۱۹:۰۰ - ۱۴۰۳/۰۲/۰۲

روانشناختی رفتاری

مرزها در مقابل انتظارات چگونه است!

مرزها معیارهایی هستند که شما به آنها اجازه می دهید با شما رفتار شود، در حالی که انتظارات همان چیزی است که فکر می کنید دیگران باید انجام دهند تا نیازهای شما را برآورده کنند.

برای عالی بودن در شغلتان فقط سخت کار کردن کافی نیست بلکه باید رفتار حرفه ای داشته باشید

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر،مرزها معیارهایی هستند که شما به آنها اجازه می دهید با شما رفتار شود، در حالی که انتظارات همان چیزی است که فکر می کنید دیگران باید انجام دهند تا نیازهای شما را برآورده کنند.برای اطلاعات بیشتر با اندیشه معاصر همراه باشید.

مرزها استانداردهایی هستند که برای خود تعیین می کنید و مربوط به شخص مقابل نیستند

. برای مثال، «می‌خواهم با من محترمانه رفتار شود» یا «با کسی که کمتر از من درآمد دارد قرار ملاقات نمی‌گذارم».انتظارات در قلمرو “باید” زندگی می کنند و بر اساس تربیت، خواسته ها، شخصیت و غیره شما هستند. به عنوان مثال، “من انتظار دارم که شریک زندگی من همیشه در دسترس باشد، زمانی که به حمایت عاطفی نیاز دارم.”در حالی که اینها لزوما غیر منطقی نیستند، داشتن انتظارات از افراد دیگر می تواند منجر به ناامیدی و عصبانیت شود که به دلیل برآورده نکردن انتظارات شما متوجه طرف مقابل می شود.بنابراین به جای اینکه انتظار داشته باشید طرف مقابل استانداردهای شما را برآورده کند، مسئولیت استانداردهای خود را بر عهده می گیرید و چیزی کمتر از آن را نمی پذیرید. شما به جای دیگری از خود انتظار دارید.به عنوان مثال، من از خودم توقع دارم نسبت به خودم دلسوز و فهمیده باشم و اگر کسی به من بی احترامی کرد، از خودم انتظار دارم که کنار بروم.بنابراین، اگر کسی به من بی احترامی کند، من به جای اینکه روی این واقعیت تمرکز کنم که “باید” محترمانه رفتار کنند، ادامه می دهم.مرزها و انتظارات مشابه هستند، اما از دیدگاه‌ها و انگیزه‌های متفاوتی می‌آیند و نتایج متفاوتی را به دنبال دارند.

برای عالی بودن در شغلتان فقط سخت کار کردن کافی نیست بلکه باید رفتار حرفه ای داشته باشید

مرزها در مقابل انتظارات چگونه است!

 انتظارات

از سوی دیگر، انتظارات، استانداردها یا باورهایی هستند که ما در مورد نحوه عملکرد یک رابطه و نحوه رفتار شریک زندگیمان داریم.انتظارات اغلب بر اساس نیازهای فردی، خواسته ها و تجربیات گذشته ما است.آنها می توانند واقع بینانه یا غیر واقعی باشند و زمانی که به طور موثر ارتباط برقرار نمی کنند، می توانند منجر به سوء تفاهم و ناامیدی شوند.

نمونه هایی از انتظارات عبارتند از:

دیگران مسئول برآوردن نیازهای من هستند (یعنی باید نیازهای من را برآورده کنند).
تمرکز روی طرف مقابل و کاری است که انجام می دهد یا نمی کند.
آنها منعکس کننده خواسته های شما هستند تا واقعیت، به عنوان مثال، شما تمایل به نزدیکی عاطفی دارید حتی اگر این واقعیت رابطه شما نباشد.
هدف این است که نیازهای خود را با تلاش برای کنترل رفتار شخص دیگر برآورده کنید.
شما فقط می توانید انتظار داشته باشید که طرف مقابل از قبل به شما بدهد یا مایل است بدهد. بنابراین، آنها باید واقع بین باشند و بر اساس حقایق باشند، به عنوان مثال، انتظار اینکه کسی هر روز بعد از کار با شما تماس بگیرد، تنها در صورتی منطقی است که قبلاً این کار را انجام داده باشد.
انتظارات برآورده نشده اغلب منجر به ناامیدی و عصبانیت می شود و می تواند به روابط آسیب برساند.

مرزها

مرزها محدودیت ها و قوانینی هستند که برای خود در مورد آنچه که در یک رابطه می خواهیم و نمی پذیریم تعیین می کنیم.آنها در مورد مراقبت از خود، ارزش های شخصی و رفتاری هستند که ما مایل به تحمل آن از سوی دیگران هستیم. مرزها برای حفظ حس هویت، خودمختاری و رفاه عاطفی ما در یک رابطه ضروری هستند.

شما مسئول اطمینان از برآورده شدن نیازهایتان هستید، بنابراین اگر از مرزهای شما عبور کرد، مسئولیت اقدام نیز بر عهده شماست.
تمرکز روی شما و آنچه می خواهید و نمی خواهید (صرف نظر از شخص مقابل) است.
آنها به شما کنترل می دهند زیرا برای برآوردن نیازهای خود به دیگران متکی نیستید.
آنها آزادی انتخاب ایجاد می کنند (بیشتر رویکرد “آن را بگیر یا بگذار”).
اگر کسی استانداردهای شما (مرزها) را برآورده نمی کند، می توانید بدون عصبانیت او را رها کنید، زیرا راحت تر می توانید بپذیرید که شاید سازگار نباشید و بهتر است راه های جداگانه ای را انتخاب کنید.
آنها برای رفاه شخصی و رابطه ای شما ضروری هستند.

خلاصه

مرزها از رفاه و امنیت شما محافظت می کنند و به شما حس کنترل و انتخاب می دهند. انتظارات ایده آلیستی و اغلب مبهم هستند و برای انجام آنچه می خواهید به طرف مقابل متکی هستند.بنابراین، اگر به درستی مدیریت نشود، انتظارات ممکن است باعث شود شما احساس ناتوانی و در رحمت دیگران کنید.بنابراین، در حالی که داشتن انتظارات طبیعی است (همه آنها را دارند)، سعی کنید تمرکز خود را از “باید” و بیشتر به سمت “چه می خواهم؟” تغییر دهید. و “چه چیزی را تحمل/نخواهم تحمل خواهم کرد؟”.به طور کلی، همیشه خوب است که به بهترین ها امیدوار باشید، اما انتظارات خود را پایین نگه دارید – به این ترتیب، شانس خود را برای احساس ناامیدی به حداقل می رسانید.

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 

مطالب مرتبط