23:05 - 1401/02/01

مظلومیت و غربت امیرالمومنین تا کجا!

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، اعتقاد شیعه بر این است که امیرالمومنین(علیه‌السلام) تنها جانشین برحق پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده و امام مسلمین بعد از نبی گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است و دیگران این حق را غصب کردند ...

مظلومیت و غربت امیرالمومنین تا کجا!

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، اعتقاد شیعه بر این است که امیرالمومنین(علیه‌السلام) تنها جانشین برحق پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده و امام مسلمین بعد از نبی گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است و دیگران این حق را غصب کردند و به ناحق حضرت را خانه‌نشین کردند؛ اما اشکالی که توسط علمای اهل سنت بر این اعتقاد وارد شده و همیشه و در طول تاریخ یکی پس از دیگری تکرار کرده‌اند، این است که می‌گویند: اگر این حرف درست است، پس چرا حضرت در برابر این غصب هیچ اعتراضی نکرد و سکوت کرد و با آن‌ها بیعت کرد.

این مطلب طبق مدارک تاریخی درست نیست و تنها یک ادعاست؛ ما در این مطلب گفتیم که اعتراض حضرت هم در منابع اهل سنت وجود دارد و هم در منابع شیعی، و یک خطبه مفصل حضرت در این موضوع را هم بیان کردیم. در این نوشتار خطبه دیگری از حضرت را که به «خطبه طالوتیه» معروف است را بیان می‌کنیم:

شیخ کلینى در کتاب شریف «کافی» نقل مى‌‏کند که چند روز بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) امیرالمومنین(علیه‌السلام) به میان مردم آمد و خطبه‌ای بسیار عالی و سرشار از حکمت خواندند، در این خطبه حضرت ابتدا به حمد و سپاس الهی پرداخته و اوصاف ذات باری تعالی را بسیار عالی و عالمانه بیان کرد، سپس بر رسالت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) شهادت داد، سپس فرمود: «اى امتى که نفس اماره و وسوسه‌های جنى و انسى او را فریب داد و از دواعى نفوس شهوانى و آراء شیطانى خود پیروى کرد، و در راه تاریک و ضلالت به راه افتاد، و در حالی‌که راه حق براى او روشن و هویدا بود، از پیمودن آن، اعراض کرد.

سوگند به آن کسیکه دانه را شکافت، و روح و جان را آفرید، اگر شما شاخه‌‏هاى نورانى و شعله‏‌هاى فروزان و درخشان علم و دانش را از معدن آن اقتباس مى‏‌کردید، و آب شیرین و گوارا را از چشمه آن، قبل از آن‌که به تیرگى و کدورت و تلخى آغشته شود، مى‏‌نوشیدید، و خیر را که همان عقائد صحیح، و اخلاق فاضله، و ملکات صالحه، و اعمال نافعه است، از محل خودش براى خود بر مى‏‌داشتید، و ذخایر وجودى خودتان را از این‌ها پر می‌کردید، و در راه روشن و واضح گام بر مى‏‌داشتید، هر آینه نشانه‏‌هاى حق و حقیقت برای شما ظاهر مى‏‌گشت و اسلام براى شما درخشان مى‏‌شد، و آن‌گاه شما پیوسته چیزهاى طیب و طاهر را مى‏‌خوردید، و دیگر در میان شما یک‌نفر فقیر و نیاز‏مند نبود، و هیچ‌یک از شما چه مسلمان و چه کافر ذمى، مورد ظلم و ستم واقع نمى‌‏شد.
و لیکن شما در راه جهالت و گم‌راهى قدم برداشتید، و بدین جهت این دنیاى گسترده با این پهنا و وسعت براى شما تاریک شد، و درهاى علم و دانش به روى شما بسته شد، و با آرا خودتان گفتید و شنیدید و رفتار کردید، و در همان دین و روشى که براى‏ خود برگزیدید نیز اختلاف کردید، و در دین خدا بدون داشتن علم و بصیرت فتوى دادید، و اظهار نظر کردید، و از گم‌راهان و گم‌راه‌کنندگان پیروى نمودید، و ایشان شما را اغوا کردند.

شما امامان و پیشوایان خود از اهل بیت(علیهم‌السلام) را ترک کردید، و ایشان نیز شما را به واسطه شقاوت نفوس‌تان و قساوت قلوب‌تان ترک کردند. بنابراین روزگار خود را در حال عدم پیروى از حق گذرانیده و به آراء خود عمل کردید و با حکومت افکار خود زیست نمودید. چگونه آن‌ها را ترک نمودید و به پشت سر افکندید و رها کردید و با آن‌ها عَلم مخالفت را برافراشتید؟ قدرى آهسته حرکت کنید، که در زمان نزدیک نتیجه آن‌چه را که کاشته‌‏اید، درو خواهید نمود، و وخامت اعمال و سنگینى آن‌چه انجام دادید، از ترک امامت و ولایت را درک خواهید کرد، و عاقبت ولایت حکّام جور به شما خواهد رسید.

از این به بعد حضرت خود را معرفی کرده و فضائل خود را بیان می‌کند و می‌فرماید: «سوگند به آن کس که دانه را شکافت، و جان و روح را بیافرید، بدون شک شما مى‌‏دانید که من صاحب شما و نگه‌دارنده پرچم ولایتم؛ همان کسى هستم که شما را به پیروى از او امر کرده‌‏اند؛ من یگانه عالم در میان شما و آن کسی هستم که نجات شما وابسته به علم اوست؛ من وصى پیغمبر شما هستم؛ من شخص مورد انتخاب پروردگار شمایم؛ من زبان قرآن و شریعت شما هستم؛ من دانشمندى هستم که به مصالح شما و به آن‎چه شما را به صلاح و رشاد می‌رساند علم دارم.

قدرى آهسته حرکت کنید که به زودی آن‌چه به شما وعده داده شده است، از جزای مخالفت به شما مى‏‌رسد، و آن‌چه که به امت‌‏هاى پیامبران پیشین رسیده است، به شما نیز خواهد رسید. به زودى خداوند از شما درباره پیشوایان جور و والیان ستم‌پیشه‏‌اى که اتخاذ کرده‏‌اید پرسش مى‏‌کند، و شما را با ایشان محشور مى‏‌گرداند.
سوگند به خدا که اگر براى من به تعداد «اصحاب طالوت» و یا به تعداد «اهل بدر» یارانی بود، من شما را با شمشیر مى‏‌زدم، تا به حق بازگشت کنید. بار پروردگارا، تو در میان ما به حق حکم فرما که تو بهترین حکم کنندگان هستى».

حضرت خطبه را تا این‌جا در مسجد رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) ادامه داد، سپس از مسجد خارج شد، و از کنار محفظه‌ای عبور کرد که در آن سى راس گوسفند بود، پس فرمود: «اگر براى من به تعداد این گوسفندان مردانى بود که جمیع حرکات و سکنات‌شان براى خدا و رسول او بود، و خود را خالص نموده بودند، من او را از حکومتش مى‌‏انداختم».

راوى مى‌‏گوید: بعد از سخنان حضرت تا شب، حدود سیصد و شصت نفر با آن حضرت بیعت بر مرگ کردند و گفتند حضرت را یاری خواهند کرد. امیرالمومنین(علیه‌السلام) به آن‌ها فرمود: «فردا صبح در حالی‌که زره پوشیده‏ و سر را تراشیده‌‏اید، در محل احجار زیت(محلی در مدینه) حاضر شوید». خود آن حضرت نیز زره پوشید و سر تراشید. و از این گروه بیعت کننده، هیچ‌کس به عهد خود وفا نکرد، مگر «ابوذر» ، «مقداد» ، «حذیفه بن یمان» ، «عمّار یاسر» و «سلمان».

حضرت در این‌حال فرمود: «خداوندا تو شاهدى که این قوم مرا ضعیف و خوار شمردند، هم‌چنان‌که بنى اسرائیل، هارون را ضعیف و خوار شمردند. سوگند به پروردگار بیت الله الحرام…، اگر پیمان و عهدى که با پیامبر امى بسته بودم در بین نبود، من مخالفان را در گرداب مرگ وارد مى‏‌ساختم».[۱]

در نتیجه: از این عبارت به خوبى روشن مى‌‏شود که علت عدم قیام امیرالمومنین(علیه‌السلام) براى اخذ ولایت بعد از رحلت رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) همان سفارش اکید رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بوده است که در صورت عدم اعوان و انصار و غلبه بر دشمن، دست به شمشیر مبر؛ زیرا در صورت جنگ و مقاتله از طرفین عده کثیرى کشته خواهد شد، و در آن وضعیت و موقعیت بر ضرر اسلام تمام می‌شد.

———————————————————
پی‌نوشت
[۱]. أیّتها الأمّه الّتى خدعت فانخدعت، و عرفت خدیعه من خدعها، فأصرّت على ما عرفت، و اتّبعت أهواءها، و ضربت فى عشواء غوائها، و قد استبان لها الحقّ، فصدّت عنه، و الطّریق الواضح فتنکّبته.
أمّا و الّذى فلق الحبّه و برأ النّسمه لو اقتبستم العلم من معدنه، و شربتم الماء بعذوبته، و ادّخرتم الخیر من موضعه و أخذتم الطّریق من واضحه و سلکتم من الحقّ نهجه، لنهجت بکم السّبل، و بدت لکم الأعلام، و أضاء لکم الإسلام، فأکلتم رغدا، و ما عال فیکم عائل، و لا ظلم منکم مسلم و لا معاهد، و لکن سلکتم سبیل الظّلام، فأظلمت علیکم دنیاکم برحبها و سدّت علیکم أبواب العلم، فقلتم بأهوائکم و اختلفتم فى دینکم، فأفتیتم فى دین الله بغیر علم، و اتّبعتم الغواه فأغوتکم و ترکتم الأئمّه فترکوکم.
فأصبحتم تحکمون بأهوائکم، إذا ذکر الأمر سألتم أهل الذّکر، فإذا أفتوکم قلتم هو العلم بعینه، فکیف و قد ترکتموه، و نبذتموه، و خالفتموه! رویدا عمّا قلیل تحصدون جمیع ما زرعتم! و تجدون و خیم ما اجترمتم! و ما اجتلبتم! و الّذى فلق الحبّه و برأ النّسمه لقد علمتم أنّى صاحبکم و الّذى به أمرتم، و أنّى عالمکم، و الّذى بعلمه نجاتکم، و وصىّ نبیّکم، و خیره ربّکم، و لسان نورکم و العالم بما یصلحکم، فعن قلیل رویدا ینزل بکم ما وعدتم و ما نزل بالأمم قبلکم و سیسألکم الله عزّ و جلّ عن أئمّتکم، معهم تحشرون و إلى الله عزّ و جلّ غدا تصیرون! أما و اللّه لو کان لى عدّه أصحاب طالوت، أو عدّه أهل بدر، و هم أعداد کم لضربتکم بالسّیف حتّى تؤولوا الى الحقّ و تنیبوا للصّدق، فکان أرتق للفتق، و آخذ بالرّفق. اللّهمّ فاحکم بیننا بالحقّ و أنت خیر الحاکمین….(الکافی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1365ش، ج8، ص ۳۱)

انتهای پیام/*

برنج صدری هاشمی شرق گیلان ۵ کیلویی

مطالب مرتبط

برنجستان