۱۸:۳۰ - ۱۴۰۲/۱۲/۰۲

چگونه یک روش بومی فرزندپروری می تواند به فرزندانی با کفایت و اعتماد به نفس بیشتر منجر شود.

آنچه والدین می توانند از ۴ کودکی که در جنگل زنده مانده اند بیاموزند

سال گذشته، یک سانحه هوایی در جنگل کلمبیا تنها چهار مسافر را زنده گذاشت: چهار خواهر و برادر بومی 13، 9، 4 ساله و یک نوزاد.

آنچه والدین می توانند از ۴ کودکی که در جنگل زنده مانده اند بیاموزند

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، سال گذشته، یک سانحه هوایی در جنگل کلمبیا تنها چهار مسافر را زنده گذاشت: چهار خواهر و برادر بومی ۱۳، ۹، ۴ ساله و یک نوزاد. آنچه پس از آن رخ داد، ۴۰ روز بلاتکلیفی بود که تیم‌های نجات کلمبیایی به امید یافتن آنها در جنگل به جستجو پرداختند.

در جنگل به کودکان چه گذشت!

هر پدر و مادری احتمالاً می‌تواند وحشتی را که خانواده کودکان از سر گذرانده است، تصور کند. کودکان نه تنها باید آب آشامیدنی و غذا پیدا می‌کردند و گیاهان خوراکی را از گیاهان سمی تشخیص می‌دادند، بلکه در محلی بودند که شکارچیان احتمالی مانند مارهای سمی را در خود جای داده بود.

و با این حال، یک معجزه اتفاق افتاد. پس از ۴۰ روز، هر چهار کودک با هم، زنده پیدا شدند. چطور ممکن است؟

نگاه مدرن به کودکان
در دنیای مدرن (غربی)، ما تمایل داریم کودکان را تا حد زیادی ناتوان ببینیم. ما معتقدیم که کودکان برای یادگیری درست از نادرست به تنبیه و پاداش، محافظت در برابر خطراتی مانند استفاده از چاقوی تیز در سنین پایین، و جهت دهی مداوم، اصلاح و کنترل نیاز دارند تا یاد بگیرند چه چیزی بگویند، انجام دهند یا چگونه بدن خود را حرکت دهند. .

با این حال، این ایده که باید هر حرکت فرزندانمان را هدایت یا کنترل کنیم، ایده ما درباره کودکان را به یک پیشگویی خودشکوفایی تبدیل می کند: این امر کودکان را از بسیاری جهات ناتوان می کند.

کودکان از طریق مشاهده، تقلید و بازی یاد می گیرند. آنها با یک انگیزه درونی به دنیا می آیند که می خواهند ما را تماشا کنند و از ما تقلید کنند. آنها می خواهند در هر کاری که ما انجام می دهیم کمک کنند.

به همین دلیل است که کودکان نوپا دوست دارند وقتی ما جارو می‌رویم جارو بزنند – و اگر به آنها اجازه ندهیم خودشان این کار را انجام دهند، اغلب بسیار بداخلاق می‌شوند. این روش آنها برای بودن و تبدیل شدن به عضوی تعاونی در خانواده ما است.

کودکان با انگیزه ای درونی برای یادگیری از طریق بازی به دنیا می آیند . آنها با هر چیزی که در اطراف خود مشاهده می کنند بازی می کنند. کودک نوپایی که هنوز از شیر مادر تغذیه می‌کند یا خواهر یا برادری را می‌بیند که از شیر مادر تغذیه می‌کند، ممکن است به عروسک یا حیوان عروسکی خود شیر بدهد.

علاوه بر این، کودکان از طریق ما جهان و نقش خود را در آن درک می کنند. وقتی به آن‌ها اجازه نمی‌دهیم در کارهایی که انجام می‌دهیم شرکت کنند، به آنها نشان می‌دهیم که کمک کردن بخشی از نقش آنها نیست.

وقتی مدام مداخله می کنیم و به آنها می گوییم چگونه در دنیا حرکت کنند، آنها یاد می گیرند که شخص دیگری مسئولیت آنها را بر عهده می گیرد و به شهود خود اعتماد ندارند . وقتی مدام به آنها پاداش یا تنبیه می کنیم، می آموزند که از آن دسته افرادی هستند که برای انجام کارهای درست باید تنبیه شوند.

وقتی آنها را از بالا رفتن از درخت یا استفاده از چاقوی تیز منع می کنیم، متوجه می شوند که نمی توانند انجام فعالیت های خطرناک را با خیال راحت بیاموزند. آنها به آرامی باورهای محدود کننده خود را درونی می کنند و یا از انجام کارها می ترسند یا آنها را بدون درک محدودیت های خود انجام می دهند و صرفاً تلاش می کنند علیه کنترل ما عصیان کنند.

نگاه بومی به کودکان
جوامع بومی در سرتاسر جهان دیدگاه کاملا متفاوتی نسبت به کودکان دارند. آن‌ها کودکان را موجوداتی توانا می‌دانند که شایسته احترام ما هستند، همان‌طور که هر انسانی درست از لحظه تولدشان می‌کند.

آنها به همه کودکان، از جمله کودکان نوپا، آزادی و استقلال کامل می دهند . به کودکان مدام گفته نمی شود که چه کاری انجام دهند یا چه بگویند. آنها از بالا رفتن از درخت یا بریدن با چاقوی تیز منع نمی شوند.

در عوض، کودکان در دنیای بزرگسالان غوطه ور می شوند. آنها والدین خود یا سایر بزرگسالان را در حال انجام کارهای خانه تماشا می کنند. یک کودک ۱۲ ماهه ممکن است به مادرش کمک کند سبزیجاتی را که بریده است در یک کاسه بیندازد. یک کودک ۲.۵ ساله ممکن است سبزیجات نرم تری را با یک چاقوی تیز برش دهد.

اما والدین فقط یک چاقو به دست فرزندشان نمی دهند و به بهترین ها امیدوار نیستند. آنها عمیقاً هماهنگ هستند. آنها فرزند خود را تماشا می کنند. وقتی می دانند فرزندشان برای استفاده از چاقوی تیز خیلی کوچک است، به آنها می گویند که مراقب باشند. و به آنها نشان می دهند که چاقو می تواند به آنها آسیب برساند. وقتی احساس می کنند کودک توانایی دارد، به آنها اجازه استفاده از آن را می دهند. اما مانند یک شبکه ایمنی، آنها در نزدیکی هستند و در صورت لزوم آماده دخالت هستند. این به کودکان اجازه می دهد تا اعتماد به نفس و شایستگی را توسعه دهند.

بچه ها بیشتر اوقات مشغول بازی هستند. آنها اغلب این کار را در گروه‌های بازی در سنین مختلط انجام می‌دهند که در آن کودکان کوچک‌تر از بزرگ‌ترها یاد می‌گیرند. آنها در همان چیزهایی بازی می کنند که در جامعه آنها مرتبط است. به عنوان مثال، در جنگل آمازون، بازی ممکن است حول این موضوع باشد که گیاهان سمی هستند و چگونه می توان از شکارچیان اجتناب کرد یا از آنها دفع کرد.

کودکان در جامعه ای از بزرگسالان دوست داشتنی غوطه ور می شوند که هر زمان که به دنبال آن باشند به آنها صمیمیت عاطفی و جسمی ارائه می دهند. نوزادان و کودکان نوپا در بیشتر مواقع با یک بزرگسال دلسوز در تماس فیزیکی هستند. هر زمان که احساس ترس کنند یا گریه کنند، شخصی آنها را برمی دارد یا نگه می دارد. آنها در یک سطح فیزیولوژیکی عمیق یاد می گیرند که مورد نیاز و استقبال هستند. آنها یاد می گیرند که به خود، دیگران و دنیا اعتماد کنند. و این نیز به آن کودکان کمک کرد تا خودشان زنده بمانند.

از این منظر، زنده ماندن این چهار کودک، اگرچه شگفت انگیز بود، اما شاید معجزه ای نبود.

از جهان بینی بومی چه می توانیم بیاموزیم؟
فرهنگ‌های بومی بیش از جریان اصلی فرهنگ غربی، هنوز با آنچه کودکان برای رشد و تبدیل شدن به اعضای شایسته و با اعتماد به نفس گروه خود نیاز دارند، در تماس هستند. شاید زمان آن رسیده است که از تلاش برای کمک به جوامع بومی با اجرای استانداردهای غربی مانند آموزش رسمی که صرفاً بر توانایی شناختی تمرکز دارد، دست برداریم.

شاید نگاه دقیق تری به فرهنگ و دانش آنها بیندازیم و از خود بپرسیم که آیا چیزی هست که بتوانیم از آنها بیاموزیم؟ شاید از خود بپرسیم از چه راه هایی می توانیم به فرزندانمان آزادی و استقلال بیشتری بدهیم. شاید ما در موضع خود در مورد انکار تماس فیزیکی نزدیک فرزندانمان زمانی که آنها به دنبال آن هستند، تجدید نظر کنیم.

ممکن است فکر کنید که ما نمی‌توانیم این کار را در دنیای مدرن انجام دهیم – و تا زمانی که این باور ما باشد، واقعاً واقعیت ما خواهد بود. اما وقتی به وضعیت جهان امروز نگاه می کنیم، شاید زمان آن رسیده که واقعیتی متفاوت خلق کنیم.

 

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 

مطالب مرتبط