۱۸:۰۰ - ۱۴۰۲/۱۲/۰۷

تازه های سلامت

روانشناسی شخصیت | درک و درمان کمال گرایی

دیدگاهی مبتنی بر احساسات در مورد یک مشکل رایج.

روانشناسی شخصیت  | درک و درمان کمال گرایی

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، ما در کودکی احساسات بزرگ و قدرتمندی داریم که نمی‌توانیم به تنهایی با آنها کنار بیاییم. مغز و بدن جوان به بزرگسالان نیاز دارد تا آنها را آرام و آرام کند. اما زمانی که بزرگسالان نمی‌توانند، نمی‌توانند یا نمی‌توانند فرزندانشان را آرام کنند، ذهن‌های جوان باید با ایجاد دفاعی که مانع از تحت فشار قرار گرفتن عاطفی آن‌ها می‌شود، به تنهایی کنار بیایند. کمال گرایی یکی از این دفاع هاست.

کمال گرایی چگونه شما را از احساس داشتن به خود دور می کند!

وسواس در مورد کامل بودن عملی است که ما را از احساسات خود دور می کند و با بدن ما ارتباط برقرار می کند تا از ناراحتی و درد ما در امان بماند. ما به ذهن وسواسی خود فرار می کنیم. وقتی مردم به من می گویند که می خواهند کامل باشند، من مثلث تغییر را توضیح می دهم تا بتوانند صدای کمال گرایانه و اجبار خود را تشخیص دهند و درک کنند. به آن‌ها یاد می‌دهم که به بخش‌های کمال‌گرایانه ذهنشان گوش دهند و در مورد آنها بیاموزند.

به عنوان مثال، من ممکن است پیشنهاد کنم، “آیا می توانید از بخش کمال گرا خود بپرسید که چگونه از شما محافظت می کند؟”

اگر از کمال گرایی رنج می برید، شاید بتوانید همین سوال را از آن قسمت از خود بپرسید. ممکن است تعجب کنید که پاسخ دهد. وقتی با بخش(های) کمال‌گرای خود صحبت می‌کنیم، هر چقدر هم که هوکی به نظر برسد، ممکن است هدف خاصی را که در خدمت آن است و داستان چگونگی به وجود آمدن آن را کشف کنیم.

به عنوان مثال، در یک جلسه درمانی اخیر ، بیمار من، که من از او به عنوان چارلز یاد می کنم، خود را به سمت کامل بودن سوق داد و به خاطر انجام هر گونه اشتباهی خود را شکنجه داد. وقتی به سمت درون چرخید تا از بخش کمال‌گرای خود بپرسد که چگونه از او محافظت می‌کند، پاسخ داد: “من تو را از اشتباه و تحقیر محافظت می‌کنم.”

بخش بعدی کار مستلزم کنجکاوی در مورد ریشه این باور بود تا بتوانیم آنچه را که نیاز دارد یاد بگیریم.

اولین باری که به یاد آوردی به خاطر اشتباهی تحقیر شدی کی بود؟

من از چارلز دعوت کردم تا با ملایمت و کنجکاوی آن احساس بد تحقیر را در بدنش تنظیم کند و به اولین خاطره زمانی که همان تجربه را داشت به گذشته برگردد. هنگامی که به یک خاطره اولیه دسترسی پیدا کردیم، می‌توانیم خشم اصلی نسبت به پدرش را به دلیل شرمساری او به خاطر اشتباهات معصومانه‌ای که همه کودکان و بزرگسالان مرتکب می‌شوند، پردازش کنیم. چارلز گفت که نیاز دارد والدینش به او بگویند: «اشکال ندارد. چیز مهمی نیست تو هنوز پسر خوبی هستی.»

بعد از اینکه خشم خود را پردازش کرد، احساسات دیگری مانند غم و ترس نیز نیاز به توجه و رها شدن از بدن او داشتند. همه این احساسات از اوایل کودکی دفن شده بودند . بدون کمک یک بزرگسال، این احساسات نمی توانند به روشی سالم متابولیزه شوند.

حالا، چارلز به عنوان یک بزرگسال، قادر به شناسایی و تجربه احساسات خود بود. با تمرین، ابزار و تکنیک‌ها، او می‌توانست بر موج کامل خشم، غم و ترس خود سوار شود و اجازه دهد انرژی احساسی آزاد شود. این فرآیند باعث ایجاد حالت های جدید و عمیق تری از آرامش جسمی و روانی شد. چارلز واقعاً به این باور رسید که وقتی اشتباه می‌کند، بد نیست یا شایسته تحقیر نیست. در نتیجه دیگر نیازی به دفاع از کمال گرایی به همان شکل نبود و قدرت آن ذوب شد.

این اصول برای همه ما کار می کند. هنگامی که احساسات اصلی و بازدارنده نامگذاری، تأیید و تمایل به آن ها می شود، مغز دوباره سیم کشی می کند و علائم کمال گرایی کاهش می یابد.

تمرین خودیاری
*به یاد داشته باشید که هنگام انجام این تمرینات سعی کنید با خود دلسوز و کنجکاو باشید.

اینها برخی از سوالاتی است که ممکن است در یک جلسه درمانی بپرسم تا آگاهی و ارتباط بیشتری با خود ایجاد کنم. می توانید این سوالات را نیز از خود بپرسید. سپس سعی کنید به آنها پاسخ دهید:

به مثالی فکر کنید که در آن خواهان کمال هستید یا نمی توانید نقص ها یا آشفتگی ها را تحمل کنید. حال، سناریویی را تصور کنید که در آن استاندارد خود را برآورده نمی‌کنید. تصور می کنید چه کسی از شما (به جز شما) انتقاد می کند؟
آیا در دوران کودکی شما کسی بوده که شما را هدایت کرده باشد یا برای او باید کامل باشید؟ یا چه کسی برای شما ناقص بود؟
اولین باری که به یاد آوردی وسواس کامل بودن را به یاد آوردی چند ساله بودی؟ آیا می توانید آن خود کودک را در چشم ذهن خود ببینید؟ دقیقا چی میبینی؟
چه رویدادها یا روابطی ممکن است تلاش های ذاتی شما را برای برتری به تعادلی ناسالم تبدیل کرده باشد؟
این نوع سوالات مفید هستند زیرا آگاهی مقدمه تغییر است. به عبارت دیگر، ما نمی توانیم چیزی را که نمی دانیم وجود دارد تغییر دهیم. برای مثال، اگر متوجه شدید که والدینتان بیش از حد شما را تحت فشار قرار داده‌اند، می‌دانید که باید با احساسات اصلی‌ای که نسبت به آن‌ها دارید به دلیل عدم هماهنگی و مراقبت از آن‌ها کنار بیایید.

مثلث تغییر و کمال گرایی
بیایید به مثلث تغییر نگاه کنیم تا راهنمایی کنیم که چگونه می توان درک کرد، چنگال کمال گرایی را باز کرد و زمینه را برای بهبودی فراهم کرد.

هیلاری جیکوبز هندل
کمال گرایی یک دفاع محافظ در مثلث تغییر در نظر گرفته می شود.منبع: هیلاری جاکوبز هندل
مثلث تغییر، رابطه بین کمال گرایی، اضطراب ، شرم و گناه ، احساسات اصلی ما و خود واقعی ما را ترسیم می کند.

نمودار بالا کمال گرایی را به عنوان دفاعی از مثلث تغییر نشان می دهد. دفاع، طبق تعریف، هر کاری است که ما برای اجتناب از تجربه احساسات ناراحت کننده انجام می دهیم. هدف همه دفاع ها محترم است. آنها سعی می کنند از ما محافظت کنند.

تبدیل کمال گرایی شامل:

تشخیص آن به عنوان دفاعی در برابر احساس احساساتمان
تمرین تکنیک هایی مانند زمین زدن و تنفس برای آرام کردن اضطراب
دگرگونی شرم
نامگذاری، اعتبارسنجی، و حرکت در میان احساسات اصلی زیربنایی با یادگیری مجدد نحوه تجربه کامل آنها
یادگیری ارتباط با دیگران از طریق خود واقعی مان . این مستلزم داشتن شجاعت و اعتماد برای مالکیت کاستی ها، استعدادها و فضایل خود در عین آگاهی از احساسات خود در زمان واقعی است.

کار کردن با مثلث تغییر هر بار که با کنجکاوی در مورد احساسات زیربنایی خود متوجه کمال گرایی خود می شویم ، به آرامی صدای بلندی و شدت کمال گرایی را کاهش می دهد. ممکن است برای مدت طولانی به بخش‌های کمال‌گرایانه خودمان توجه کنیم، اما کمال‌گرایی دیگر بر ما حکومت نخواهد کرد. نیازی به این نیست زیرا اکنون می توانیم احساسات زیربنایی خود را تحمل کرده و مستقیماً با آنها برخورد کنیم. بهتر از همه، ما از مزایای صرف زمان بیشتر و بیشتر در خود واقعی خود بهره می بریم. ما یاد می گیریم که واقعاً خود کاملاً ناقص خود را بپذیریم و حتی به آن عشق بورزیم.

 

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 

مطالب مرتبط