تصاویر بازنمایی شده از شخصیت روحانیون در یک سری آثار تلویزیونی و یا شبکههای ماهوارهای باشد. در واقع مشکل امروز این است که این تصویر از روحانیت بهدرستی در رسانهها بازنمایی نمیشود. برخی فکر میکنند روحانیون در حجرهها یا مدارس علمیه منزویاند و با مردم فاصله دارند، در حالی که چنین نیست. روحانیون هم مثل همه مردم زندگی میکنند، کار میکنند، دغدغه دارند و همراه با جامعه پیش میروند.
ورود به زندگی روحانیت در حوزه فیلم و سریال چند سالی است که جدیتر از سوی نویسندگان و کارگردانان کشور پیگیری میشود. وجود تک آثاری همچون”زیر نور ماه” که دهه ۷۰ شمسی روی پرده رفت و یا فیلم ” مارمولک” در دهه ۸۰ در تاریخ سینمای ایران تاکنون به صورت مقطعی و نقطهای دنبال شده تا اینکه در دهه ۹۰ با ساخت آثاری “طلا و مس”، “گهوارهای برای مادر “، کیمیا و خاک”، “رسوایی”،” فرشتهها با هم میآیند”، “روز بلوا “و ….. شاهد پوسترهای مختلفی از بازیگران سرشناسی بودیم که هر کدام برای یک بار هم که شده لباس روحانیت را به تن کردند تا مخاطب را با زندگی این قشر مهم و تأثیرگذار در جامعه آشنا سازند.
تلویزیون با سریال «پرده نشین» وارد زندگی طلبهها شد و بهروز شعیبی به همراه چند بازیگر شناخته شده خصوصاً فرهاد آئیش در نقش اصلی سریال، توانست اثری قابل احترام در ویترین تلویزیون به جای بگذارد. این شبها سریال”مرهم” به کارگردانی محمدرضا آهنج ” و نویسندگی محسن جسور و حسین سلیمانی و تهیهکنندگی سیدسجاد قافله باشی و پرویز امیری از زاویهای جدید وارد زندگی طلبهها شده است و در فضایی ملموس و باورپذیر درحالیکه تا به حال دوربین انقدر نزدیک داخل زندگی خانوادگی این افراد نشده و شاید تلویزیون اجازه این را نداده است که دوربین وارد حریم این خانوادهها شود، با هوشمندی و ظرافت خطوط قرمز را جابجا کرده و چندین داستان موازی منطبق با مسائل روز جامعه را با لطافت و البته عدالت خواهانه روایت میکند. سریالی که در آن هنرمندانه نکات ریز و درشت سبک زندگی اسلامی یا به قول سازندگان آن زیست مومنانه به خوبی به تصویر کشیده شده است. تفاوت برجسته این سریال با آثار نامبرده شده نقش کمرنگ خود مردان روحانی و تکیه بر زنان خانواده و عدم ورود به فضای حوزه علمیه میباشد. کل اتمسفر داستان یک مجتمع مسکونی است که در آن خانوادههای روحانیون زندگی میکنند. در واقع “مرهم” یک ملودرام زنانه است که به طور خاص بر زندگی همسران روحانیون تمرکز دارد و روایتهای متفاوتی از زندگی آنها را به تصویر میکشد. همسران شخصیتهای اصلی سریال، زنانی هستند که اغلب در غیاب همسران خود که برای تبلیغ به سفر رفتهاند، هر کدام با چالشها و دغدغههای خاص خود دست و پنجه نرم میکنند و در این میان خواهرانه یار و یاور یکدیگر هستند. یکی از وجوه مثبت” مرهم” ارائه تصویری خانومانه و موقر از زن مسلمان ایرانی است. تصویری که در فیلمها و سریالهای ایرانی کمتر میبینیم و نقش چنین بانوانی که نمونه مادر و خانم ایرانی هستند در آثار تصویری کمرنگ شده است.
مخاطب همراه با منیژه وارد زندگی زنان داستان میشود. زنانی که همچون منیژه برای مخاطب در ابتدا ناشناخته هستند. فیلمساز با ظرافت هرچه تمامتر گام به گام همراه با منیژه مخاطب را عاشق و شیفته این قشر از زنان ایرانی میکند. نرگس با بازی دوست داشتنی مونا کرمی بعنوان محور و مأوا و تکیه گاه زنان این ساختمان که هرکدام نمود یکی از همسران روحانیون هستند، شخصیت پردازی فوق العاده تحسین برانگیزی دارد. نرگس در این اجتماع کوچک گاه در نقش مادری ظاهر میشود گاه خواهر و گاه دختر. زنی تحصیل کرده در قامت یک پزشک که در یک اردوی جهادی عاشق منش و رفتار پسری طلبه به نام سلمان شده و پا به دنیای در ظاهر متفاوت زندگی روحانیت میگذارد و بقدری این انتخاب را با درایت و عقل انجام داده که به آن ایمان راسخ دارد.
اما” مرهم “فقط داستان زندگی نرگس و رویارویی او با مادرشوهر تازه از فرنگ برگشتهاش نیست. فیلمساز با روایت داستان زندگی میثم و محبوبه وارد مافیای زمین خواری میشود و با شخصیت استاد نشان میدهد که در هر قشر و لباسی افراد سودجو و منفعت طلب وجود دارند که در پوشش دین و شریعت گناهان بزرگی انجام میدهند، با داستان صادق و سحر زوجی در بحبوحهی تصمیم گیری برای ماندن و یا سقط جنین مبتلا به سندروم را دنبال میکند، با داستان مرضیه و همسرش به اختلافات عقیدتی و فرهنگی میان خانوادهها در تربیت فرزندان میپردازد، با داستان حورا و خواستگارش چالشها و تردیدهای دختران دم بخت در ازدواج با یک طلبه را به تصویر میکشد، در داستان علی گریزی به شهدای امربه معروف و نهی از منکر دارد، با داستان فروغ و همسرش به آسیب شناسی فضای مجازی میپردازد و تمام این خرده داستانها به شکلی هنرمندانه، پیکره ی ساختمان اصلی ” مرهم” را تشکیل میدهند.
در پایان باید گفت” مرهم” بی شک از درخشان ترین سریالهای دینی تلویزیون میباشد که با ریتم مناسب و خرده داستانهای جذاب و شخصیت پردازی اصولی توانسته مخاطب را بی پرده با زندگی قشر مهم و تأثیرگذار جامعه و اطرافیان آنها آشنا سازد و نشان دهد روحانیت نه تنها از بدنه مردم جدا نیستند بلکه با همان چالشها و دغدغهها زندگی میکنند با این تفاوت که آنها در لباس دین و شریعت وظیفه به مراتب سنگینتری در مقابل آحاد جامعه به عهده دارند و در این مسیر از همراهی صمیمانه همسرانشان برخوردار هستند.
پایان/*
اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.