• امروز : افزونه جلالی را نصب کنید.
  • برابر با : Saturday - 3 December - 2022

جام جهانی 2022

شادی گل چشمی در بین برترین‌های فیفا گل چشمی به ولز در بین بارونکردنی‌ترین گل‌های جام جهانی قطر + فیلم هردم از باغ بری می رسد/ باز هم سقوط تیم ملی ایران زن زیبای عمانی در جام جهانی 2022 قطر از شوهرش جدا شد + علت و فیلم خبر بد برای هواداران استقلال از راه رسید جدیدترین اخبار ورزشی از سایت باشگاه استقلال | ستاره محبوب استقلال از دربی محروم شد! / مرد محبوب استقلال، ماندگار در جام جهانی کارلوس کی روش در جام جهانی قطر 15هزار میلیارد پاداش گرفت + جزئیات خداحافظی کارلوس کی‌ روش با تیم ملی فوتبال قطعی شد + جزئیات جدول برنامه روز چهاردهم جام جهانی ۲۰۲۲ قطر در مرحله یک هشتم نهایی ورزش سه پخش زنده / برنامه پخش زنده فوتبال امروز جام جهانی 2022 محیا دهقانی روی شبکه زنده غوغا به پا کرد + فیلم خداحافظی کی روش با تیم ملی فوتبال ایران برای همیشه! / کارلوس کی روش رفتنی شد؟ عجیب ولی واقعی؛ ستاره پرسپولیسی در لحظه آخر به جام‌جهانی نرفت! جلسه سرنوشت‌ساز برای تعیین تکلیف کی روش دبی از جام جهانی قطر چقدر سود برد؟ حسرت بزرگ برای فوتبال ایران با مصاحبه سرمربی ژاپن در خصوص آسیایی‌ها/ کاش کی‌روش هم اینطور فکر می‌کرد! خلاصه بازی اروگوئه و غنا | باخت جوانمردانه نماینده آفریقا با حذف اروگوئه + فیلم ۲ گزینه داخلی برای نیمکت ایران؛ سرمربیان جوان جانشین کی روش می شوند؟ جام جهانی قطر| خشم ژرمن‌ ها از شکست اسپانیا برابر ژاپن؛ انتظارش را نداشتیم! بدرقه تمسخرآمیز قطری‌ها از آلمان / وداع جانسوز آلمانی ها از جام جهانی به سوی منزل

عشق اول سروش صحت لو رفت

  • کد خبر : 1210445
  • 28 آبان 1400 - 11:09
عشق اول سروش صحت لو رفت
پسر نوجوانی پرسید: «شما تا حالا عاشق شدید؟»

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، سروش صحت در اعتماد نوشت: پسر نوجوانی که جلوی تاکسی نشسته بود از راننده پرسید: «شما تا حالا عاشق شدید؟»
راننده گفت: «مگه کسی هم هست که عاشق نشده باشه؟»

پسر نوجوان پرسید: «شکست هم خوردید؟» راننده گفت: «مگر کسی هم هست که شکست نخورده باشه؟» مدتی سکوت شد؛ راننده نگاهی به پسر کرد و پرسید: «شکست خوردی؟» پسر گفت: «دارم می‌میرم.»

چروک‌های عمیق صورت راننده عمیق‌تر شد و گفت: «بدتر از مردنه.»

پسر گفت: «تا آخر عمرم فراموشش نمی‌کنم، دیگه عاشق هیچ‌ کس نمی‌تونم بشم.»

راننده چیزی نگفت؛ پسر از راننده پرسید: «شما هم وقتی شکست خوردی داشتی می‌مردی؟»

راننده گفت: «معلومه.» پسر پرسید: «اسم عشق‌تون چی بود؟» راننده گفت: «اولی‌اش؟» پسر گفت: «مگه چند تا عشق داشتید؟»

راننده آهی کشید و چیزی نگفت. پسر دوباره پرسید: «اسم اولی چی بود؟»

راننده به روبه‌رو خیره شد و بعد گفت: «چنان خشکسالی شد اندر دمشق/ که یاران فراموش کردند عشق…»

انتهای پیام/*

لینک کوتاه : https://andishemoaser.ir/?p=1210445
  • نویسنده : مریم بالوی فیلی
  • منبع : نودادبرتر

ثبت دیدگاه

دیدگاهها بسته است.

ساماندهی

logo-samandehi

اندیشه معاصر در سامانه رسانه جامع