14:39 - 1400/12/16

تاثیر شگرف خرافات در زندگی مردم + درمان و مبارزه با خرافات

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، زندگى انسان داراى دو بعد فردى و اجتماعى است و انسان در هر دو بعد، نیازمند مجموعه‏اى از دستورات است تا در سایه آن بتواند افکار، اعمال و گفتار خویش را تصحیح نماید و به بهترین نحو در مسیر زندگى خود ح...

تاثیر شگرف خرافات در زندگی مردم + درمان و مبارزه با خرافات

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، زندگى انسان داراى دو بعد فردى و اجتماعى است و انسان در هر دو بعد، نیازمند مجموعه‏اى از دستورات است تا در سایه آن بتواند افکار، اعمال و گفتار خویش را تصحیح نماید و به بهترین نحو در مسیر زندگى خود حرکت کند و در نهایت، رضایت حضرت حق را دنبال نماید.

یکى از مسائلى که پیوسته دامنگیر بشر بوده و تأثیرات منفى در ابعاد فردى و اجتماعى زندگى او گذاشته، اعتقاد به خرافات است. بشر پیوسته به خرافات مختلفى معتقد بوده و بیشتر خرافات با زندگى او، مناسبتى نزدیک داشته است.

به طور کلى، یک اصل مسلّمى وجود دارد و آن این است که انسان از قدیم‏ترین زمان، همواره براى رفاه و آسایش خود و خویشاوندانش مى‏کوشید و طالب مصون ماندن خود و آنان بود. او با استفاده از قواى خود و باور داشتن یک سرى از خرافات مى‏کوشید تا، از حوادث غیر طبیعى و طبیعى و نیروهاى مافوق طبیعت، مصون بماند و چون دانش او اندک بود، به طلسم و مهره و ورد و امثال اینها پناه مى‏برد.

خرافات قبل از آنکه اثرى مثبت در زندگى انسان داشته باشد، مانعى براى پیشرفت و انگیزه‏اى براى بى‏ارادگى و تعلل در انجام کارها و امور زندگى است.

در این نوشتار بر آنیم تا ضمن تبیین مسئله خرافات، نظر واقعى دین و سیره معصومین‏علیهم السلام را در برخورد با این گونه عقاید و کردار بیان کنیم.

برنج صدری هاشمی شرق گیلان ۵ کیلویی

معنى و تعریف خرافات

خُرافه، واژه‏اى عربى است و ریشه آن «خرف‌» به معناى «چیدن میوه‌» یا «پیرى و فرتوتى‌» است. «خُرافه‌» مصدر این فعل است و در تداول فارسى بر سخنان بیهوده و پریشان که ناخوشایند باشند، اطلاق مى‏شود. عادت مألوفه و شیوه‏هاى متبعه‏اى که بر مبناى عقل و خرد و یا شرع و شریعت نیست، بلکه به استناد خوابى که کسى دیده باشد یا عملى که از گذشتگان به یادگار مانده و مانند آن باشد، از این قبیل است. (۱)

پس به طور کلّى، مى‏توانیم خرافات را عبارت از باورهاى باطل و بى اساس که فاقد مبناى عقلى و علمى باشند، بدانیم. و ذکر این نکته ضرورى است که خرافه نسبت به درجه فهم و بصیرت بشر، معنا مى‏یابد و مى‏تواند وجود داشته باشد. چه بسیارى از مسائل که به نظر ما خرافه مى‏رسند، اما در دوره‏هاى قبل به دلیل محدود بودن علم بشر، معقول و مقبول بودهاند؛ مثلاً این عقیده که شکستن آیینه شگون ندارد، به نظر ما عقیده‏اى بى اساس، بچه‏گانه و خرافاتى به نظر مى‏آید؛ اما باید اشاره کرد که در روزگار قدیم، مردم، تصور مى‏کردند شکل و سایه و عکس انسان، قرین یا جزء روح انسان است و با شکسته شدن آیینه، نقش انسان باطل مى‏شود و در واقع، روح او صدمه مى‏بیند. اما در این عصر که نور علم، چنین تاریکیهایى را زدوده است، اگر هنوز هم کسانى پیدا شوند که در شکستن آیینه همان باور بدشگونى را داشته باشند، مى‏توان آنان را خرافاتى نامید.

خرافات در جوامع مدرن‏

نباید تصور کرد که خرافات و ساده لوحى تنها منحصر به کشورهاى جهان سوم و مردمى عامى و بى سواد است، بلکه در کشورهایى که خود را صاحب بلامنازع تکنولوژى و قدرت مى‏دانند نیز خرافات بیداد مى‏کند. به عنوان نمونه، گوشه‏هایى از اعتقادات عجیب برخى کشورها را مى‏خوانیم:

طبق آخرین آمار، نیمى از مردم آمریکا، افرادى خرافاتى هستند. (۲) آمریکاییها معتقدند اگر شما روى پلى با دوستانتان خداحافظى کنید، دیگر هیچ وقت آنها را نخواهید دید. وقتى شهاب سنگى دیدید، سریع آرزو کنید؛ همه آرزوهاى شما برآورده خواهد شد. هنگام عطسه دستانتان را جلوى دهانتان بگیرید، ممکن است روحتان از فرصت استفاده کرده، فرار کند.

فرانسویها به شدت به طالع بینى معتقدند و اگر روزى از طریق اینترنت از پیش بینى آن روز با خبر نشوند، از جایشان تکان نمى‏خورند. فرقى هم نمى‏کند کارگر ساده یک کارخانه باشند یا یک دولتمرد بلندپایه. آنها اولین صفحه روزنامه‏اى که سر میز صبحانه مى‏خوانند، صفحه مربوط به طالع بینى و پیشگوییهاى روزانه است.

چینیها هم دست کمى از بقیه ندارند. آنها براى دور کردن شیطان از خودشان، دست به هزار و یک کار عجیب و غریب مى‏زنند؛ مثلاً مقدارى لوبیا قرمز جلوى در خانه شان مى‏پاشند تا شیطان بترسد و نزدیک نشود. آنها معتقدند رنگ قرمز قدرت عجیبى در دور کردن نیروهاى پلید دارد.

به گزارش شبکه خبرى «ورد نیوز‌» (۳) طبق خرافات در میان مردم چین، عدد چهار عدد نحسى است. بر اساس مطالعات یک جامعه شناس آمریکایى در دانشگاه «سن دیگو‌» که بر روى چینیها و ژاپنیهاى مقیم آمریکا صورت گرفت، تعداد مرگ و میر ناشى از حمله قلبى در میان چینیها در روز چهارم هر ماه میلادى نسبت به روزهاى دیگر بیشتر است و این مرگ و میر ظاهرا به دلیل ترس از این روز و فشارهاى روانى ناشى از آن است. این جامعه شناس در طى ۲۵ سال گذشته مرگ بیش از ۴۷ میلیون نفر چینى را در آمریکا در روز چهارم هر ماه گزارش کرده و در مجله «مدیکال انگلیش‌» آن را به ثبت رسانده است.

«جیمى راکسبرگ»، محققى که بر روى این تحقیقات کار کرده است، مى‏گوید: این تحقیقات به کمک چند ریاضى دان صورت گرفت و معلوم شد که در روز چهارم هر ماه شمار مرگ و میر ناشى از حمله قلبى در میان چینیهاى مقیم آمریکا نسبت به روزهاى دیگر ۱۳ درصد بیشتر است. وى مى‏افزاید: عدد چهار در زبان چینى تلفظ Si و در زبان ژاپنى تلفظ Shi ارد که داراى معنایى شبیه مرگ در هر دو زبان است. آنان به شوم بودن عدد چهار آن قدر معتقدند که در کشورشان براى شماره گذارى اتاقهاى هتلها و بیمارستانها از عدد چهار استفاده نمى‏کنند؛ حتى در نیروى هوایى چین به دلیل عقاید خرافى از عدد چهارم براى شماره گذارى هواپیماهاى نظامى دورى مى‏شود.

ایرلندیها نیز براى اینکه از قافله عقب نمانند، فکر مى‏کنند نعل اسب شانس مى‏آورد و اگر بخواهند آن را در جایى نصب کنند، باید سربالا باشد؛ چون در این حالت تأثیرش بیشتر است. بعضى از آنها هم معتقدند اگر یک نعل اسب را بالاى تخت خوابشان بیاویزند، محال است کابوس ببینند.

براى مصریها گربه خیلى مهم و مقدس است؛ چون فکر مى‏کنند ایزیس که یک الهه باستانى است، به شکل گربه بوده و هرکسى گربه‏اى را بکشد، محکوم به مرگ است. آنها حتى فکر مى‏کنند گربه سیاه براى صاحبش شانس مى‏آورد.

انگلیسیها گربه را مومیایى مى‏کنند و به دیوارى مى‏زنند تا ارواح پلید را دور کند! آنها معتقدند اگر گربه سیاهى به سمت شما بیاید، با خودش خوش شانسى مى‏آورد؛ اما اگر از شما خوشش نیاید و از پیشتان برود، شانسى باقى نمى‏ماند.

خرافات در اعصار مختلف

در اینجا سؤالى مطرح است و آن اینکه آیا خرافات به واسطه ظهور علوم، رو به تضعیف مى‏روند و یا اینکه هر عصر، خرافه جدیدى را با خود مى‏آورد؟

وقتى دقیق‌تر به تاریخ زندگى بشر، نگاه کنیم، در خواهیم یافت که به واسطه پیشرفت زمان، خرافات نیز لباس کهن از تن به در مى‏آورند و با لباس و نام دیگر، ظهور پیدا مى‏کنند. باورها، جزء لاینفک فرهنگ مردمانند. ذهنیات هر فرد، از باورها، پندارها، سخنان و ادبیات عامه انباشته است. هر عصر و نسلى، خرافات خاص خودش را مى‏پرورد؛ اما در کل مى‏توان اذعان داشت که به هر اندازه «استدلال»، «تعقل‌» و «لزوم تجربه‌» در جامعه‏اى بیشتر حاکم باشد، دامنه خرافات در آن جامعه محدودتر و شیوع و پذیرش آن نیز کمتر است. در چنین جوامعى، خرافات را بیشتر با کارکرد طنز، سرگرمى، ادبیات داستانى و گزارش تاریخ، مى‏توان پیدا کرد.

به عنوان نمونه، «هفت سین‌» در سفره نوروز، روزگارى جنبه آیینى (نشانى از هفت فرشته و هفت عنصر حیات و…) داشت؛ امّا پس از اسلام آوردن و رونق علوم در این سرزمین، اندک اندک، جنبه آیینى خود را از دست داد و به خرافه نزدیک شد. در روزگار معاصر، همین باور عامیانه، کارکرد فرهنگى نمادین (آگاهى بخشى، سرگرمى، جشنوارگى، پیوند با هویت تاریخى) یافته است. نمونه دیگر، سنّت «سیزده به در‌» است که روزى «آیین‌» و روز دیگر، «خرافه‌» بوده است و امروزه، تنها کارکرد فرهنگى نمادین (بهره گیرى از طبیعت، آشنایى با جلوه‏هاى آفرینش در آغاز بهار، سفر کردن از مسکن مألوف، و…) دارد…

پیامبر اکرم ‏صلى الله علیه وآله و مبارزه با خرافات

یکى از اصول اساسى و جدى در سیره درخشان معصومین‏علیهم السلام توجه به واقعیات و حقایق، و دورى از هر گونه بیهودگى، خرافات و بدعتهاست. توجه به واقعیات در سیره پیامبران الهى‏علیهم السلام قرار داشته است. آنها امین و راستگو و واقع بین بودند و چهره حق را آن گونه که بود، به مردم نشان مى‏دادند. به طور کلى، بخش مهمى از زندگى انبیا و ائمه‏علیهم السلام مبارزه و پیکار با بت پرستى و طاغوت پرستى و هر گونه تقلید کورکورانه و خرافات بوده است. آنها در صدد بودند که خرافات و گمراهیها را از آیینه دل امتها بزدایند و مسیر هدایت و حرکت صحیح را پیش روى مردم نهند.

قرآن مجید، هدفهاى مقدس بعثت پیامبر اسلام‏صلى الله علیه وآله را با جمله‏هاى کوتاهى بیان کرده است. از جمله، اینکه مى‏فرماید: «وَ یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتى کانَتْ عَلَیهِمْ»؛ (۴) ‌» [پیامبر خدا] تکالیف شاق و غل و زنجیرهایى را که بر آنها بود، بر مى‏دارد. ‌» مسلماً مقصود از غل و زنجیر، غلهاى آهنین نیست، بلکه منظور همان اوهام و خرافاتى است که فکر و عقل آنها را از رشد و نمو بازداشته بود و یک چنین گیر و بندى که به بال فکر بشر بسته مى‏شود، به مراتب از سلسله آهنین، زیان بخش‌تر و ضرر بارتر است؛ زیرا زنجیرهاى آهنین پس از گذشت مدتى، از دست و پا برداشته مى‏شود و فرد زندانى با فکر سالم و منزه از خرافات گام در زندگى مى‏گذارد، اما سلسله‏هایى که از اوهام و اباطیل، بسان رشته‏هاى سردرگم، به عقل و شعور و ادراک انسان پیچیده مى‏شود، چه بسا تا دم مرگ با انسان همراه مى‏باشد و او را از هر گونه تلاش، حتى براى باز کردن این قید و بند، باز مى‏دارد.

انسان با فکر سالم و در پرتو عقل و خرد مى‏تواند هرگونه قید و بند آهنین را در هم شکند، ولى فعالیت و تلاش انسان بدون فکر سالم، نقشى بر آب و عارى از فایده مى‏شود.

یکى از بزرگترین افتخارات پیامبر گرامى اسلام‏صلى الله علیه وآله این است که با خرافات و اوهام و افسانه و خیال، مبارزه کرد و عقل و خرد بشر را از غبار و زنگ خرافات شستشو داد. آن حضرت براى این آمده بود که قدرت فکرى بشر را تقویت کند و با هر گونه خرافات، به هر رنگ که باشد، حتى اگر به پیشرفت هدفش هم کمک نکند، سرسختانه مبارزه کند.

سیاستمداران جهان، پیوسته از هر پیش آمدى به نفع خود استفاده مى‏کنند. حتى اگر افسانه‏هاى باستانى و عقاید خرافى ملتى به ریاست و حکومت آنها کمک کند، از ترویج آن خوددارى نمى‏کنند؛ ولى پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله نه تنها از آن عقاید خرافى که به ضرر خود و اجتماع تمام مى‏شد، جلوگیرى مى‏کرد، بلکه حتى اگر یک افسانه محلى و یک فکرى بى‏اساس به پیشرفت هدف او کمک مى‏کرد، با تمام قوا و نیرو با آن به مبارزه بر مى‏خاست و کوشش مى‏کرد که مردم بنده حقیقت باشند، نه در بند افسانه و خرافات.

گرفتن خورشید همزمان با مرگ ابراهیم، فرزند آن حضرت و شایعه عرب مبنى بر اینکه خورشید به خاطر مرگ فرزند رسول خداصلى الله علیه وآله گرفته است، مى‏توانست ابزار خوبى براى فخر فروشى باشد؛ اما پیامبر این جمله را که شنید، بالاى منبر رفت و فرمود: «آفتاب و ماه، دو نشانه بزرگ از قدرت بى‏پایان خدا هستند و سر به فرمان او دارند. هرگز براى مرگ و زندگى کسى نمى‏گیرند. هر موقع ماه و آفتاب گرفت، نماز آیات بخوانید. ‌» بعد از منبر پایین آمد و با مردم نماز آیات خواند. (۵)

آن حضرت در تمام ادوار زندگى، حتى در زمان کودکى با اوهام و خرافات مبارزه مى‏کرد. یکى از روزهایى که سن آن حضرت از چهار سال تجاوز نمى‏کرد و زیر نظر دایه و مادر رضاعى خود «حلیمه‌» به سر مى‏برد، از مادر خود درخواست کرد که همراه برادران رضاعى خود به صحرا رود. «حلیمه‌» مى‏گوید: فرداى آن روز، محمد را شستشو دادم، به موهایش روغن زدم، به چشمانش سرمه کشیدم و براى اینکه دیوهاى صحرا به او صدمه نرسانند، یک مهره یمانى را با نخ به گردن او آویختم. محمدصلى الله علیه وآله مهره را از گردن درآورد و به مادر خود چنین گفت: «مادر جان آرام! خداى من که پیوسته با من است، نگه‏دار و حافظ من است. ‌» (۶)

پیشوایان معصوم‏ علیهم السلام و پرهیز از خرافات‏

در دعاهایى که از زبان ائمه معصوم‏علیهم السلام در مناجات با خدا جارى مى‏شد، چنین آمده است: «اَلَلَّهُمَّ اَرِنِى الْاَشْیاءَ کَمَا هِىَ؛ (۷) خداوندا! امور را آن گونه که هست، به من نشان بده. ‌» در قسمتى از دعاى بعد از نماز عشاء نیز که از امام صادق‏علیه السلام نقل شده است، چنین آمده، «اللَّهُمَّ… أَرِنِى الْحَقَّ حَقّاً حَتَّى أَتَّبِعَهُ وَ أَرِنِى الْبَاطِلَ بَاطِلًا حَتَّى أَجْتَنِبَهُ وَ لَا تَجْعَلْهُمَا عَلَىَّ مُتَشَابِهَینِ فَأَتَّبِعَ هَوَای بِغَیرِ هُدًى مِنْکَ‏ُ؛ (۸) خداوندا! واقعیت و حق را به من نشان بده تا از آن پیروى کنم و باطل را به من بنمایان تا از آن دورى کنم و حق و باطل را براى من مبهم و نامشخص نکن که در نتیجه از هواى نفس خود – به دور از راه هدایت تو – پیروى کنم.»

اهل بیت‏علیهم السلام براى حفظ دین الهى و دستورات آن به قدرى دقت داشتند که امام صادق‏علیه السلام در جمع اصحاب خود یادى از عصر غیبت کردند و براى ثبات عقاید مؤمنین به خواندن دعاى غریق سفارش کردند. عبدالله بن سنان مى‏گوید: پرسیدم دعاى غریق چیست؟ آن حضرت فرمود بگو: «یا اللَّهُ یا رَحْمَانُ یا رَحِیمُ! یا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ! ثَبِّتْ قَلْبِى عَلَى دِینِکَ!‌» عبدالله مى‏گوید: «من این دعا را خواندم، ولى بعد از جمله «مقلب القلوب»، جمله «والابصار‌» را از خودم افزودم. امام صادق‏علیه السلام به من رو کرد و فرمود: درست است که خداوند گرداننده دلها و چشمهاست، ولى آنچه را که من گفتم، همان را بگو! و چیزى از خودت بر آن کم و زیاد نکن!‌» (۹)

بنابراین، پیشوایان معصوم‏علیهم السلام تا این اندازه نسبت به اصحاب و یاران خود و اعتقادات آنان توجه داشتند و خود هم به شدت به آن مقید بودند تا آنجا که خطاب به حضرت حق عرض مى‏کردند: «یا رَبِّ أَرِنِى الْحَقَّ کَمَا هُوَ عِنْدَکَ؛ (۱۰) خدایا حق را همان گونه که در نزد توست، براى من نمایان کن!»

امامان ما با این برنامه به ما مى‏آموزند که مردم نباید از صراط مستقیم و حقیقى خارج گردند و فریب دغل‏کاران را بخورند و به امورى مانند: رمالى، معرکه‏گیرى، شعبده‏بازى، کف‏بینى، سرکتاب باز کردن، و… دل ببندند و به دنبال خرافات و اراجیف یاوه سراها بروند. همچنین از بازیهاى صوفیان دغلباز هم باید پرهیز نمایند.

این مسئله در روزگار ما نیز که عصر دانش و فن‏آورى است، وجود دارد. اکنون شیادانى هستند که منافع مادى‏شان در ترویج خرافه‏هاى خاصى است و هیچ جاى جهان از وجودشان خالى نیست. نمونه بارز آن وعده‏هاى کسانى است که انواع نسخه‏هاى حیات‏بخش را به صورتهاى عجیب و غریبى به مردم عوام و ساده‏لوح قالب مى‏کنند.

اگر به این مسئله توجه شود، راه بر بسیارى از کسانى که از این طریق ارتزاق مى‏کنند، بسته مى‏گردد. متأسفانه روزگار ما، زمان بى‏حوصلگیها، بى‏دقتیها و درهم آمیزى واژه‏ها و مفاهیم است. اکنون در کشور ما مجله‏هایى چاپ مى‏شود که سراسر آن چیزى جز انواع طالع‏بینیها و فال قهوه، فال چاى و ورق و امثال اینها نیست. بعضى به انواع فالگیرى، جن‏گیرى، دعانویسى، و رمالى، روى آورده‏اند و اسمش را گذاشته‏اند: امور «فراروان‏شناسى.‌» این روزها کمتر است که در روزنامه خبرى از دستگیرى و فاش شدن خیانت افرادى که از این طریق مردم را مى‏فریبند، دیده نشود.

این مسئله نه تنها در روزنامه‏ها و مجلات دیده مى‏شود، بلکه در شبکه اینترنت هم افرادى باب فالگیرى و پیشگویى را بر اساس روز تولد یا ماه تولد به راه انداخته‏اند و از این طریق، چه درآمدهاى کلانى را به جیب مى‏زنند.

اشتباه گرفتن دین و خرافه‏

خرافه‏گرایى و پیروى از اوهام از نظر دین اسلام مردود و ناپسند است. اما این طور نیست که هر چه در دید اولیه با نظر و عقیده یا عقل ما سازگار نبود، آن را خرافه بدانیم و مهر خرافاتى بر پیشانى کسى که به آن عمل مى‏کند و ملتزم است، بزنیم.

در همین خصوص توجه دقیق به چند نکته لازم است:

  1. تذکر اول متوجه جوان‏ترهاست؛ زیرا آنان معمولاً روشنفکرانه به مسائل مى‏نگرند و افراد مسن خانواده خود را قدیمى و کم‏فرهنگ مى‏دانند و به همین علت، در مواردى کارهاى آنها را خرافه و غلط تلقى مى‏کنند؛ در حالى که بسیارى از کارهاى پدر بزرگها یا مادربزرگها یک عمل ریشه‏دار و مستحبى است که در مورد آن دستورات دینى رسیده است و حتى گاهى فضائل بسیارى هم براى آن شمرده شده است. این نوع نگاه و تفکر معمولاً ریشه در عدم آگاهى و جهل یا کمبود اطلاعات دینى و مطالعات علمى دارد.
  2. تذکر دوم متوجه بزرگ‏ترهاست؛ همانهایى که معمولاً خود را به مسائل دینى و مذهبى ملتزم مى‏دانند. این گروه باید مواظب باشند که اعمال آنها موجب سستى عقاید جوان‏ترها و افراد کم تجربه نگردد.

گاهى از سوى عده‏اى افراد مذهبى که فاقد بصیرت در مسائل دینى هستند، کارهایى دیده مى‏شود که ریشه مذهبى ندارد، اما آنها آن را از مذهب مى‏دانند و کسى را که منکر آن باشد، فردى ضد مذهب مى‏شمارند. براى مثال، جهت رواگشتن حاجت خود به درخت متوسل مى‏شوند و به آن پارچه یا نخ مى‏بندند؛ اگر کسى حین انجام دادن کارى عطسه‏اى کرد، از کار مورد نظر اجتناب مى‏کنند؛ براى شفاى مریض خود به رمال متوسل مى‏شوند؛ براى مصون ماندن از چشم زخم، اسفند دود مى‏کنند؛ فلان زمان یا فلان مکان را نحس مى‏دانند، براى اطلاع از حوادث آینده به فال و فالگیر متوسل مى‏شوند و کارهاى دیگرى از این قبیل، که نه ریشه عقلى و علمى دارد و نه ریشه وحیانى و مذهبى، نه آیه‏اى دستور چنین کارهایى را به ما داده و نه روایتى آن را تأیید کرده است.

این مسئله یکى از علل دورى جوانان از مذهب است. جوانان فطرت پاک و دست نخورده‏اى دارند و یکى از علتهایى که بسیارى از آنها را از مذهب دور مى‏کند و تصور نادرستى از مذهب و مسائل دینى، در ذهن آنها بر جاى مى‏گذارد و فطرت پاک آنها را خدشه‏دار مى‏سازد، عملکرد ناشایسته بعضى افراد مذهبى است. آنها با عمل بعضى افراد، از دین زده مى‏شوند و کار یک شخص مذهبى را به حساب مذهب مى‏گذارند و از دین و تمام انسانهاى مذهبى تنفر پیدا مى‏کنند.

خرافات، دروغ و افراط و تفریط در عزاداریها

امروز مى‏بینیم که سوگوارى بر امام حسین‏علیه السلام دچار دروغ و خرافات آمیخته به جهالت و افراط و تفریط شده است که ما را از هدف اصلى امام حسین‏علیه السلام دور مى‏کند. بر ماست که مردم را از این خرافات، دروغها و افراط وتفریطها دور کنیم. در زیارت اربعین مى‏خوانیم: «وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیرَهِ الضَّلَالَهِ وَ قَدْ تَوَارَزَ عَلَیهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْیا وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى؛ (۱۱) حسین بن على، جان و خون خود را در راه تو داد تا بندگان تو را از جهل نجات دهد و آنها را از سرگردانى ناشى از ضلالت و گمراهى برهاند؛ در حالى که دنیا آنها را به خود مشغول کرده بود و سهم انسانیت خود را به بهاى پست و ناچیز و غیر قابل اعتنایى فروخته بودند.»

یکى از مصادیق این خرافات، قمه‏زنى است و اکنون قمه‏زنى بهانه بسیار خوبى براى کسانى است که از هر فرصتى استفاده مى‏کنند و سعى در تضعیف پایه‏هاى اعتقادى و دینى ما دارند.

به فرموده مقام معظم رهبرى:

«وقتى کمونیستها بر منطقه آذربایجان شوروى سابق مسلط شدند، همه آثار اسلامى را از آنجا محو کردند؛ مثلاً مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالنهاى دینى و حسینیه‏ها را به چیزهاى دیگرى تبدیل کردند و هیچ نشانه‏اى از اسلام و دین و تشیع باقى نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند و آن «قمه‏زدن‌» بود! دستورالعمل رؤساى کمونیستى به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزادارى کنند، هیچ کار دینى نباید انجام دهند؛ اما اجازه دارند که قمه بزنند! چرا؟ چون خود قمه‏زدن، براى آنها یک وسیله تبلیغ بر ضد دین و بر ضد تشیع بود. بنابراین، گاهى دشمن از بعضى چیزها این گونه علیه دین استفاده مى‏کند. هر جا خرافات به میان بیاید، دینِ خالص بدنام خواهد شد. ‌» (۱۲)

سخن پایانى‏

از مجموع مطالب گذشته به دست مى‏آید که مهم‏ترین عوامل ایجاد خرافه عبارت است از:

  1. جهالت و نادانى؛
  2. سودجویى؛
  3. استقراء ناقص، مانند: نحس شمردن یک روز به جهت اتفاق ناگوارى که در آن رخ داده است؛
  4. حوادث فراموش شده، مانند: نام‏گذارى ایام؛
  5. انحراف واقعیتها و برداشتهاى نادرست؛
  6. رسوم و عقائد غلط اقوام پیشین، مثل: چهارشنبه سورى، سیزده بدر و عید نوروز.

بعضى معتقدند که عقاید خرافى نتیجه مثبت هم دارد و براى آن به زوایاى روان‏شناسى این امر مى‏پردازند؛ مثلاً برخى افراد معتقدند اگر فلان لباس را بپوشند، یا فلان شى‏ء خاص را با خود حمل کنند، برایشان خوش‏شانسى و موفقیت به همراه مى‏آورد و همین حس به آنها اعتماد به نفس کاذب مى‏دهد؛ اما ناگفته نماند که گاهى این طرز فکرها سد راهى براى عملکرد مناسب شماست. و باید به این حقیقت توجه کرد که واقعیت در زندگى حرف اول را مى‏زند و تنها با یاد خدا مى‏توان آرامش حقیقى را به دست آورد؛ «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ‌» (۱۳)

 

  • پاورقــــــــــــــــــــی

۱) معارف و معاریف، سید مصطفى حسینى دشتى، مؤسسه فرهنگى آرایه، چاپ سوم، ۱۳۷۹، جلد ۵، ص ۱۰۹.

۲) پایگاه خبرى عیاران [ine on ] ۰۰۳۶/  http://www.ayaran.com/archives .html52  (دسترسى ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۴) .

۳) پایگاه خبرى ورد نیوز [on line] http://www.world-news.org/persian/default.aspx (دسترسى ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۴) .

۴) اعراف/۱۵۷.

۵) بحارالانوار، محمد باقر مجلسى، چاپ مؤسسه الوفاء، بیروت، ج ۲۲، ص ۱۵۵.

۶) همان، ج ۵، ص ۳۹۲.

۷) همان، ج ۱۴، ص ۱۰ و ۱۱.

۸) همان، ج ۸۶، ص ۱۲۰.

۹) اعلام الورى، فضل بن حسن طبرسى امین الاسلام، دارالکتب الاسلامیه، قم، چاپ سوم، ص ۴۳۲.

۱۰) بحارالانوار، ج ۱۴، ص ۱۰ و ۱۱.

۱۱) مفاتیح الجنان، زیارت اربعین.

۱۲) بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار عمومى با مردم مشهد، در اول فروردین ۱۳۸۴. [ [on line www.khamenei.ir  (دسترسى ۱۰ اردیبهشت ۱۳۴۸) .

۱۳) رعد/۲۸.

انتهای پیام/*

مطالب مرتبط

برنجستان