۱۹:۱۵ - ۱۴۰۲/۱۲/۰۶

تازه های روانشناسی

وقتی هیچ کلمه ای وجود ندارد چه باید گفت

9 نکته برای ایجاد ارتباط موثر و پرداختن به قطبش.

وقتی هیچ کلمه ای وجود ندارد چه باید گفت

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، متخصصان سلامت روان با چالش هایی در عملکرد بالینی خود مواجه هستند که ناشی از غم و اندوه پردازش نشده و از دست دادن خود و مشتریانشان در ارتباط با COVID-19 است . این چالش ها با افزایش قطبی شدن و جنگ های جاری در اوکراین و اسرائیل/غزه که احساس امنیت و امنیت را در سراسر جهان از بین برده است، بیشتر می شود. اشنایدر (۲۰۱۳) ذهن قطبی شده را به عنوان ذهنی معرفی می کند که به بهای سایر دیدگاه ها بر یک دیدگاه متمرکز می شود، که پیچیدگی عاطفی و انعطاف پذیری برای پردازش غم و اندوه و از دست دادن را کاهش می دهد. علاوه بر این، سیستم‌های اعتقادی که در طول همه‌گیری پدیدار شده‌اند، باعث درگیری و تنش‌های پیش‌بینی نشده بین خانواده‌ها، دوستان، همکاران و همچنین بین درمانگران و مراجعان شده‌اند.

بررسی زیربنای اضطراب مرگ و نگرشها اجتماعی

برای درک بهتر این پویایی‌های روان‌شناختی متقابل، مهم است که مکانیسم‌های روان‌شناختی زیربنای اضطراب مرگ و نگرش‌های اجتماعی نسبت به درد و رنج را بررسی کنیم که به واکنش عاطفی که در بحث‌های بین دوستان، خانواده و در بسترهای اجتماعی رایج بوده است، کمک می‌کند.

تئوری مدیریت ترور در اینجا کاربرد دارد
با توجه به زمینه بیماری همه گیر، Pyszczynski و همکاران (۲۰۲۱) یک مدل جامع مبتنی بر نظریه مدیریت ترور (TMT) ارائه می دهند. TMT توضیح می دهد که چگونه آگاهی ما از مرگ بر عملکرد روزانه تأثیر می گذارد. آگاهی از مرگ – که در طول کووید-۱۹ افزایش یافت – می‌تواند باعث ایجاد حس وحشتناکی شود که افراد با ایجاد سیستم‌های روان‌شناختی دفاعی و پیچیده و جهان‌بینی فرهنگی با آن مقابله می‌کنند. این جهان بینی ها ممکن است به شکل سیستم های اعتقادی سفت و سخت تر و قطبی شده باشند.

به طور خاص، شکل‌گیری جهان‌بینی‌های فرهنگی به طور مؤثری در برابر اضطراب مرگ محافظت می‌کند. این جهان‌بینی‌ها مجموعه‌ای جامع از باورها، از جمله قوانین و ارزش‌ها برای چگونگی زندگی، پاسخ به سؤالات نهایی در مورد زندگی، و وعده جاودانگی واقعی یا نمادین را برای کسانی که مطابق با این استانداردها هستند، ارائه می‌کنند (Pyszczynski et al., 2021). .

تحقیقات نشان می‌دهد که یادآوری مکرر ترس‌های مرتبط با کووید، از جمله اطلاعات اغلب متناقض در پلت‌فرم‌های رسانه‌های اجتماعی مختلف در مورد اقدامات ایمنی و اثربخشی واکسن، تعهد و حفاظت از جهان‌بینی فرد را افزایش می‌دهد (Pyszczynski et al., 2021). این عوامل می‌توانند منجر به تفکر قطبی‌ شده‌تر و همچنین انکار و فرافکنی ترس ، آسیب‌پذیری و درماندگی فرد شوند، بنابراین توانایی فرد برای پردازش دقیق اطلاعات پیچیده، غم و اندوه، از دست دادن و همدردی با دیگران را مختل می‌کند.

اثرات تروما در جامعه مهم است
اثرات تروما و سفر به سمت بهبودی در بافت تعاملات اجتماعی و بین فردی رخ می دهد. در حالی که به طور سنتی تمرکز در استرس – و اختلالات مربوط به تروما بر روی بیمار یا فرد بوده است، مهم است که تشخیص دهیم این اختلالات در چارچوب روابط – در بین شرکا، خانواده، دوستان، جوامع و جامعه به عنوان یک کل ظاهر می شوند. مرکر و هکر، ۲۰۱۶).

اصطلاح “جوامع آسیب دیده” تجربه جمعی یک گروه اجتماعی بزرگ را در بر می گیرد که دارای قلمرو یا ارزش های فرهنگی مشترک هستند و خشونت، جنگ یا قرار گرفتن در معرض رویدادهای تهدیدآمیز را تجربه کرده اند. این همچنین می تواند جمعیت هایی را که از ترومای تاریخی جان سالم به در برده اند و همچنین ترومای بین نسلی که به دنبال آن وارد شده است را توصیف کند (Maercker & Hecker, 2016). برای مبارزه با این، هم درک و هم در دسترس بودن حمایت اجتماعی در کاهش تأثیر رویدادهای آسیب زا بر افراد و گروه‌ها بسیار مهم است. حمایت اجتماعی مؤثر، یک بافر حیاتی در برابر ایجاد پاسخ‌های استرس پس از سانحه ایجاد می‌کند (کلبر، ۲۰۱۹).

دیدگاه های اجتماعی در مورد درد و رنج
روایت‌های فرهنگی پیرامون درد و رنج به گونه‌ای تکامل یافته است که ما نسبت به پذیرش این جنبه‌های تجربه انسانی بی‌میل شده‌ایم. Remen (2000) و Buechler (2019) تأکید کردند که این بیزاری منجر به بی تفاوتی نسبت به رنج دیگران و احساس شرم نسبت به رنج خودمان شده است. جامعه ما تمایل دارد به بیماری و مرگ به عنوان یک شکست نگاه کند (کسلر، ۲۰۱۹)، که می تواند افراد را از ابراز غم و اندوه خود باز دارد. هنگامی که از درد و رنج اجتناب می شود، فرصتی از دست رفته برای نمایش انسانیتی که ما را به عزیزان و دوستان متصل می کند، وجود دارد (Buechler, 2019).

تأثیر قطبی شدن بر برقراری ارتباط با دیگران
مقاومت در برابر درد، رنج و تجربه عاطفی دوگانگی ناسالم را در بافت فردی و گروهی ایجاد می کند. ذهنیت بسته قطبی شدن احتمال واکنش عاطفی، تدافعی، سرزنش محور بودن و قضاوت را در مکالمات افزایش می دهد (راشتون، ۲۰۱۸). قطبی شدن گروهی تمایل اعضای گروه برای رسیدن به اجماع است که موضع افراطی تر از افراد منفرد است (Jost et al., 2022). این پدیده روانی پیامدهای قابل توجهی در سراسر حوزه های اجتماعی از جمله سیاست دارد (Jost et al., 2022).

در مقابل، نظرات گوناگون نشانه دموکراسی سالم و گفتمان مؤثر است (کودنبورگ و کاشیما، ۲۰۲۲). بحث‌های آزاداندیش یک استراتژی مؤثر برای کاهش تنش‌های ناشی از قطبی‌سازی، ایجاد محیطی فراگیرتر و همدلانه‌تر است .

۹ نکته ارتباطی که باید اتخاذ کنید
در روان درمانی ، غم و غصه و فقدان پردازش نشده را می توان با موارد زیر برطرف کرد:

تشویق مراجعان به دیدن غم و اندوه به عنوان بخش های حیاتی هویت و فرصتی برای گسترش خود (بوچلر، ۲۰۱۹).
از مشتری می‌پرسید: «با نگاهی به آینده، پنج سال بعد، چگونه با تجربیات آسیب‌زای این همه‌گیری کنار آمدید؟» (گوردون و همکاران، ۲۰۲۱). «چه چیزی شما را در مقابله با ضررتان حمایت کرد؟ “از کجا قدرتت را پیدا می کنی؟” (رمن، ۲۰۰۰).
تشویق مشتریان به در نظر گرفتن اینکه چگونه شجاعت و کنجکاوی می تواند به هدایت تجربه غم و اندوه کمک کند (بوچلر، ۲۰۱۹).
با خانواده و دوستان، استراتژی‌های مقابله با قطبی‌سازی و دیدگاه‌های مختلف عبارتند از:

ورود به این گفتگوهای چالش برانگیز با نگرش تواضع، احترام و صراحت .
این مکالمات را در زمان آمادگی انجام دهید، نه زمانی که خشم در حال جوشیدن است .
تلاش برای درک شرایط زندگی خود که ممکن است آنها را به دیدگاه، باورها و نظرات خود سوق داده باشد.
تمرکز بر گوش دادن و درک عمیق به جای متقاعد کردن طرف مقابل برای تغییر دیدگاه خود (اشنایدر، ۲۰۱۳).
برای اطمینان از درک مطلب، آنچه را که طرف مقابل می گوید بیان کنید.
پرسیدن سؤالات باز: «چگونه به این باور رسیدید؟» (بروکز، ۲۰۲۳).
مقاله پس از درج آگهی ادامه دارد

قدرت ادغام غم و اندوه و از دست دادن
برای پزشکان بهداشت روان و جامعه مهم است که راهبردهای ارتباطی مؤثری را برای مقابله با آسیب های اجتماعی اتخاذ کنند. با ادغام غم و اندوه و از دست دادن به عنوان بخش‌های حیاتی هویت، پرورش کنجکاوی و مشارکت در گفتگوی همدلانه، می‌توانیم برخی از اثرات قطبی‌سازی را کاهش دهیم و شفای جمعی را ارتقا دهیم. این نه تنها برای انعطاف‌پذیری فردی کلیدی است ، بلکه برای تقویت پیوندهای اجتماعی که تجربه مشترک انسانی ما را شکل می‌دهد نیز کلیدی است.

Elizabeth L. Malkin، MA، MSCP در حال تکمیل دکترای خود در روانشناسی بالینی در دانشکده روانشناسی حرفه ای ایلینوی در دانشگاه ملی لوئیس است. او در حال حاضر یک کارآموز پیش دکتری در NYU Langone Health-Rusk Rehabilitation است. او یکی از اعضای کارگروه پزشکی و اعتیاد است.

رابرت ام. گوردون، روانشناسی دانشیار بالینی در دانشکده پزشکی NYU Grossman است. او یکی از اعضای کارگروه پزشکی و اعتیاد (تاسیس شده توسط ۱۴ بخش از انجمن روانشناسی آمریکا) است که از این وبلاگ حمایت می کند.

 

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 

مطالب مرتبط

آخرین اخبار