به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، شناختن اخلاق خانوادگی رسول گرامی اسلام- برای هر مسلمانی، ضرورتی انکارناپذیر است؛ زیرا سیره و سنت آن حضرت – که کاملترین نسخه انسانیت است – برای همه، چراغ راه و برنامهای حیاتبخش است. اگر زنان و شوهرانی که بهنوعی در زندگی، مشکل دارند بتوانند با شیوه رفتار پیامبر رحمت- مأنوس شوند و در رفتار خانوادگی خویش، دنبالهرو آن گرامی باشند مطمئنا افقهای جدید و امیدبخشی را در زندگی، پیش رو خواهند داشت.
برای آشنایی با خلق و خوی پیامبر- در خانه و خانواده، فرازهایی از سیره خانوادگی رسول خدا- را به نظاره مینشینیم:
مهربانی در عین اقتدار
آن رهبر فرزانۀ اسلام از سویی به سلاطین و رهبران جهان، نامه نوشته، با اقتدار کامل با آنان سخن میگفت، و از سویی دیگر در میان خانوادهاش با مهربانی، عطوفت، حلم و تواضع برخورد مینمود. هیچ کس از آن حضرت در خانوادهاش خوشاخلاقتر نبود. هر یک از یاران و یا اعضای خانوادهاش که او را صدا میزد، در پاسخ با کمال نشاط و خوشرویی میفرمود: «لبیک».[۱]
در خدمت خانواده
پیامبر اکرم- در منزل، متواضع بود؛ گوشت خرد میکرد، با دست خود شیر میدوشید، لباس خود را وصله میکرد و به گوسفندان و شترش رسیدگی مینمود؛ همراه اهل خانه، گندم را آسیاب کرده، خمیر میساخت و خانۀ خویش را نظافت میکرد. لوازم زندگی را به دوش میکشید و از بازار به منزل میبرد. در منزل را شخصاً باز میکرد و محبوبترین کارها نزد ایشان خیاطی بود.[۲]
از جنس مردم
دیلمی مینویسد: «نبی اکرم- از تواضع و فروتنی زیاد خودش لباسش را وصله میکرد، کفشش را پینه میزد، گوسفندش را میدوشید، با غلامان روی زمین مینشست، بر الاغ سوار میشد و کسی را در ردیف خود سوار میکرد و شرم نمیکرد از اینکه خودش از بازار چیزی بخرد و به خانه بیاورد. با دارا و نادار دست میداد. دستش را از دست کسی رها نمیکرد تا وقتی که طرف مقابل دستش را میکشید و بر هر کس از مقابلش میآمد، چه کوچک و چه بزرگ، چه فقیر و چه غنی، سلام میفرمود.»
رسول خدا- همواره مردان مسلمان را توصیه میکرد که با همسرانشان عالیترین رفتار را داشته باشند و خود نیز چنین بود. آن حضرت در این زمینه فرموده است: «خَیْرُکُمْ خَیْرُکُمْ لِأَهْلِهِ وَ أَنَا خَیْرُکُمْ لِأَهْلِی؛[۳] بهترین شما کسی است که نسبت به خانوادهاش نیکوکار باشد و من نیکوکارترین شما نسبت به خانوادهام هستم.»
این شیوه پیامبر- برگرفته از آموزههای قرآنی است که فرمود: ]وَعَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ[؛[۴] «و با همسرانتان به نیکی و شایستگی رفتار کنید!»
یاور خانواده
رسول گرامی اسلام- سایر مردان را نیز به کمک در کارهای خانه توصیه میکرد و دستاوردهای بزرگ این امر مقدس را یادآور میشد. امام علی% میفرمود: «روزی رسول اکرم- به حجرۀ ما وارد شد، در حالی که فاطمه& کنار دیگ غذا نشسته بود و من عدس پاک میکردم. به من فرمود: یا اباالحسن! عرض کردم: لبّیک یا رسول الله-! فرمود: گوش فرادار که آنچه میگویم به فرمان پروردگار من است:
- «مَا مِنْ رَجُلٍ یُعِینُ امْرَأَتَهُ فِی بَیْتِهَا إِلَّا کَانَ لَهُ بِکُلِّ شَعْرَهٍ عَلَى بَدَنِهِ عِبَادَهُ سَنَهٍ صِیَامُ نَهَارِهَا وَ قِیَامُ لَیْلِهَا وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ مِنَ الثَّوَابِ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ الصَّابِرِینَ وَ دَاوُدَ النَّبِیَّ وَ یَعْقُوبَ وَ عِیسَى؛ هیچ مردی نیست که در خانه به همسر خود کمک دهد، جز آنکه به عوض هر مویی که در تن دارد، ثواب یکسال عبادت که شبهایش به نماز و روزهایش به روزه گذشته برای او مقرّر شود و خدایش همانند ثواب صابران و داوود پیغمبر و یعقوب و عیسی( ببخشد.»
- «مَنْ کَانَ فِی خِدْمَهِ الْعِیَالِ فِی الْبَیْتِ وَ لَمْ یَأْنَفْ کَتَبَ اللَّهُ اسْمَهُ فِی دِیوَانِ الشُّهَدَاءِ وَ کَتَبَ لَهُ بِکُلِّ یَوْمٍ وَ لَیْلَهٍ ثَوَابَ أَلْفِ شَهِیدٍ وَ کَتَبَ لَهُ بِکُلِّ قَدَمٍ ثَوَابَ حِجَّهٍ وَ عُمْرَهٍ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِکُلِّ عِرْقٍ فِی جَسَدِهِ مَدِینَهً فِی الْجَنَّهِ؛ یا علی! هر که در خانه به خدمت عیال پردازد و تکبّر نورزد، خدا نامش را در دفتر شهدا ثبت فرماید، و به عوض هر شب و روزی که میگذراند، ثواب هزار شهید در حقّ او مینویسد و به عوض هر گامیکه برمیدارد، ثواب حجّ و عمره برای او مینویسد، و به عوض هر رگی که در تن دارد، شهری در بهشت به وی میبخشد.»
- «یَا عَلِیُّ سَاعَهٌ فِی خِدْمَهِ الْعِیَالِ خَیْرٌ مِنْ عِبَادَهِ أَلْفِ سَنَهٍ وَ أَلْفِ حَجٍّ وَ أَلْفِ عُمْرَهٍ وَ خَیْرٌ مِنْ عِتْقِ أَلْفِ رَقَبَهٍ وَ أَلْفِ غَزْوَهٍ وَ أَلْفِ عِیَادَهِ مَرِیضٍ وَ أَلْفِ جُمُعَهٍ وَ أَلْفِ جَنَازَهٍ وَ أَلْفِ جَائِعٍ یُشْبِعُهُمْ وَ أَلْفِ عَارٍ یَکْسُوهُمْ وَ أَلْفِ فَرَسٍ یُوَجِّهُهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَلْفِ دِینَارٍ یَتَصَدَّقُ عَلَى الْمَسَاکِینِ وَ خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَنْ یَقْرَأَ التَّوْرَاهَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ وَ مِنْ أَلْفِ أَسِیرٍ أَسَرَ فَأَعْتَقَهَا وَ خَیْرٌ لَهُ مِنْ أَلْفِ بَدَنَهٍ یُعْطِی لِلْمَسَاکِینِ وَ لَا یَخْرُجُ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّى یَرَى مَکَانَهُ مِنَ الْجَنَّهِ؛ یا علی! یک ساعت در خدمتِ عیال بودن بهتر است از عبادت هزار سال، و هزار حج، و هزار عمره، و بهتر است از هزار بنده آزاد کردن، و هزار بار جهاد کردن، عیادت هزار بیمار نمودن، و هزار نماز جمعه گزاردن، و هزار تشییع جنازه، و سیر کردن هزار گرسنه، و پوشاندن هزار برهنه و تجهیز هزار اسب برای جهاد در راه خدا، و بهتر است از هزار دینار که به مساکین صدقه دهد، و بهتر است از خواندن تورات، انجیل، زبور و قرآن کریم، و گرفتن هزار اسیر و آزاد کردنشان، و بهتر است از هزار شتر که به تهیدستان ببخشد، و از دنیا نمیرود تا جایگاه خود را در بهشت ببیند.»
- «یَا عَلِیُّ مَنْ لَمْ یَأْنَفْ مِنْ خِدْمَهِ الْعِیَالِ دَخَلَ الْجَنَّهَ بِغَیْرِ حِسَاب؛ یا علی! هر کس از خدمت به همسرش شانه خالی نکند و تکبر نورزد، بدون حساب به بهشت میرود.»
- «ٍیَا عَلِیُّ خِدْمَهُ الْعِیَالِ کَفَّارَهٌ لِلْکَبَائِرِ وَ یُطْفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ وَ مُهُورُ حُورِ الْعِینِ وَ یَزِیدُ فِی الْحَسَنَاتِ وَ الدَّرَجَات؛ یا علی! خدمت کردن به عیال کفّاره گناهان بزرگ میشود و خشم پروردگار را خاموش میکند و مهریۀ حوریان بهشتی میگردد و به حسنات و درجات میافزاید.»
- «ِیَا عَلِیُّ لَا یَخْدُمُ الْعِیَالَ إِلَّا صَدِّیقٌ أَوْ شَهِیدٌ أَوْ رَجُلٌ یُرِیدُ اللَّهُ بِهِ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ ؛[۵] یا علی! خدمت به عیال نمیکند، مگر صدّیق یا شهید یا مردی که خدا برایش خیر دنیا و آخرت بخواند.»
ناگفته نماند که راز فرمایش پیامبر اکرم- در بیان این همه ثواب برای خدمت در خانه، زمانی کشف میشود که بدانیم طبق آمار رسمی، بیشترین علت فروپاشی خانوادهها عدم همکاری مردان در امور خانه و خانواده است. چانچه مرد در انجام امور خانه کمک نکند، این احساس در زن پیدا میشود که کلفت خانه است، وانگهی چون کارهای خانه یکنواخت و خستهکننده است و به علاوه شوهر را شریک زندگی خود میداند، این سؤال برای او پیش میآید که چرا همسرش در کارهای خانه به او کمک نمیکند.
خیاط منزل
«محدث نوری» مینویسد: رسول خدا- فرمود: «عَمَلُ الْأَبْرَارِ مِنَ الرِّجَالِ الْخِیَاطَهُ؛ شغل نیک مردان، خیاطی است» و «کَانَ- یَخِیطُ ثَوْبَهُ وَ یَخْصِفُ نَعْلَهُ وَ کَانَ أَکْثَرُ عَمَلِهِ- فِی بَیْتِهِ الْخِیَاطَه؛[۶] پیامبر- خود جامهاش را میدوخت و کفشش را وصله میکرد، و بیشتر کارش در خانه دوزندگی بود.»
هدیه به همسر
کارشناسان امور تربیت و خانواده بر این باورند که هدیه دادن به همسر در تحکیم روابط خانواده تأثیر فراوانی دارد؛ زیرا هدیه نوعی اظهار محبّت و اثبات صداقت در زندگی مشترک است. گذشته از آن، هدیه دادن مصداق بارز سپاسگزاری است. پیامبر- میفرماید: « الْهَدِیَّهُ تُذْهِبُ السَّخِیمَه؛ هدیه کینه را میبرد.»
«الْهَدِیَّهُ تُورِثُ الْمَوَدَّهَ وَ تَجْدُرُ الْأُخُوَّهَ؛[۷] هدیه موجب دوستی میشود و برادری را تقویت مینماید.»
دقت در این سه روایت نکات حکیمانه و آموزههای تربیتی فراوانی به همراه دارد.
رسول گرامی اسلام- فرمود: «مَن دَخَلَ السُّوقَ فاشتَری تُحْفهً فَحَمَلَها إلی عِیالِهِ کانَ کَحامِلِ صَدَقهٍ إلی قَومٍ محاوِیجَ، وَلْیَبدَأْ بِالْإناثِ قَبلَ الذُّکُورِ؛[۸] هر کس وارد بازار شود و هدیهای بخرد و آن را برای خانوادۀ خود ببرد، پاداش او همانند کسی است که برای گروهی نیازمند صدقهای بَرَد و باید در دادن هدیه از دختران شروع کند.»
اعجاز خوشبویی
یک همسر خوب همواره از شوهرش توقع دارد که زیبایی ظاهر را در خانه و جامعه حفظ کند و فردی بینظم و درهم ریخته نباشد که موجب تنفر مردم گردد. همچنانکه شوهر از همسرش چنین انتظاری دارد.
امام صادق% فرمود: «کَانَ رَسُولُ اللَّهِ- یُنْفِقُ فِی الطِّیبِ أَکْثَرَ مِمَّا یُنْفِقُ فِی الطَّعَامِ؛ رسول خدا- برای عطر بیش از غذا هزینه میکرد.»
رسول گرامی اسلام- همواره میفرمود: «اِنَّ الله تَعَالَی طَیِّب یُحِبَّ الطَّیِّب نَظِیفٌ یُحِبُّ النَّظَافَۀ، کَریِمٌ یُحِبُّ الکَرَم، جَوَادٌ یُحِبُّ الجُود فَنَظِّفُوا اَفَنِیَتَکُم وَ لَا تَشَبَّهُوا بِالیَهُودِ؛[۹] خداوند خوشبو است و بوی خوش را دوست دارد، پاکیزه است و پاکیزگی را دوست دارد، بزرگوار است و بزرگواری را دوست دارد، بخشنده است و بخشش را دوست دارد، پس جلوی خانههای خویش را پاکیزه سازید و مانند یهود مباشید.»
رسول خدا- خود نیز چنین بود. «انس بن مالک» میگوید: من ده سال با پیغمبر- همنشین بودم و انواع عطرها را استشمام کردهام؛ ولی هرگز بویی از بوی دهان حضرتش بهتر نیافتم و چون یکی از اصحاب به ملاقات او میآمد، حضرت با او بر میخواست و جدا نمیشد تا طرف جدا و منصرف شود و برگردد و چون یکی از اصحاب به وی میرسید و دست میداد، پیامبر- دست خود را از دست او بیرون نمیکشید تا طرف دست خود را درآورد و هرگز پاهایش را مقابل کسی دراز نکرد و هیچ کس در محضر او نمینشست، مگر اینکه وقتی میخواست برخیزد، پیغمبر به احترام او برمیخواست.[۱۰]
پیغمبر- با مُشک خود را خوشبو میفرمود، چندان که بر فرق سر حضرت برق میزد و به چیزهای بی رنگ که مناسب مردان است (مثل مشک و عنبر) خود را معطر میفرمود و نیز به عطر خوشبو میکرد و همسرانش ایشان را با آن خوشبو میکردند، و خود را با عود قماری (نوعی از عود) خوشبو مینمود و در شب تاریک، پیش از آنکه دیده شود، از بوی خوشش شناخته میشد، چنانکه هر رهگذری میگفت: این پیغمبر است. پیامبر- فرمود: دوست من جبرئیل% به من گفت: یک روز در میان خود را معطّر ساز، و روزهای جمعه عطر زدن را ترک مکن.[۱۱]
رسول خدا- به علی% سفارش کرد: یا علی! عطر زدن در روزهای جمعه را ترک مکن، که این جزء سنّت من است، و تا زمانی که بوی عطر از تو استشمام شود، برایت حسنه نوشته میشود.[۱۲]
نشانه خاص پیامبر
حضرت باقر% میفرماید: سه خصلت در پیغمبر- بود که در هیچ کس دیگر نبود: از هیچ راهی نمیگذشت، مگر آنکه هر کس بعد از دو سه روز که از آنجا رد میشد، از بوی خوشی که از وی باقی مانده بود، میفهمید که حضرتش از آنجا رد شدهاند، و بر هیچ سنگ و درختی عبور نمیکرد؛ مگر آنکه برای او خم میشدند، و هیچ بوی خوشی برایش نمیآوردند، مگر آنکه از آن استفاده میکرد و میفرمود: این بویش مطبوع و خوب و حملنمودنش آسان است، و اگر هم آن عطر را به کار نمیبرد، انگشتانش را در آن مینهاد و بعد میمکید، و میفرمود: خداوند لذت مرا در معاشرت زنان و بوی خوش و روشنی چشم مرا در نماز و روزه قرار داده است.[۱۳]
عفت و غیرت
برای اینکه حریم ناموس مسلمانان حفظ شود، خداوند متعال نگاههای هوسآلود را از طرف زن و مرد نامحرم ممنوع اعلام کرده و به رسول اعظم فرموده است: ]قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ… و وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ[؛[۱۴] «ای رسول ما! به مردان مؤمن بگو چشمهای خود را از نگاه به نامحرمان بپوشانند… و به زنان با ایمان نیز اعلام کن تا دیدگان خود را از هر نامحرمی فروبندند.»[۱۵]
سیرۀ رسول اعظم- در زمینۀ عفاف برگرفته از معارف قرآن کریم بود. مواردی در تاریخ نقل شده است که نشاندهندۀ اهتمام فراوان آن گرامی به این مسئله میباشد. در اینجا به چند نمونه اشاره میکنیم:
الف) رعایت حریم با نامحرم
همواره شوهران موفق از زنان نامحرم چشم میپوشند که مبادا ناموس آنان در معرض نگاه نامحرمان دیگر قرار گیرد؛ چرا که:
امام صادق% فرمود: هنگامیکه آیۀ ۱۲ سوره ممتحنه دربارۀ بیعت زنان در فتح مکه نازل شد، پیامبر- در کوه صفا بود، پس دستور داد تشتی را پر از آب کنند، سپس آن حضرت دست خود را در آن فرو برد و بیرون آورد، آنگاه زنان به عنوان بیعت یکی یکی آمدند و دست خود را در آن فرو بردند.[۱۶]
زن جوان خثعمیدر حجۀ الوداع به محضر رسول خدا- آمد تا مسئلهای بپرسد. حضرت در هنگام پاسخ متوجه شد فضل بن عباس ـ که جوانی زیباروی و پشت سر پیامبر- سوار بر اسب بود ـ به آن زن نگاه میکند و او نیز به فضل خیره شده است. رسول خدا- برای جلوگیری از ردّ و بدل شدن نگاههای هوسآلود، با دست خود سر فضل را به سوی دیگر برگرداند، سپس فرمود: «رَجُلٌ شَابٌّ وَ امرَأَۀٌ شَابَّۀٌ فَخَشِیتُ أَن یَدخُلَ بَینَهُمَا الشّیطَانُ؛ مردی جوان و زنی جوان [هستند]، ترسیدم که شیطان بر آن دو داخل شود.»[۱۷]
رسول خدا- فرمود: «بَاعِدُوا بَینَ اَنفَاسِ النِّسَاءِ وَ اَنفَاسِ الرِّجَالِ؛ میان زنان و مردان نامحرم، فاصله ایجاد کنید!»[۱۸]
چرا که تقویت ایمان، آرامش روحی و روانی، سلامت جسمی،[۱۹] استحکام بنیان خانواده، عزّت و سربلندی، امنیت بانوان از دست سوداگران شهوت و دوری از افکار ناسالم، برخی از برکات این دستور نبوی- است.
ب) حفظ ناموس از دید نامحرم
پیامبر اکرم- فرمود: «کانَ ابْراهیمُ ابى غَیُوراً وَ انَا اغْیَرُ مِنْهُ وَ ارْغَمَ اللَّهُ انْفَ مَن لایُغارُ مِنَ الْمُؤمِنینَ؛[۲۰] پدرم ابراهیم مرد غیوری بود و من از او غیورترم. خداوند بینی مؤمنانی را که غیرت ندارند به خاک بمالد.»
روزی پیامبر- روی منبر صدا زد: ای مسلمانان! چه کسی این مرد را مجازات میکند؟ (منظور حضرت «عبد الله بن سلول» یکی از سران منافقان بود) برای من نقل کردهاند که به همسر من نسبت بد داده است، در حالی که من از همسرم خلافی ندیده ام.[۲۱] «سعد بن معاذ انصاری» برخاست و عرض کرد: من او را مجازات میکنم، اگر از طایفۀ «اوس» باشد، او را گردن میزنم و اگر از طایفۀ «خزرج» باشد، هر امری بفرمایید، انجام خواهیم داد.[۲۲]
در حدیث دیگری از رسول خدا- آمده است که فرمود: «انّى لَغَیُورٌ وَاللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَغْیَرُ مِنّى وَ اَنَّ اللَّهَ تَعَالَى یُحِّبُ مِنْ عِبادَهَ الْغَیُورَ؛[۲۳] من غیورم و خداوند از من غیورتر است، و او بندگان غیورش را دوست دارد.»
روزی «ابن مکتوم» که یکی از یاران پیامبر- و مردی نابینا بود، به خانۀ حضرت آمد. دو تن از همسران آن حضرت (عایشه و حفصه) در کنار پیامبر بودند و با ورود او «پوشش اسلامی» را رعایت نکردند.
بعد از رفتن آن مرد، پیامبر- آنان را سرزنش کرد که: چرا حجاب خود را رعایت نکردید؟ آنان گفتند: او که ما را نمیدید. فرمود: «آیا شما نیز او را نمیدیدید؟ شما که نابینا نیستید.»[۲۴]
آن حضرت نه تنها نسبت به ناموس خود غیرتمند بود، بلکه برای غیرتمندان ارزش ویژه ای قائل بود. امام صادق% فرمود: گروهی از اسیران را خدمت پیامبر- آوردند. به خاطر جنایاتی که آنها انجام داده بودند، حضرت دستور قتل آنها را صادر کرد، به استثنای یک نفر. آن فرد با تعجّب عرض کرد: چگونه مرا از میان آنها آزاد کردی؟! فرمود: جبرئیل از سوی خدا این خبر را به من داده است که تو دارای پنج صفت هستی که خدا و پیامبرش- آن را دوست دارند:
«الْغِیرَهُ الشَّدِیدَهُ عَلَى حَرَمِکَ، وَ السَّخَاءُ، وَ حُسْنُ الْخُلْقِ، وَ صِدْقُ اللِّسَانِ وَ الشَّجَاعَهُ؛ غیرت شدید نسبت به ناموست، و سخاوت، و حسن خلق، و راستگویی و شجاعت.» هنگامیکه آن مرد این سخن را شنید، اسلام آورد و در زمرۀ مسلمانان شایسته قرار گرفت.[۲۵]
رهنمود پیامبر-به دختر و داماد
رهنمود رسول خدا- به حضرت علی و فاطمه زهرا’ برای تقسیم کار، یکی دیگر از مواردی است که از اهتمام آن حضرت به حفظ حریم خانواده از دید نامحرم حکایت میکند. هنگامیکه آن دو بزرگوار از محضر پیامبر اکرم- تقاضای تقسیم کار کردند، حضرت کارهای داخل منزل را به حضرت فاطمه& و کارهای بیرون منزل را به امام علی% سپرد. پس از این داوری واقعبینانه، حضرت زهرا& فرمود: «فَلَا یَعلَمُ مَا دَاخِلَنِی مِنَ السُّروُرِ اِلَّا اللهُ بِاَکفَائِی رَسُولُ اللهِ تَحَمُّلَ رِقَابِ الرِّجَالِ؛ هیچ کس نمیداند جز خداوند که چقدر از این تقسیم کار خوشحال شدم؛ چرا که رسول خدا- مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است، معاف نمود.»[۲۶]
صبر در سختیها
صبر در مشکلات زندگی، به ویژه مصیبتها فقط برای زنان نیست؛ بلکه شوهران نیازمند صبر و حوصله هستند، آن هم در تمامیمراحل زندگی، از اختلافات کوچک گرفته تا مصیبتهای سنگین.
رفتار رسول خدا- در این زمینه بهترین درس برای ماست. ابراهیم پسر پیامبر اکرم-، در اواخر سال هشتم هجری متولّد شد[۲۷] و در رجب سال دهم هجری وفات یافت. رسول خدا- پس از وفات او با چشمانی اشکبار فرمود: «ای ابراهیم! کاری از ما برای تو ساخته نیست. تقدیر الهی نیز بر نمیگردد. چشم پدرت در مرگ تو گریان و دل او محزون و اندوهبار است؛ ولی هرگز سخنی را که موجب خشم خداوند باشد، بر زبان جاری نمیسازم. اگر وعده صادق الهی نبود که ما نیز به دنبال تو خواهیم آمد، در فراق تو بیش از این گریه میکردم و غمگین میشدم.»[۲۸]
وقتی سیلاب اشک از چشمان پیامبر- جاری بود، برخی گفتند: یا رسول الله! چرا در فراق فرزندت اینگونه گریه میکنی؟ فرمود: این گریه نیست؛ بلکه علامت دلسوزی، رحمت و محبت است و هر کس رحم و عاطفه نداشته باشد، مورد رحمت قرار نخواهد گرفت.[۲۹]
در آرزوی اخلاق زیبا
عصبانیت و بدخلقی بیجا در خانواده برای روابط زن و شوهر سمی مهلک است که گاهی عوارض ناشی از آن هرگز جبران نمیپذیرد. پیامبر- درباره مفاسد خشم و غضب فرمود: «الْغَضَبُ یُفْسِدُ الْإِیمَانَ کَمَا یُفْسِدُ الْخَلُّ الْعَسَلَ؛[۳۰] خشم، ایمان را فاسد میکند، همچنان که سرکه عسل را از بین میبرد.»
مهرورزی و حسن خلق آن حضرت در خانواده و اجتماع چنان در زندگی حضرتش میدرخشد که دوست و دشمن را به تحیّر واداشته است؛ اما مهمترین نکتۀ آموختنی از سیرۀ نبی مکرم اسلام- این است که آن وجود با عظمت با این حال، همواره دعا میکرد: «اَللّهُمَّ حَسِّنْ خُلْقی؛[۳۱] خدایا! اخلاقم را زیبا گردن!» یا عرض کرد: اللَّهُمَّ جَنِّبْنی مُنْکَراتِ الاَْخْلاقِ؛[۳۲] پروردگارا! مرا از اخلاق زشت دور کن!»
دنیا و ناملایمات آن هرگز او را به خشم در نمیآورد، البته اگر حقی پایمال میشد، از شدت خشم کسی او را نمیشناخت و از هیچ چیز پروا نداشت، تا آنکه حق را یاری کند.[۳۳]
آن حضرت در مسائل شخصی عصبانی نمیشد؛ ولی هرگاه حرمت الهی شکسته میشد و یا ارزشهای اسلامیمخدوش میگردید، فقط برای خدا خشمگین میشد.
[۱]. سنن النبی-، علامه طباطبایی، انتشارات اسلامیه. تهران، 1378ش، ج1، ص۵۲.
[۲]. تفسیر فخر رازی، دار احیاء التراث العربى، بیروت، بیتا، ج30، ص۸۱؛ من لا یحضره الفقیه ، شیخ صدوق ، ترجمه على اکبر غفارى ، نشر صدوق، تهران ، ۱۳۶۷ ش ج3، ص۳۴۴، الجامع الصغیر، جلال الدین سیوطى، دارالفکر، بیروت، ج1، ص۵۹۹.
[۳]. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج3، ۵۵۵.
[۴]. نساء/ ۱۹.
[۵]. عَنْ عَلِیٍّ % قَالَ دَخَلَ عَلَیْنَا رَسُولُ اللَّهِ – وَ فَاطِمَهُ جَالِسَهٌ عِنْدَ الْقِدْرِ وَ أَنَا أُنَقِّی الْعَدَسَ قَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ قُلْتُ لَبَّیْکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ اسْمَعْ مِنِّی وَ مَا أَقُولُ إِلَّا مَنْ أَمَرَ رَبِّی… (جامع الاخبار، شعیری، نشر رضی، قم، بیتا، ص۱۰۳؛ مجموعه ورام، ئرام بن ابی فراس مالکی، نشر فقیه، قم، 1410ق، ج1، ص۴۲.)
[۶]. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، نوری، حسین بن محمدتقی، ۲۸ جلد، مؤسسۀ آل البیت(، قم، چاپ اول، ۱۴۰۸ ق.
[۷]. بحار الانوار، علامه مجلسی، موسسه الوفا، بیروت، 1403ق، ج74، ص۱۶۸، باب جمع من مفردات کلمات الرسول-.
[۸]. امالی صدوق، مؤسسه البعثه، 1417ق، ص۵۷۷.
[۹]. نهج الفصاحه، ابو القاسم پاینده، دنیاى دانش، تهران ، ۱۳۸۲ش، ص۲۹۶.
[۱۰]. مکارم الأخلاق، حسن بن فضل طبرسى، ترجمه ابراهیم میرباقرى، نشر فراهانى، تهران، چاپ دوم، 1365ش، ج1، ص۳۳.
[۱۱]. الحیاه با ترجمه احمد آرام، اخوان حکیمى، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، تهران، ۱۳۸۰ ش، ج6، ص۲۲۰.
[۱۲]. همان.
[۱۳]. مکارم الاخلاق، حسن بن فضل طبرسی، ترجمه ابراهیم میرباقری، نشر فراهانی، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۵ش،
[۱۴]. نور/ ۳۰.
[۱۵]. جداکردن زن و مرد نامحرم از یکدیگر، یکی از دستورهای صریح قرآن و رسول خدا- است که در سلامت جامعه تأثیر فراوانی دارد. بدون تردید حفظ «عفت عمومی» برای پایداری هر جامعه ای ضرورتی انکارناپذیر است و یکی از راههای جلوگیری از نفوذ شیطان و وسوسههای آن، ایجاد حریم میان زن و مرد و رعایت پوشش لازم است تا از نگاههای هوسآلود و تماسهای غیرشرعی جلوگیری شود.
[۱۶]. کافی، شیخ کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ش،ج5، ص۵۲۶.
[۱۷]. المبسوط، شیخ طوسی، المکتبه المرتضویه، تهران، ج4، ص۱۶۰.
[۱۸]. مواهب الجلیل در فقه مالکى، محمد بن عبدالرحمن مغربی (الحطاب الرعینی)، نشر دار الکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۶ق، ج2، ص۵۷۸، کشف الخفاء، ج1، ص۲۷۹.
[۱۹]. پزشکان محقق، برخی از آثار زیانبار جسمیدر اختلاط زن و مرد نامحرم را اینگونه بیان میکنند: دشواری تنفس، درد اطراف قلب، تپش و اضطراب قلب، ضعف و خستگی عمومی، سردرد، بی قراری، بی خوابی، کم اشتهایی، خستگی فکری و دماغی. (کیهان، ۱۴/۴/۸۴).
[۲۰]. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج100، ص۲۴۸، ح ۳۳.
[۲۱]. این ناراحتی رسول خدا- نسبت به ناموس خویش مربوط به داستان افک است که درباره همسرش عایشه رخ داد.
[۲۲]. صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل البخارى، دارالفکر، بیروت، 1401ق، ج5، ص۵۷.
[۲۳]. کنز العمال، ح ۷۶، ج3، ص۳۸۷.
[۲۴]. همان.
[۲۵]. بحار الانوار، علامه مجلسی، ج18، ص۱۰۸.
[۲۶]. مستدرک الوسائل، محدث نورى، مؤسسه آل البیت(، قم، چاپ اول، 1408ق ج13، ص۴۸.
[۲۷]. ابراهیم از «ماریه قبطیه» متولد شد و در سنین کودکی از دنیا رفت.
[۲۸]. فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، نشر دانش اسلامى، قم، ج2، ص۴۲۶.
[۲۹]. مسکّن الفؤاد، زین الدین على جبل عاملى (شهید ثانى)، مؤسسه آل البیت(، ص۹۴.
[۳۰]. الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1365ش، ج2، ص۲۰۲.
[۳۱]. همان، ص۵۹.
[۳۲]. همان.
[۳۳]. سنن النبی-، علامه طباطبایی، انتشارات اسلامیه. 1378ش، ص۱۳.
انتهای پیام/*