11:37 - 1403/06/02

بمناسبت اربعین حسینی؛ روز بازگشت پرستوهای داغدار به کاشانه

اربعین آمده است همراه با سپاه پیروز افتخار و وارثان خون و روشنی. امروز باید از زینب گفت؛ از حاصل زخم‌ها و نمازهای نشسته‌ای که هنوز او را به یاد دارند. امروز فرصتی ست برای نگاهی مجدد به عاشورا و مروری دوباره بر مضامین بلند خطبه‌های آتشین ع...

بمناسبت اربعین حسینی؛ روز بازگشت پرستوهای داغدار به کاشانه

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، اربعین آمده است همراه با سپاه پیروز افتخار و وارثان خون و روشنی. امروز باید از زینب گفت؛ از حاصل زخم‌ها و نمازهای نشسته‌ای که هنوز او را به یاد دارند. امروز فرصتی ست برای نگاهی مجدد به عاشورا و مروری دوباره بر مضامین بلند خطبه‌های آتشین عقیله بنی هاشم زینب کبری علیها السلام و اسیر آزادی بخش حضرت سجاد علیه السلام.

 

باز این چه شورش است که در اربعین توست
باز این چه ماتم است که دلها غمین توست
زوار اربعین تو ایمانشان سر است
ایمان علامتی است که در اربعین توست
موکب به موکب از تو فقط حرف می‌زنند
این شور و عشق و زلزله‌ی آتشین توست

از روز تیغ تا امروز، چهل بار آفتاب داغ بر کربلا تابیده و صحرا غمین شده است. چهل روز از مرثیه بی پایان خدا در خاک می‌گذرد و چهل عمره از بادیه پیمایان عرفات کربلا. چهل روز از اشک‌های کربلا می‌گذرد؛ قطراتی که حاوی پیام فتح اند و دلاورمردی. امروز اربعین است، روز بازگشت پرستوهای داغدار به کاشانه، روز رهایی از اسارت ها، روز گسستن غل و زنجیرها، هجرت از غربت و آوارگی، ساکن شدن در حریم امن دوست. روز زیبایی حقیقت، روز زیارت چشم‌ها از زیبایی‌های کربلا، روز تماشای واقعه عاشورا، روز به گل نشستن خون ذبح عظیم کربلا. امروز روز پایان شمرها و حرمله‌هاست، پایان قهقهه ها و هوسرانی ها، پایان تشنگی ها و غل و زنجیرها، و پایان هراس دخترکان. امروز فرصتی ست برای دیدارها، مجالی برای زیارت آسمان‌ها، طواف حاجیان داغ دیده بر مزار حسین علیه السلام، فرصتی برای یک دله شدن، پیوستن به صاحبان فضیلت و کرامت، آشنایی با عاشقانه‌های هفتاد و دو پروانه.

اربعین آمده است همراه با سپاه پیروز افتخار و وارثان خون و روشنی. امروز باید از زینب گفت؛ از حاصل زخم‌ها و نمازهای نشسته‌ای که هنوز او را به یاد دارند. امروز فرصتی ست برای نگاهی مجدد به عاشورا و مروری دوباره بر مضامین بلند خطبه‌های آتشین عقیله بنی هاشم زینب کبری علیها السلام و اسیر آزادی بخش حضرت سجاد علیه السلام. اربعین یعنی یگانگی با کربلا و بیگانه شدن با هر آنچه کربلاگریز است. روزی که همه “زائر” هستند، نه فقط آن‌ که کوله بار بسته و راهی کربلا شده بلکه آن که در شهر مانده و حضرت عشق او را نطلبیده خود زائری‌ست که با پای دل روانه است، زائران رفته و نرفته! و بهشت بر زائر این سفر واجب می‌شود، پابه پای بهشت راه می‌رود تا جنت خدا بر روی زمین… سرتاسر راه را مشق عشق می‌گیرد و دعای فرج می‌خوانَد.

برنج صدری هاشمی شرق گیلان ۵ کیلویی

امروز با تمام‌ پوست و خون و گوشت خود حس می‌کنیم که این شور حسین است که دل‌ها را دیوانه می‌کند، هر که هستیم و هر چه هستیم در یک چیز مشترکیم: بی سر و سامان حسین ایم. آرزویمان یکی است و آن هم زائر اربعین حسین بودن. دردمان یکی است و آن هم جاماندن از کاروان روان و در التهاب زینب کبری… سوزمان یکی است و آن هم نداشتن پر پرواز تا حریم حرم سید الشهدا. دلتنگیم برای دیدن حرم ارباب، دلتنگیم برای خواندن زیارت عاشورا در حرم ارباب، دلتنگیم برای اشک شوق از دیدن حرم شش گوشه ارباب،دلتنگیم برای دیدن حرم سقا،دلتنگیم برای قدم زدن در بهشت در بین الحرمین،دلتنگیم برای کف العباس،دلتنگیم برای تل زینبیه و در یک کلام دلتنگ حسین ایم. حسین، زیباترین نامی اسـت کـه در شناسنامه بشر نوشته‌اند. حسین میزان سنجش صداقت آدمی اسـت. حسین تفسیر بعثت، ترجمان نبوت و معنای امامت اسـت. قبول ولایت حسین، برات آزادی انسان از جهنم پلیدی اسـت و راه حسین، کوتاهترین راه رسیدن بـه بهشت اسـت…

امروز چهل روز از آن واقعه خونین گذشته است،اما چهل سال دیگر، چهارصد سال. .. هم که بگذرد، صدای «هل من ناصر» تو بی جواب نخواهد ماند. شاید اربعین جزئی از عظمت توست، شاید راهی هست غیر از قدم‌های زائری چشم به راه که اشک درمان اوست ،ابر دلهایمان غرش می‌کنند از دلتنگی ،از دوری ،از راه‌های بسته‌ای که روح جان‌های همه به سوی او پر می‌کشد، دلداری ام بده، قولی بده ،تا قلب هایمان کربلا ندیده خاموش نشوند، تو از جنس عشقی، عشق می‌بخشی، عشقت را در جانهایمان چند برابر کن واین زائر را برای عمری خادمت کن تا در دروازه بهشت بین الحرمین جان به فدایت باشد: «السلام علیک یا مولا، سلام بر تو ای ولی خدا… سلام بر تو ای دوستدار و محبوب و برگزیده خدا، سلام بر بنده خالص و فرزند بنده خاص خدا، سلام بر حسین علیه السلام…آقای مهربانم؛ کربلا چگونه است که به دست فراموشی می‌‌سپارد تمام غم و غصه‌های دنیا را و تمام غصه‌ات می‌شود دیدن حرم و ضریح و… کاش می‌شد بیاییم و بمانیم……حسین جان دلمان دوباره همان آوارگی میان بین الحرمینت را می‌خواهد،همان جا که خوشبخت ترین و ثروتمندترین آواره دنیایی،نمی‌دانیم اول برویم از پاسدار و علمدار حرم رسول الله اذن دخول حرم ارباب را بگیریم یا اینکه می‌گوییم رسم ادب نیست اول بوسه بر سنگهای سرازیری حرم ارباب بزنیم…. اما آخر کار فقط می‌نشینیم در آن خیابان بهشتی و یکبار سمت راست یکبار سمت چپ را نظاره می‌کنیم و چشمانمان بارانی می‌شود.آقا! از غم جانانه عشقت و از حسرت مرگبار ندیدنت، نه فکرمان جوّال است و نه زبان و بیانمان مجال گفتن و نوشتن دارد، ولی، به جدت امیرالمومنین(ع) قسم، این بارِ بی امان غم و حسرت، استخوان‌های طاقت مان را خرد

کرده است. آری اینجا نیاز به هیچ روضه خوانی نداریم، اینجا در و دیوار با تو حرف می‌زنند، اینجا همان جایی ست که دلمان می‌خواهد زمان متوقف شود و ما بمانیم و شش گوشه ارباب.خدایا این لحظه را هرچه زودتر نصیبمان کن! “«صلوات الله علیکم و علی ارواحکم و اجسادکم و شاهدکم و غائبکم و ظاهرکم و باطنکم. آمین رب العالمین. درود خدا بر شـما باد و بر جسم جان پاک شـما، حاضر و غایب شـما، بر ظاهر و باطن شـما…» اجابت را به پروردگار عالمیان می‌سپاریم. زیارتی دل چسب از راه دور یا نزدیک خوانده‌ایم و قلب را جلا داده‌ایم.

 

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 

نویسنده : نفیسه ترابنده

مطالب مرتبط

برنجستان