۱۴:۳۸ - ۱۴۰۲/۱۱/۰۹

نقد سریال؛

نگاهی به سریال نمایش خانگی «دفتر یادداشت»؛ عطارانی که به ابزار شوخی‌های جنسی بدل شده

داستان این مجموعه درباره ایرج و حمید، رفقای قدیمی است که از دوران کودکی سرشان برای پیگیری پرونده‌های جنایی درد می‌کند و یکی از آنها کارگاهی زبردست بوده است.

دفتر یادداشت عطاران

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، سریال نمایش خانگی “دفتر یادداشت” به کارگردانی کیارش اسدی زاده که این روزها در حال پخش می‌باشد، از همان ابتدا و پیش از انتشار با حاشیه‌های بسیاری همراه بود. حاشیه‌هایی که با تیزر و پوستر این سریال آغاز شد.انتقادهایی که کاملا بجا و صحیح بودند. پوستر اولیه با محوریت «رضاعطاران» طراحی شد و در این پوستر چند زن با لباس سفید پرستاری، با فندک‌های روشن، در حال رقابت برای روشن کردن سیگار این بازیگر هستند. این پوستر در تحلیل های نخست با تصویری از فیلم مشهور «مالنا» از جوزپه تورناتوره مقایسه شد و این خود گواه بر سخیف بودن کپی برداری در طرح و ایده داستان و القای نگاه کالایی به زن می‌باشد. در واقع شوخی‌های جنسی سخیف، نگاه ابزاری و جنسیت‌زده به زن اساس و پایه‌ی سریال” دفتر یادداشت” است.

داستان این مجموعه درباره ایرج و حمید، رفقای قدیمی است که از دوران کودکی سرشان برای پیگیری پرونده‌های جنایی درد می‌کند و یکی از آنها کارگاهی زبردست بوده است. بیرون‌آمدنِ ایرج از آسایشگاه و رفتنش به خانه‌ی خواهر مرحومش (سیمین یا اکرم) آغازی است بر سرنخ‌های کوچکی که او رفته‌رفته پیدا می‌کند تا نسبت‌به مرگ خواهر و بدتر نسبت‌به اتفاقاتی در ساختمان مشکوک شود. اتفاقاتی که پای پرونده‌ی یک قاتل سریالی قدیمی را دوباره در زندگیِ ایرج باز می‌کند. قاتلی که به‌احتمال زیاد، قاتل سیمین نیز هست. در راستای جست‌وجوی این سرنخ‌ها و روشن‌تر شدن بیش‌تر اوضاع، حمید نیز همراه همیشگی ایرج است و رفته‌رفته نازنین (سوگل خلیق)، یکی از همسایگان، نیز به تیمِ آن‌ها اضافه شده و این سه نفر بیش‌ترِ تحقیقات را با کمک یکدیگر پیش می‌برند. در این بین ایرج به دلیل مشکل مغزی منحصر به فردش مرتباً همه‌ چیز و همه‌‌کس را از خاطر می‌برد.فراموشی شخصیت اصلی داستان که رضا عطاران بازی در نقش آن را بر عهده دارد، مانع از قابل باور بودن پیگیری پرونده قتل خواهرش توسط او می‌شود.

مخاطب از همان قسمت اول با این سوال بزرگ مواجه می‌شود که چنین کاراکتری که مدام چشمش به دنبال زنان و دختران است و عقل و هوش درست و حسابی ندارد، حافظه‌اش هم خوب کار نمی‌کند و مدام هم نزدیکان و دوستان خود را از خاطر می‌برد، چطور می‌تواند یک پرونده قتل را به نتیجه برساند. بدلیل هنین فیلمنامه الکن و پرحفره بزرگترین تلاش فیلمنامه نویسان برای خنداندن مردم، استفاده از شوخی های کلامی است که در این سال ها رواج پیدا کرده است. شوخی هایی که بارها بر افتادن شلوار، نداشتن شلوار و خیس شدن شلوار تاکید می‌کنند می‌خواهند مخاطب را بخندانند اما تکرار و تاکید زیاد و طولانی شدن آن به جای خنده حتی می تواند مخاطب را خسته کند.

گفتنی است قطعا انتخاب رضا عطاران بهترین انتخاب فیلمساز در راستای این اتمسفر اروتیک در اثرش می‌باشد.شخصیت ایرج با اینکه دست کم پنجاه و اندی سال سن دارد اما هر جایی که زنی باشد «سنسورها» جنسیتی ایرج فعال خواهد شد. عطاران که با مجموعه‌های خاطره انگیز و دوست داشتنی چون” خانه به دوش”،” تلخ و شیرین” و” بزنگاه” به محبوبیت دست یافت در سینما تمرکز عمده اش را چه در مقام کارگردان و چه بازیگر بر فیلم‌های به اصطلاح کمدی و سرشار از شوخی های جنسی گذاشت و ناخودآگاه، حضور عطاران در یک فیلم سینمایی خود گواه بر سخیف بودن اثر شده است؛ یادمان بیاید فیلم‌هایی چون ” طبقه حساس”،” هزارپا”،” زیر نظر” و ……….. خود نیز عطاران حدود ۱۲ سال پیش در نشست خبری فیلم_ خوابم می آد” در پاسخ به خبرنگاری که درباره شوخی های رکیک فیلم برای خنداندن مخاطب گفته بود:” اساسا جنس کار من برآمده از این دست شوخی هاست و هر چه پیش می روم هم بیشتر متوجه این واقعیت می شوم که توالت رفتن و یا صحبت از مسائل جنسی الزاما مطالب رکیکی نیستند.همه ما در برخوردی کاملاً سطحی اتکت رکیک بودن به شوخی های این قبیل آثار می زنیم در حالی که حذف این میزان رکیک بودن حتی پیامک ها و جوک های روزمره ما را هم بی مزه می کند.”

مشرق نیوز نیز در این خصوص می‌نویسد: “عطاران در سینما و مجموعه‌های نمایشی نوعی ساختارشکنی را در مسیر حرفه‌ای به مولفه‌اش تبدیل کرده است و آثاری کمدی‌اش با اجرای او با شوخی‌های سخیف جنسی پیوند خورده و نقطه عطف‌های کمدی روایت این سریال همچون سایر آثار عطاران مبتنی بر شوخی‌های جنسی و اروتیک رضا عطاران است.”

گرچه داستان این سریال برگرفته از یک سریال آمریکایی است که در آن هم دو شخصیت مشنگ و کم‌عقل با چنین حادثه‌ای در آپارتمانی که در آن زندگی می‌کنند، مواجه می‌شوند. اما هیچ یکاز آنها نه به فراموشی مبتلا شده و نه یکی از آنها سبک‌مغز و بی‌مصرف است. فیلمساز در لابه لای داستان جنایی خود که متاثر از سریال آمریکایی فضای سردی دارد، می‌خواهد به برخی مسائل اجتماعی هم کنایه بزند، ولی آنقدر در فضای فانتزی می‌ماند که حتی این نقد اجتماعی هم باورش مشکل می‌شود، مثل زمانی که می‌خواهد قصه ازدواج منیر (مینا ساداتی) با بیژن (داریوش کاردان) را تعریف کند، اما آنقدر دچار فانتزی می‌شود که حرف اصلی‌اش فراموش می‌شود.

در پایان باید گفت نمایش خانگی به شکل افسار گسیخته ای ، می‌کوشد به بهانه جذب مخاطب و ساختن کمدی، از خطوط قرمز فرهنگی و اخلاقی کشور عبور کند و در این راستا” دفتر یادداشت ” را می‌توان یکی از کُلنگ زنان این پروژه عظیم، به حساب آورد. واقعا ساترا و مسئولانی که به چنین آثاری مجوز ساخت و انتشار می‌دهند باید از خود بپرسند آیا ذائقه مخاطب ایرانی تا این حد سیر نزولی پیدا کرده است؟ آیا فحاشی کاراکترهای داستان به جای دافعه، ایجاد جاذبه می‌کند؟ آیا تصویر محو روابط را زناشویی و نمایش روابط زناشویی بر پایه مبادله پول با جوانی، خیانت، دروغ، نمایش برهنگی آقایان و دیالوگ‌های جنسی متعدد از زبان بازیگران محبوب طنز، خواسته مخاطبان امروز است؟ آیا به بهای تبلیغ و اقناع پوستر و تیزر و تبلیغات هر قسمت در بستر فضای مجازی -با وجود حق انتخاب در پلتفرم دلخواه و پرداخت اشتراک- می‌توان بر همه اینها سرپوش گذاشته و مخاطبان را وادار کرد در طلب خنده‌ای از ته دل، بی‌خیال چنین فضای نازل و سخیفی شده و به تماشای «دفتر یادداشت» بنشینند، آن هم در جمع خانوادگی؟ آیا مسئولان صدا و سیما که بعد از کشمکش‌های فراوان در ظاهر مسئولیت نظارت بر شبکه نمایش خانگی را برعهده دارند، به خوابی عمیق و غفلتی جبران ناپذیر مبتلا شده‌اند؟!!!

 

*نفیسه ترابنده

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 

نویسنده : نفیسه ترابنده

مطالب مرتبط

آخرین اخبار