19:07 - 1403/04/13

سیاسی

پای مصنوعی سعید جلیلی | رئیس جمهور بعدی جلیلی است یا پزشکیان؟

در انتخابات دور دوم چه کسی پیروز است؟ جلیلی یا چزشکیان

پای مصنوعی سعید جلیلی | رئیس جمهور بعدی جلیلی است یا پزشکیان؟

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، جلیلی یکی از نامزدهای ریاست جمهوری میباشد که در این دوره با پزشکیان در حال رقابت میباشد . جلیلی کاندیدی اصولگرا میباشد که خیلی از انقلابیون با او هستند. جلیلی توانسته است تا امروز توجه خیلی از سیاسیون ایرانی و خارجی را به خودش جلب کرده است. برای با خبر شدن از جزئیات بیشتر و کسب اطلاعات بیشتر اندیشه معاصر را تا انتها دنبال کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید.

چرا پای راست جلیلی مصنوعی است؟

سعید جلیلی پای راست خود را در جنگ تحمیلی از دست داده است. اوتحصیلات ابتدایی و دبیرستان خود را در شهر مشهد به پایان ‌برد اما با آغاز جنگ تحمیلی و در زمانی که در دبیرستان حضور داشت بار‌ها به جبهه اعزام ‌شد. جلیلی در سال ۶۵ وقتی که عضو تیپ ۲۱ امام رضای خراسان بود، در عملیات کربلای ۵ جانباز شد و به دلیل نبود امکانات پزشکی مناسب، پای راست خود را از دست داد.

جلیلی

جلیلی

داستانی قدیمی وجود دارد که مدعی است در جریان مذاکرات هسته‌ای دهه ۸۰، طرف‌های خارجی تهدید کردند اگر هیات ایرانی کوتاه نیایید به ایران حمله خواهند کرد. سعید جلیلی در پاسخ به این مسئله پای مصنوعی خود را درآورد، روی میز گذاشت و گفت این پا را در جنگ قبلی دادم، پای دیگرم را هم در جنگ بعدی می‌دهم. سپس سالن را ترک کرد. البته سایت سعید جلیلی و علی باقری‌کنی، چنین واقعه‌ای را تکذیب کرده‌اند./خبر فوری

روایت جالب از ماجرای پای مصنوعی سعید جلیلی در مذاکرات هسته ای

مذاکرات سیاسی برای مردم عادی همیشه با یک انتظار طولانی مدت همراه است. انتظاری که عموماً با یک نشست خبری پایان می‌یابد و معمولاً آخرش هم دو طرف پاسخ‌هایی کلی و بی سر و ته به خبرنگاران می‌دهند تا همه دنبال کنندگان مأیوس شوند. گذشت زمان اما به مذاکره کنندگان اجازه می‌دهد تا جزئیات بیشتری از درون مذاکراتشان بگویند. گفت‌وگو با با مرد شماره دو مذاکرات هسته‌ای بین ایران و ۱+۵ بین سال‌های ۸۶ تا ۹۲ فرصت کم‌نظیری بود تا پرده بخشی از آنچه در این سال‌ها بین مذاکره کنندگان رد و بدل می‌شد را کنار بزنیم. علی باقری، معاون و یار غار سعید جلیلی در مذاکرات هسته‌ای با جزئیات در این باره صحبت کرد. متن کامل این گفت‌وگوی صمیمی را در ادامه تقدیم می‌کنیم.

من باید در ابتدا مقدمه‌ای عرض کنم تا فهم بهتری داشته باشیم. یکی از مشکلات ما در مسائل سیاسی، شفاف نبودن مبانی در گفت‌وگوها است. از نظر مبنایی ما یک انقلاب اسلامی داریم که امام برای ما آورد. این انقلاب اسلامی یک الگوی حاکمیتی ارائه کرد که شد جمهوری اسلامی. اختلاف نظرها از اینجا شروع می‌شود. عده‌ای می‌گویند جمهوری اسلامی، زاییده انقلاب اسلامی است و در واقع هویت آن در اتصال به انقلاب اسلامی که همان اسلام ناب است شکل می‌گیرد. عده‌ای دیگر می‌گویند جمهوری اسلامی کشوری مانند دیگر کشورها است و ارتباطی با انقلاب ندارد. امام نگاه اول را داشتند. غیر امام نگاه دوم. در نگاه امام پایبندی به ارزش‌های دینی و انقلابی ملاک حاکمیت است. نگاه دوم می‌گوید که اگر ما بخواهیم پایبندی به این ارزش‌ها داشته باشیم هم امنیت ملی ما، هم رفاه جامعه و هم منافع ملی دچار مشکل می‌شود. مثلاً اختلافاتی که بر سر مسئله سلمان رشدی به وجود آمد.

اینکه الآن گفته می‌شود، می‌توانیم با منطق و استدلال همه مشکلات را حل کنیم از همین موضع نگاه دوم است. حالا منطق جمهوری اسلامی بر اساس نگاه اول در عرصه دیپلماسی بین‌المللی چه می‌شود؟ پاسخ یک کلمه است: «حق». ما در دیپلماسی بین‌المللی به دنبال حقوق ملت هستیم. مثلاً این حق ما است که رژیم صهیونیستی را به رسمیت نشناسیم. این حق ما است که انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای داشته باشیم. تفکر دوم می‌گوید اگر شما دنبال حق هستید طرف‌های دیگر در برابر تو می‌ایستند. اینطوری نه تنها به حقت نمی‌رسی بلکه از سهمت هم محروم می‌شوی. سهم ما چیست؟ مثلاً اینکه دارو داشته باشیم. پس سهمت از زندگی را از دست می‌دهی. وقتی دنبال حق هستی دنبال نتیجه هستی اما وقتی برای سهم بروی باید توافق کنی. این حق هیچ حدی ندارد. محدودیت نمی‌پذیرد.
بنده چند مورد از نتایجی که در آن دوره حاصل شد را برای شما ذکر می‌کنم. البته هدف من این نیست که بگویم ما خوبیم یا دیگران بد هستند. مسئله من تبیین دو نگاه متفاوت است. اولین نتیجه این بود که آمریکایی‌ها از ابتدای ماجرای هسته‌ای، غنی‌سازی در ایران را قبول نداشتند. پاسخ اروپایی‌ها به دور اول مذاکرات که آقای روحانی مسئول بود و بعدش ما فعالیت‌هایمان را تعلیق کردیم، چه بود؟ آنها گفتند این کارهایی که شما کردید آمریکا را ناراحت کرده است و می‌خواهد پرونده را ببرد شورای امنیت. شما فعالیت‌هایتان را تعلیق کنید، بعد مذاکره می‌کنیم به یک نتیجه‌ای می‌رسیم. بعد از تعلیق اروپایی‌ها از زیر بار مذاکره شانه خالی می‌کردند. نهایتاً با فشارهایی که وارد شد طرح‌شان را دادند. کل طرح‌شان این بود که اگر ایران می‌خواهد تضمین پیدا کند به سوخت هسته‌ای در بازارهای بین‌المللی دسترسی داشته باشد، باید فعالیت‌های هسته‌ای را تعطیل کند. یعنی اگر می‌خواهید سوخت نیروگاه بوشهر یا تهران را خریداری کنید باید بقیه فعالیت‌های‌تان را تعطیل کنید. بند دوم پیشنهاد اروپایی‌ها هم این بود که سه کشور انگلیس، فرانسه و آلمان تضمین می‌دهند برای دانشمندان بیکار شده پس از تعطیلی مراکز هسته‌ای در داخل ایران کار پیدا کند. تا سال ۹۰ موضع آمریکا که سردمدار مذاکره با ما بود همین بود که باید کل غنی‌سازی در ایران متوقف شود. سال ۹۰ موضع آمریکایی‌ها عوض شد. نفس عوض شدن خط قرمز آمریکایی‌ها نزدیک شدن به نتیجه بود. پیشنهاد جدیدی هم که مطرح شد قابل توجه بود. آنها تا پیش از این حد غنی‌سازی را صفر می‌دانستند اما سال ۹۰ گفتند خط قرمز ما ساخت سلاح است. این همان ان.پی.تی بود. این نتیجه با مقاومت در عرصه دیپلماسی و پیشرفت در عرصه فنی محقق شد. این به آمریکایی‌ها تحمیل شد نه با منطق استدلال. منطق و استدلال هم بخشی از این فرآیند بود اما همه چیز نیست. بعضی‌ها مدام می‌گویند ما با منطق و استدلال فلان کار را کریدم، بهمان خطر را دفع کردیم. من همیشه گفتم، اگر می‌توانستند با منطق و استدلال دو تا جنازه از سعودی می‌گرفتند. با منطق و استدلال یک ویزا برای وزیرتان نتوانستید بگیرید. اگر نهیب رهبری نبود یک جنازه هم نمی‌توانستید بگیرید. با منطق و استدلال آقای عادل الجوبیر که همان موقع در مجمع عمومی کنار آقای ظریف نشسته بود، وقت ملاقات به شما نداد. منطق و استدلال باید پشتوانه اقتدار داشته باشد و بیشتر جنبه اقناع افکار عمومی را دارد وگرنه رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان بر اساس منطق و استدلال خارج شد؟اولین بار موضع آمریکایی‌ها در پذیرش حق غنی‌سازی ایران چطور مطرح شد؟سال ۹۱ در مذاکرات «استانبول ۲» خانم شرمن گفت من علاوه برا اینکه رئیس هیئت نمایندگی آمریکا هستم، نماینده ویژه اوباما در این مذاکرات هم هستم و می‌خواهم پیام او را برای شما بخوانیم. اولین بار در اینجا آمریکا اعلام کرد حقوق هسته‌ای ایران در چهارچوب ان.پی.تی را به رسمیت شناخته و به آن احترام می‌گذاریم. این در حالی است که در برجام به رسمیت شناخته شدن حقوق هسته‌ای ایران را مشروط به اجرای موفقیت‌آمیز برجام است. یعنی شما خودت هم دیگر این حق را برای خودت قائل نیستی و پذیرفتی که تا زمانی که برجام به نتیجه نرسیده، این حق را نداری.یعنی تا ۹۱ آمریکا حاضر به هیچگونه معامله‌ای نبود؟

سعید جلیلی

سعید جلیلی

بله اما در همان نامه‌ای اوباما حتی گفته بود ما می‌پذیریم ایران استثنا نباشد. بر همین اساس هم پیشنهاد بغداد داده شد. در آن پیشنهاد بحث آنها این بود که بیایم برای رسیدن به راه حل ابتدا آتش بس کنیم. بر این اساس گفتند شما تولید ۲۰ درصد را متوقف کنید. ذخایر ۲۰ درصد را از ایران خارج کنید. فردو را هم تعطیل کنید. در عوض ما تحریم جدیدی تصویب نمی‌کنیم. به شما کمک می‌کنیم رادیو دارو و سوخت ۲۰ درصد خریداری کنید. چند مورد دیگر از جمله برداشته شدن تحریم تعمیر و بازرسی هواپیماهای مسافربری هم بود.
اولین نتیجه این مذاکرات کنار رفتن بحث قطعنامه‌ها بود. ما ۳ راه داشتیم. یکی اینکه پیشنهاد را رد کنیم. یکی اینکه آن را قبول کنیم. یکی هم این بود که تلاش کنیم آن را به سمت مطلوب هدایت کنیم. خب راه حل اول و دوم منطقی نبود. بر همین اساس به آنها گفتیم برای یک معامله خوب سه شرط وجود دارد. باید داده و ستانده طرفین هم وزن، هم جنس و هم زمان باشد. گفتند هم جنس باشد یعنی چی؟ گفتیم خواسته‌های شما مثل فردو و خروج ۲۰ درصد برای چیست؟ گفتند ما نگران هستیم با این کارها شما رفع نگرانی می‌کنید. گفتیم خب در پیشنهاد خرید رادیوایزوتوپ ما همکاری می‌کنیم. این از جنس رفع نگرانی نیست. گفتند شما برای رفع نگرانی چی می‌خواهید؟ گفتیم لغو تحریم‌ها. نکته بعدی این است که پیشنهاد شما هم وزن نیست. اگر اورانیوم از ایران خارج شود شما خیالتان کاملاً راحت می‌شود اما تعمیر هواپیما خیلی برای ما مهم نیست. این موضوع در پروسه مذاکرات افتاد. تا اینکه آنها پیشنهادهایشان را تعدیل کردند. اولین نکته این بود که گفتند فردو را تعطیل نکنید. فقط آمادگی آن را کاهش دهید. نکته بعدی این بود که گفتند به جای خروج مواد ۲۰ درصد از کشور آنها را برای تبدیل به صفحه سوخت اکسید کنید. اینجوری دیگر خطری ندارد. تولید ۲۰ درصد را هم تعلیق کنید. این محدودیت زمانی دارد. از آن طرف گفتند ما روی پیشنهادهای بغداد هستیم. علاوه بر آنها تحریم فروش طلا و فلزات گرانبها را تعلیق می‌کنیم. همچنین تحریم خرید مواد پتروشیمی از شما را هم تعلیق می‌کنیم. گفتیم این تعدیل‌ها خوب است اما چند نکته! اینکه شما تحریم طلا را تعلیق می‌کنید از جنس رفع نگرانی است. قبول داریم اما این تحریمی است که تصویب شده اما اجرایی نشده است پس شما رفع نگرانی آینده از ما می‌کنید. پس ما هم برنامه ساخت ۵ مرکز جدید غنی‌سازی را که مصوب دولت است اما هنوز اجرایی نشده تعلیق می‌کنیم. چرا این را گفتیم؟ می‌خواستیم آنها را به لغو تحریم‌های حال برسانیم تا تحریم‌ها را لق کنیم. اینطوری همان اول کاری دست او را خالی می‌کردیم. چون آنها نمی‌توانستند هر دقیقه به دنیا بگویند تحریم هست، تحریم نیست. نهایتاً در آلماتی ۲ ما به آنها گفتیم همه اینها قبول است ولی شما باید تحریم‌های مالی و بانکی را بردارید. اگر یادتان باشد سال ۹۲ حرف صد درصد غلطی مطرح شد که ایران در آلماتی ۲ خواسته تا همه تحریم‌ها برداشته شود. این حرف کاملاً دروغ و بی‌پایه اساس است. ما صرفاً لغو تحریم مالی و بانکی را خواستیم. همان چیزی که الآن هم گیر هستیم. نهایتاً فروردین ۹۲ مذاکرات در این مرحله متوقف شد و رسیدیم به انتخابات و جریان دیگری پیش رفت./طوطیا

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 

مطالب مرتبط