۲۲:۴۳ - ۱۴۰۳/۰۳/۱۶

فرهنگ و اندیشه

آخرین حکومت پیش از ورود اسلام به ایران کدام است

آخرین حکومتی که در باستان ایران باقی ماند چه نام دارد؟

آخرین حکومت پیش از ورود اسلام به ایران کدام است

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اندیشه معاصر، قبل از ورود اسلام به ایران، مردم پارس به دین زرتشت اعتقاد داشتند و با ورود اسلام به ایران مسلمان شدند. سلسله ساسانیان آخرین قومی بود که در قبل از ورود اسلام به ایران حکومت میکرد و لازم به ذکر است که شاهدخت این سلسله همسر امام حسین و مادر امام سجاد میباشد . برای با خبر شدن از جزئیات بیشتر و کسب اطلاعات بیشتر درباره ورود اسلام به ایران اندیشه معاصر را تا انتها دنبال کنید و نظرات خود را با ما در میان بگذارید

 ورود اسلام به ایران در کدام سلسله بود

سلسلهٔ ساسانیان آخرین حکومت قبل ازورود اسلام به ایران است. این دودمان کار خود را در شهر استخر واقع در نزدیکی تخت جمشید پایتخت پارس آغاز کرد. اردشیر بابکان در نبردی آخرین پادشاه پارتی، یعنی اردوان پنجم را در سال ۲۲۴ میلادی شکست داد و این سلسله را بنیاد نهاد. ساسانیان برخلاف شاهنشاهی اشکانی، که به صورت ملوک الطوایفی اداره می‌شد، نیرویی پر قدرت و مرکزی را بنیانگذاری کردندو به این ترتیب توانستند حکومت اشرافی و سرکش را کنترل کنند و با تنظیم یک برنامه و سازمان اداری کارآمد در امر آبیاری و شهرسازی، معماری و صنعتی کردن کشور در یک مقیاس بزرگ، توجه دنیای آنروز غرب را به سوی خود جلب نمایند و حتی با شکست امپراتوری روم اهمیت سیاسی حکومت خود را در شرق و غرب گسترش دهندآثار و بقایای ویرانه‌های بزرگ شهرهای این زمان و وسعت و پراکندگی نقوش برجسته در سینه کوه‌ها و حجاری‌های فراوانی که از آن‌ها به جای مانده‌است، نمودار توجه در گسترش و ایجاد شهرها، به ویژه ارتباط جاده ایست و موید آن کاروانسراها و پل‌هایی است که به جای مانده و نیز سایر صنایع و ارتباط با کشورهای دور و همسایه همگی نشانهٔ تمرکز قدرت و ثبات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی این سلسله است.

ورود اسلام به ایران

ورود اسلام به ایران

حملهٔ اعراب به ایران ، اشغال ایران به دست مسلمانان یا چیرگی اعراب بر ایران. به مجموعه حملاتی به شاهنشاهی ساسانی در هفتمین سده میلادی اشاره دارد که از سال ۶۳۳ میلادی در زمان خلافت ابوبکر آغاز شد، در زمان عمر به اوج خود رسید و در زمان عثمان با سرنگونی کامل دولت ساسانی در سال ۶۵۱ میلادی (برابر با سال ۳۰ هجری خورشیدی) و کشته شدن یزدگرد سوم، واپسین شاهنشاه ساسانی پایان یافت. این حملات همچنین باعث افزودن ایران به قلمرو خلافت اسلامی شد. اشغال ایران، سرآغاز فرایند تدریجی گرویدن ایرانیان به اسلام بود که چند قرن طول کشید. منابعی اشاره می‌کنند که اسلام آوردن ایرانیان باعث در امان ماندن از کشتار آنان و جلوگیری از پرداخت مالیات‌هایی که روستاییان توان پرداخت آن را نداشتند و بیشتر از درآمد کالاهایشان بود، می‌شد از میان حمله‌هایی که اقوام دور و نزدیک در طول تاریخ به خاک ایران کرده‌اند، حملهٔ اعراب بیشترین تأثیر را بر ایران گذاشت.

اندکی پس از درگذشت محمد بن عبدالله، ابوبکر لشکری را به سرزمین‌های جنوب رود فرات و شهر حیره در غرب قلمرو ساسانیان (عراق کنونی) فرستاد و آنجا را فتح کرد. پس از بازپس‌گیری و جابجا شدن این شهر میان مسلمانان و ساسانیان در زمان عمر، سرانجام لشکر شاهنشاهی ایران زیر فرماندهی رستم فرخ‌زاد در نبرد قادسیه با اعراب درگیر شد که پیآمد آن پیروزی اعراب بود. سپس تیسفون، پایتخت ساسانیان، پس از یک محاصره کوتاه تسخیر و غارت شد و سپس در نبرد جلولا اشغال عراق تکمیل شد. التون دنیل باور دارد که پس از به دست آوردن عراق عمر علاقه‌ای به گسترش جنگ تا فلات ایران نداشت اما به دلایل گوناگون از جمله دلبستگی لشکریان عمر به ستاندن غنائم بیشتر و ترس عمر از حمله یزدگرد یا یکی از مدعیان فرمانروایی، نهایتاً تصمیم به حمله گرفت. در سال ۶۴۲ واپسین ایستادگی یکپارچه ایرانِ ساسانی در نبرد نهاوند رخ داد (نبرد نهاوند) که پس از نبردی خونین اعراب پیروز شدند. یزدگرد متواری شده و عاقبت در سال ۶۵۱ میلادی بنا به روایتی به دست آسیابانی در مرو کشته شد

علل سقوط ساسانیان

سقوط امپراتوری ۴۰۰ ساله ساسانیان توسط قدرت دینی جدید بسیار باعث تعجب و خارج از انتظار بود. تاریخ ساسانیان با سقوط امپراتوری آنها اتفاق افتاد. یک قرن قبل از آن که این اتفاق بیفتد، مقدمات آن آماده شده بود. دلایل گوناگونی برای تمام شدن تاریخ ساسانیان وجود داشت. بعضی از این دلایل عبارتند از:

– امپراتوری ایران مرتب مشغول جنگ با امپراتوری بیزانس بود.

– منابع مادّی و انسانی و همین طور امید به علت این جنگ های مرتب از بین رفته بود.

– جنبش مزدک و سرکوب آن جامعه ایرانی را نسبت به بزرگان و موبدان انتقام جو بدبین کرده – بود.

– محصولات کشاورزی و داد و ستدهای تجاری به علت نبود امنیت کم شده بود.

– گسترش سکونتگاه های شهری به تدریج زندگی را برای طبقه متوسط اجتماعی یعنی دهقانان دشوار نموده بود.

– روستاییان و صنعتگران باید به جای قرار داشتن در خط تولید در خدمت ارتش می بودند.

– تبعیض طبقانی مانع از رشد استعدادها در نوآوری ها می شد.

– مالیات های سنگین فقرا را فلج کرده بود در حالی که طبقه ثروتمند جامعه از پرداخت آن معاف بودند.

– قدرت شاه به علت دخالت های نظامیان در مسائل مدنی کاهش پیدا کرده بود.

– فساد و ریاکاری موبدان آتشکده، که نقش مهمی در اهرم قدرت داشتند، برای همه آشکار شده بود.

– مردم دیگر به روحانیون زرتشتی اعتماد نداشتند.

– پروپاگاندای اقلیت های مذهبی در برابر حاکمیت روحانیون و واکنش های آنان سبب شد که مردم نسبت راستی و درستی دین زرتشتی شک کنند.

– و دیگر علت ها./عصر ایران

پایان/*

اندیشه معاصر را در ایتا، روبیکا، پیام رسان بله و تلگرام دنبال کنید.

 

مطالب مرتبط