۱۹:۴۵ - ۱۴۰۲/۱۲/۰۶

تازه های روانشناسی

آنچه یک درونگرا هنگام تحقیق در مورد ارتباط انسانی آموخته است

پنج درس برای تغییر شکل دیدگاه درونگراها در مورد ارتباط اجتماعی.

آنچه یک درونگرا هنگام تحقیق در مورد ارتباط انسانی آموخته است

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، گفته می شود که نویسندگان اغلب کتاب هایی را می نویسند که خودشان باید بخوانند. این برای من صادق بود.

یافته های یک روانشناس درباره اهمیت ارتباط

به عنوان یک درونگرا، چهار سال گذشته را صرف مطالعه ارتباط انسانی کرده ام. کار من بر غلبه بر قطع ارتباط در دنیای انزوا رو به رشد متمرکز بود. من بیش از ۲۰۰۰ کارگر جهانی را در مورد تجربه آنها از تنهایی در محل کار و راههای ایجاد ارتباط بیشتر در محل کار و زندگی شخصی آنها بررسی کردم.

این غوطه ور شدن عمیق در علم تنهایی و تعلق مرا از اهمیت ارتباط بیدار کرد . امیدوارم بتوانید از سفر من استفاده کنید و مکاشفه ارتباط شما فقط به اندازه خواندن این مقاله طول می کشد.

در اینجا چیزی است که من در مورد تنهایی و ارتباط انسانی یاد گرفتم.

درس شماره ۱: تنهایی نبود افراد نیست ، نبود ارتباط است.
ممکن است شخصی در یک دفتر شلوغ باشد و همچنان احساس تنهایی کند. برعکس، یک کارگر انفرادی می تواند به طور کامل درگیر کار خود باشد و احساس تنهایی نکند. وقتی ارتباط فردی با خود، تیم یا جامعه، فرهنگ یا کاری که با آن درگیر است قطع شود… تنهایی می تواند به دنبال داشته باشد.

تنهایی چند بعدی است و درونگراها می توانند با تقویت ارتباطات به روش های دیگر خارج از افراد دیگر، احساس تنهایی را کاهش دهند.

درس شماره ۲: مغز ما ما را در مورد ارتباط انسانی گمراه می کند.
تنهایی تبعیض نمی گذارد تنهایی نمی‌داند سر کار هستید یا خانه، جوان هستید یا پیر، برون‌گرا یا درون‌گرا.

محققان اخیراً افرادی را در قطارها، اتوبوس‌های شهری، تاکسی‌ها، فرودگاه‌ها و اتاق‌های انتظار مورد مطالعه قرار دادند تا بررسی کنند که آیا افراد تجربه بهتری در حفظ خود یا ارتباط با غریبه‌ها دارند یا خیر. هر محیطی که آنها آزمایش کردند نتایج یکسانی داشت: مردم وقتی با دیگران ارتباط برقرار می کردند خوشحال تر بودند.

آنها همچنین دریافتند که بین افراد درونگرا و برونگرا تفاوتی وجود ندارد. درونگراها به همان اندازه که برونگراها از ارتباط با دیگران لذت می بردند. چیزی که تمایل به تغییر دارد انتظارات آنهاست. درونگراهایی که انتظار دارند از مکالمه لذت نبرند، ترجیح می دهند درگیر نشوند. با این حال، به طور متوسط، هر دو در هنگام برقراری ارتباط با دیگران احساس شادی بیشتری داشتند.

با این حال، زمانی که قبل از مطالعه مورد بررسی قرار گرفت، اکثر شرکت‌کنندگان گفتند که انتظار داشتند در هنگام برقراری ارتباط با دیگران تجربه بدتری داشته باشند. اکثر مردم به اشتباه پیش‌بینی می‌کردند که تعامل با دیگران خوشایند نیست. مغز آنها، مغز من، مغز شما گمراه می کند. همه ما خواهان ارتباط هستیم.

درس شماره ۳: تنهایی شرم آور نیست. این یک سیگنال است
مردم (و مخصوصاً درونگراها) باید دست از سرکوب کردن خود بر سر احساس تنهایی خود بردارند. طبیعی است. این یک وضعیت جهانی بشری است. در واقع مفید است.

همان سیستم هومئوستاتیک پیچیده در مغز ما که ما را به خوردن و نوشیدن سوق می دهد، مشابه چیزی است که ما را به ارتباط و گفتگو سوق می دهد. شبیه گرسنگی، تنهایی سیگنال بیولوژیکی ما برای جستجوی ارتباط است. گرسنگی به ما انگیزه می دهد که غذا بخوریم. تنهایی به ما انگیزه ارتباط می دهد. این یک نیروی انگیزشی برای ایجاد روابط قوی است. این یادآور ذاتی ماست که حضور ما برای دیگران اهمیت دارد. این اثباتی است که ما به یکدیگر نیاز داریم.

درس شماره ۴: تنهایی می تواند تنهایی را کاهش دهد.
من ضد اجتماعی نیستم من طرفدار تنهایی هستم و معلوم شد که تنهایی بیمه در برابر تنهایی است.

حالت منفی انزوا، تنهایی است. حالت مثبت انزوا، تنهایی است. تنهایی حالتی از تنهایی بدون احساسات تنهایی است. وقتی تنهایی را تجربه می کنیم، می خواهیم از آن فرار کنیم، زیرا این یک احساس ناخوشایند است . از سوی دیگر، تنهایی تنهایی مسالمت آمیزی است که در اثر حالت انزوای داوطلبانه ایجاد می شود.

تنهایی می تواند اشکال مختلفی مانند خود اندیشی، مدیتیشن ، تمرینات تمرکز حواس یا استراحت آرام از خواسته های زندگی داشته باشد. تنهایی فرصتی برای ارتباط درونی با خود فراهم می کند. بهزیستی عاطفی، وضوح، خلاقیت و دیدگاه از مزایای تنهایی عمدی و سالم است.

تنهایی حامل ننگ تاسف بار شرم است . برعکس، تنهایی از احترام بالایی برخوردار است. با این حال، به نظر می‌رسد که تنهایی در دنیای امروزی که حواس‌پرتی دارد بیشتر و بیشتر گریزان است. اما وقتی برای تنهایی مبارزه می کنیم و درست انجام می شود، به تقویت ارتباط با خود کمک می کند و به نوبه خود ما را برای ارتباط عمیق تر با دیگران تجهیز می کند.

درس شماره ۵: برای سودمند بودن لازم نیست اتصالات مستمر باشند.
به‌عنوان یک فرد درون‌گرا و بسیار جاه‌طلب، اغلب تلاشی برای برقراری ارتباط با افرادی که می‌دانستم قرار نیست درازمدت در زندگی‌ام نقش داشته باشند، انجام ندادم. یک غریبه در آسانسور، یک باریستای محلی یا یک راننده اوبر هرگز حضور و توجه کامل من را جلب نکرد . با این حال، تحقیقات ثابت می کند که تنها ۴۰ ثانیه طول می کشد تا احساس تنهایی در طول یک تعامل دو نفره کاهش یابد.

اکنون که می‌دانم ارتباطات اجتماعی چقدر برای رفاه من و دیگران مهم است – و زمان کمی برای ایجاد حس ارتباط لازم است – هر روز تلاش می‌کنم، مهم نیست چقدر زودگذر، متصل شود. من شخصاً رفاه بالایی را تجربه کرده ام و آن را در کسانی که با آنها تعامل دارم دیده ام.

بنابراین آن را از نویسنده ارتباط درونگرا بگیرید. مهم نیست که چقدر ظاهر بیرونی سختی دارید، یا چقدر روی کار متمرکز، درونگرا یا نتیجه‌محور هستید، در پایان روز، ما به دنبال مردم هستیم. بدون توجه به موانعی که خواسته یا ناخواسته بین خود و دیگران قرار می دهیم، زندگی با هم بهتر است.

در کتاب من، قابل اتصال: چگونه رهبران می‌توانند تیم‌ها را از ایزوله به همه درونی منتقل کنند، علم، آمار و استراتژی‌های بیشتری برای ارتباط بیاموزید .

 

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 

مطالب مرتبط

آخرین اخبار