روانشناختی رفتاری

آیا با شناخت شخصیت افراد میتوان سوء تفاهم ها و تعصب های رفتاری را کاهش داد؟

ما با تعصب نسبت به گروه های خاصی از مردم متولد نشده ایم. تعصب در طول زمان به قدری عمیق و به روش های ناخواسته بسیاری آموخته و تقویت می شود

روانشناسی رضایت شغلی محل کار

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر،ما با تعصب نسبت به گروه های خاصی از مردم متولد نشده ایم. تعصب در طول زمان به قدری عمیق و به روش های ناخواسته بسیاری آموخته و تقویت می شود.برای اطلاعات بیشتر با اندیشه معاصر همراه باشید.

امتیاز کلیدی

یک مطالعه جدید ارتباط بیشتر بین کسانی که سوگیری ها (تعصب )را مطالعه می کنند و کسانی که تبعیض را مطالعه می کنند توصیه می کند.
سوگیری های یک فرد را می توان با تغییر فرد یا تغییر موقعیتی که در آن تصمیم گیری می شود کاهش داد.
رویکردهای تحقیر آمیز که می تواند تبعیض را کاهش دهد شامل مسئولیت پذیری و “در نظر گرفتن عکس آن” است.
این مطالعه به ذکر برخی از هشدارها و سایر رویکردهای انحرافی امیدوارکننده ناکام ماند.

آیا با شناخت شخصیت افراد میتوان سوء تفاهم ها و تعصب های رفتاری را کاهش داد؟

آیا با شناخت شخصیت افراد میتوان سوء تفاهم ها و تعصب های رفتاری را کاهش داد؟

ما با تعصب نسبت به گروه های خاصی از مردم متولد نشده ایم.

تعصب در طول زمان به قدری عمیق و به روش های ناخواسته بسیاری آموخته و تقویت می شود که کاهش آن بسیار دشوار است (Paluck et al., 2021). تبعیض ناشی از قرن ها به شیوه های ناگفته ای بر گروه ها و طبقات مختلف مردم تأثیر منفی گذاشته است.

یک مطالعه جدید در بررسی شخصیت و روانشناسی اجتماعی (Axt and To، ۲۲ آوریل ۲۰۲۴) پیشنهاد کرده است که با بررسی و تجزیه و تحلیل راه‌هایی برای کاهش سوگیری‌های شناختی کلاسیک افراد در زمینه‌های قضاوت و تصمیم‌گیری، ممکن است راه‌های بهتر یا طولانی‌تری ایجاد کنیم. برای کاهش تبعیض نویسندگان ادعا کردند که مطالعات در مورد سوگیری های تصمیم گیری و مطالعات در مورد تعصب و تبعیض باید بیشتر با هم کار کنند.

نویسندگان با خلاصه‌ای از ادبیات تحقیرآمیز شروع کردند، که به خودی خود کمک مفیدی برای کسانی است که می‌خواهند درک بهتری از نحوه کاهش سوگیری‌های شناختی داشته باشند. نویسندگان راهبردهای تحقیر آمیز را به سه گروه تقسیم کردند: ۱) تلاش برای تغییر فرد (که ممکن است تعصب داشته باشد). ۲) ارائه تاکتیک های موقعیت خاص. و ۳) تغییر زمینه ای که در آن قضاوت های بین فردی انجام می شود.

شخص را تغییر دهید

راه هایی برای افزایش انگیزه یا توانایی عمومی افراد برای بی طرفی وجود دارد، از جمله انواع مختلف آموزش یا آموزش. آموزش علوم اجتماعی به طور کلی می تواند تفکر منطقی و بی طرفانه را بهبود بخشد (لمان و نیسبت، ۱۹۹۰؛ شالر و همکاران، ۱۹۹۶؛ استالدر، ۲۰۱۲).

نویسندگان همچنین به بازی‌های مجازی اشاره کردند که تصمیم‌گیری در زندگی واقعی را با آواتار شبیه‌سازی می‌کنند. همچنین افزایش احساس مسئولیت پذیری در جایی که انتظار داریم قضاوت های خود را برای شخص دیگری توجیه کنیم مفید است (لرنر و تتلاک، ۱۹۹۹).

تاکتیک های خاص موقعیت را ارائه دهید

برخی از رویکردهای انحرافی مختص یک موقعیت خاص هستند، زیرا دستورالعمل های شرکت کنندگان مستقیماً و فقط برای یک قضاوت منفرد اعمال می شود. یک تاکتیک اصلی در اینجا “برعکس را در نظر بگیرید” نامیده می شود. ایده کلی این است که به اطلاعاتی فکر کنیم یا تصور کنیم که به نوعی مخالف تمایلات اولیه ما است.

به عنوان مثال، در پاسخ به سؤالات دانش عمومی، شرکت کنندگان معمولاً سوگیری بیش از حد اعتماد به نفس نشان می دهند، به این ترتیب که دقت پاسخ های خود را بیش از حد برآورد می کنند. اما اگر از آنها خواسته شود دلایل بالقوه ای را در نظر بگیرند که چرا پاسخ های آنها ممکن است اشتباه باشد، تخمین های آنها واقع بینانه تر می شود (کوریات و همکاران، ۱۹۸۰). به گفته نویسندگان، رویکرد “برعکس را در نظر بگیرید” همچنین سوگیری لنگر، سوگیری تایید و سوگیری پس‌بینی را کاهش داده است.

زمانی که صاحبان قدرت باید در مورد سرنوشت دیگران تصمیم بگیرند، گاهی از متغیرهای پیش‌بینی‌کننده متعددی استفاده می‌کنند، مانند زمانی که قضات تصمیم می‌گیرند که کدام متهمان را به قید وثیقه آزاد کنند یا اعضای هیئت علمی تصمیم می‌گیرند چه کسی را در برنامه تحصیلات تکمیلی بپذیرند.

تحقیقات نشان داده است که فرمول‌های مبتنی بر تحقیق یا «مدل‌های خطی» که تعیین می‌کنند از کدام متغیرها استفاده شود یا چگونه آنها را بسنجیم، به نتایج بهتری نسبت به اجازه دادن به قضات و اساتید برای استفاده از شهود خود منجر می‌شود. استفاده از فرمول‌های از پیش تعیین‌شده به ترتیب منجر به عدم حضور متهمان در دادگاه و اجرای بالاتر در سال اول برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی شد.

Context را تغییر دهید

تصمیمات همچنین می توانند تحت تأثیر تغییر نحوه ارائه یا ساختار آنها قرار گیرند. به طور خاص، چارچوب‌بندی یک موضوع بر حسب فرکانس (یا اعداد خام) می‌تواند تأثیر بیشتری نسبت به درصد داشته باشد، مثلاً «۱۰ از هر ۱۰۰۰ زن» در یک پیام مراقبت‌های بهداشتی پیشگیرانه در مقایسه با ۱ درصد قانع‌کننده‌تر است (اگرچه ۱۰ مورد از ۱۰۰۰ برابر با ۱ است. درصد). این مثال شبیه به اثر قاب بندی کلاسیک است که در آن مصرف کنندگان یک محصول گوشتی ۷۰ درصد بدون چربی را خریدی بهتر از محصولی که ۳۰ درصد چربی دارد، می دانند.

آنچه نویسندگان از دست داده اند

نویسندگان اذعان کردند که فهرست راهبردهای آنها جامع نیست، اما برخی از رویکردهای ذکر نشده ممکن است به ویژه در کاهش تعصب و تبعیض مفید باشند. آنها عبارتند از آموزش اسناد موقعیتی، آموزش همدلی، کنترل قرار گرفتن (محدود کردن قرار گرفتن در معرض اطلاعاتی که ممکن است قضاوت را سوگیر کند)، آموزش تمرکز حواس، کاهش بار شناختی، تأیید خود و کاهش سرعت (نیل و برادسکی، ۲۰۱۶؛ پرونین و هیزل، ۲۰۲۳؛ استالدر). ، ۲۰۱۸؛ استوارت و همکاران، ۲۰۱۰). همچنین ویژگی های شخصیتی مرتبط با تعصب و نژادپرستی کمتر، از جمله نیاز کم به ساختار و پیچیدگی اسنادی بالا وجود دارد (شالر و همکاران، ۱۹۹۵؛ استالدر، ۲۰۰۹، ۲۰۱۴ الف؛ تام و همکاران، ۲۰۰۸).

همچنین اخطارها یا پیچیدگی هایی وجود دارد که ذکر نشده است. برخی از رویکردهای تغییر زمینه با تکیه بر یک سوگیری (مانند اثر کادربندی) در تعقیب کاهش تعصب دیگر، دستکاری به نظر می رسند. نویسندگان اذعان کردند که پیش‌فرض‌های قضاوت با تکیه بر «سوگیری برای عدم اقدام» کار می‌کنند. شاید هدف وسیله را توجیه کند، اما به نظر می رسد طعنه آمیز است که از چنین رویکردهایی به عنوان “ابهت آمیز” یاد کنیم.

استفاده از فرکانس های بیش از درصد می تواند باعث انحراف شود، اما همچنین می تواند گمراه کننده باشد. به عنوان مثال، تعداد افراد سفیدپوست فقیر در ایالات متحده دو برابر بیشتر از سیاهپوستان فقیر است که می تواند (به اشتباه) مشکل فقر سفیدپوستان به نظر برسد. اما نرخ فقر برای سفیدپوستان کمتر از ۱۰ درصد است در حالی که برای سیاه‌پوستان تقریباً ۲۰ درصد است (کریمر، ۲۰۲۰).

چه استراتژی هایی می توانند تبعیض را کاهش دهند؟

نویسندگان چندین رویکرد انحرافی را شناسایی کردند که تا حدی در کاهش تعصب یا تبعیض موفقیت آمیز بوده است: مسئولیت پذیری، پیش تعهد، فریب قضاوت، و قصور در قضاوت. برای مثال، احساس مسئولیت بیشتر می‌تواند قضاوت‌های تعصب‌آمیز در محاکمات ساختگی و وظایف استخدامی را کاهش دهد و به‌طور کلی می‌تواند طرفداری درون گروهی را کاهش دهد. نویسندگان همچنین رویکردهایی را شناسایی کردند که دارای پتانسیل هستند، از جمله اشکال خاصی از آموزش و «برعکس را در نظر می گیرند».

نویسندگان افزایش آگاهی یا آموزش در مورد سوگیری ها را به دلیل پشتیبانی تجربی کم رد کردند. اما یک مقاومت شخصی مشترک نیز در برابر چنین آموزشی وجود دارد. حتی اگر مایل به گوش دادن باشیم، تمایل داریم فکر کنیم که تعصبات مربوط به افراد دیگر است و نه واقعاً خودمان (پرونین و هیزل، ۲۰۲۳؛ استالدر، ۲۰۱۸). بنابراین، اولین قدم بالقوه برای خوانندگانی که علاقه مند به کم سوگیری هستند، این است که سعی کنیم در برابر احتمال واقعی تعصبات خودمان باز باشیم (استالدر، ۲۰۱۴b).

 

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 

مطالب مرتبط