به گزارش تحریریه پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، آنچه این روزها به عنوان یک کنشگر حوزه زن و خانواده بسیار می بینم و می شنوم شکل گیری جلسات و محافلی است که ناظر به اتفاقات چهار ماه گذشته و اضطرار اجتماعی، سعی دارند ورودی در حوزه مسائل مربوط به زنان داشته باشند هر چند شکل و محتوای این گونه جلسات نشان می دهد آنچه در گام اول باید دقیق فهم گردد فقدان آسیب شناسی مسئله زن در چهار دهه از انقلاب اسلامی می باشد این سلسله یادداشت ها سعی دارد با واکاوی مسئله زن در جمهوری اسلامی به بخشی از اشکالات در ساحت سیاستگذاری قانون گذاری برنامه ریزی بپردازد.
۱- خلاء نظری در ساحت برنامه ریزی های توسعه در موضوع جنسیت
تا قبل از دهه ۷۰ میلادی در حوزه برنامه ریزی های توسعه کشور ها شاهد نوعی «کور جنسی» در برنامه های توسعه در جهان هستیم با شکل گیری جریانات فمینیسمی و تاکید آنها بر برابری نقش زنان دربرنامه های توسعه در دهه ۹۰ شاهد رشد نظریات پیرامون نقش برابر زنان در توسعه هستیم. این نظریات سعی می نمودند مبتنی بر پارادایم حاکم بر جوامع غرب نقش جنسیت و زنان را در حوزه توسعه وشاخص توسعه انسانی(HDI) و شاخص توسعه جنسیتی(GDI)شاخص توانمندسازی جنسیتی ( GEM ) تعریف نمایند. بر این اساس در اسناد توسعه ملی و بین المللی راهبردهای متعددی در موضوع جنسیت و علی الخصوص زنان تدوین و به صورت یک نسخه جهانی به سایر کشورهای درحال توسعه نیز تجویز گردید.
در کشور ما پس از انقلاب اسلامی به جز برنامه اول و دوم توسعه که “کور جنس” بودند مابقی برنامه های توسعه سعی نمودند جنسیت را در مفهوم توجه به زنان لحاظ نمایند اما به دلیل فقد “نظریه بومی جنسیت در توسعه” این برنامه ها عمدتا وامدار نظریات عرصه بین المللی می باشند.
به طور مثال برنامه سوم توسعه وامدار نظریه زن در توسعه(اثر پیشگام استربوسراپ۱۹۷۰) برنامۀ چهارم مبتنی بر نظریه جنسیت و توسعه می باشد آنچه در این زمینه مهم میباشد؛ خلاء نظریه بومی جنسیت در برنامه ریز های توسعه؛ مبتنی بر فهم نظریات رایج جهانی و لحاظ ویژگی های ایرانی و گفتمان انقلاب اسلامی نسبت به زن و عرضه و تولید نظریه بومی باشد.
این خلا نظری باعث گردیده برنامه های توسعه در کشور دچار اعوجاج نظری شوند از آن سو در عرصه بین المللی در شاخص توسعه جنسیتی کشور ما در رتبه های پایین جهان قرار گیرد.
همچنین نبود نظریه بومی باعث گردیده در داخل کشور دچار تعارض برنامه ای شویم به طور مثال ورودی دختران در دانشگاه در سالهای اخیر در نزدیک به شصت درصد می باشد اما اشتغال پایدار زنان کمتر از ۱۹ درصد نمونه ای از این پارادوکس های کارکردی و برنامه ای است!
⁉️حال سوال اینجاست؛ مراکز، پژوهشکده ها و اندیشکده ها مرتبط در کشور با وجود بودجه های هنگفت و میزهای سیاست گذار تا چه اندازه در این خلاء نظری نقش داشتند؟!
زهرا عباس پور
اندیشه معاصر را در روبیکا دنبال کنید.
برای عضویت در کانال بله اندیشه معاصر کلیک کنید.
برای عضویت در کانال تلگرامی اندیشه معاصر کلیک کنید.
انتهای پیام/*